جهان اقتصاد پیامدهای زیستمحیطی زنجیره تأمین فلزات راهبردی را گزارش میدهد
لیتیوم، کبالت و مس؛ پیشرانهای اقتصاد دیجیتال و تهدید منابع طبیعی
مهرناز خوشبخت ـ روزنامهنگار
جهان در حال حرکت پرشتاب به سوی آیندهای پاکتر، فناورانهتر و وابسته به انرژیهای تجدیدپذیر است اما در پس این حرکت جهانی، واقعیت دیگری پدیدار شده که کمتر دیده میشود و تازهترین گزارش موسسه آب، محیط زیست و سلامت سازمان ملل متحد آن را با شفافیت تکاندهندهای آشکار کرده است. کاوه مدنی و آبراهام نونبوگو، پژوهشگران این موسسه در گزارش جدید خود تصویری از مناطقی را ترسیم میکنند که برای تامین مواد معدنی حیاتی عصر هوش مصنوعی، خودروهای برقی و زیرساختهای دیجیتال به نوعی مناطق قربانی بدل شدهاند؛ مناطقی که مردم آنها هزینه واقعی گذار سبز را میپردازند، بیآنکه سهمی از منافع فناوریهای پاک داشته باشند. در قلب این مسئله، تناقضی شکل گرفته که آینده گذار انرژی و اعتماد عمومی به آن را تهدید میکند. فناوریهایی که قرار بود پاسخ بحرانهای محیط زیستی باشند در برخی نقاط جهان خود به منبع بحرانهای تازهای تبدیل شدهاند.
پایه بسیاری از فناوریهای نوین بر استخراج موادی استوار است که به شدت ارزشمند و در عین حال کمیاباند. لیتیوم که باتریها را تغذیه میکند، کبالت که آنها را تثبیت میکند، مس که جریان برق را حمل میکند و عناصر نادر خاکی که دوام و کارایی توربینهای بادی و دستگاههای دیجیتال را افزایش میدهند، امروز همان نقشی را ایفا میکنند که نفت در قرن بیستم داشت. وابستگی جهان به این مواد روزبهروز بیشتر میشود و پیشبینیها نشان میدهد که تقاضا برای این مواد تا سال ۲۰۵۰ چهار برابر خواهد شد. تقاضای لیتیوم، گرافیت و کبالت ممکن است تا ۵۰۰ درصد افزایش یابد. این افزایش تقاضا به معنی گسترش استخراج در مقیاسی بیسابقه است؛ گسترشی که عمدتاً در کشورهای در حال توسعه و مناطقی انجام میشود که هماکنون نیز با کمبود آب، ضعف حکمرانی محیط زیستی و آسیبپذیریهای شدید اجتماعی مواجهاند.
این شرایط زمینهساز شکلگیری پارادوکسی است که در گزارش سازمان ملل به آن اشاره شده است. فناوریهایی که برای کاهش انتشار کربن و مقابله با پیامدهای سوختهای فسیلی توسعه یافتهاند، در کشورهای ثروتمند موجب افزایش کیفیت زندگی میشوند، اما در بخشهایی از جهان ناامنی آبی، آلودگی و نابرابری را تشدید میکنند. مسئله این نیست که جهان باید گذار انرژی و تحول دیجیتال را ادامه دهد یا نه؛ این مسیر اجتنابناپذیر است. مسئله این است که مدل فعلی توسعه، خطر تکرار همان خطایی را دارد که در دوران استخراج و مصرف نفت رخ داد: انتقال ثروت به یک سو و انتقال آسیب به سوی دیگر.
یکی از جدیترین پیامدهای استخراج مواد معدنی حیاتی، فشار شدید بر منابع آب است. استخراج این مواد نیاز عظیمی به آب دارد. تولید یک تن لیتیوم میتواند تا دو میلیون لیتر آب مصرف کند. تنها در سال ۲۰۲۴، تولید جهانی لیتیوم حدود ۴۵۶ میلیارد لیتر آب نیاز داشت، رقمی که برابر با مصرف سالانه آب خانگی ۶۲ میلیون نفر در آفریقای زیر صحرا است. این ارقام در شرایطی مطرح میشود که بسیاری از نقاط جهان با ورشکستگی آبی مواجهاند و میزان برداشت از منابع آب شیرین فراتر از توان تجدیدپذیری آنهاست. این فشار در مناطق خشک و نیمهخشک بیشتر احساس میشود؛ مناطقی که معدنکاری به سفرههای زیرزمینی و سیستمهای آبی متکی است که به کندی یا حتی در مقیاس زمانی انسان قابل تجدید نیستند.
سالار آتاکاما در شیلی یکی از نمونههای شاخص این وضعیت است. در این منطقه خشک، فعالیتهای معدنی تا ۶۵ درصد مصرف آب را به خود اختصاص داده است. کاهش سطح آبهای زیرزمینی، کوچکشدن تالابهای نمکی و تهدید سفرههای آب شیرین پیامدهای مستقیم این فشار است. رقابت میان صنعت و کشاورزی برای دسترسی به آب به تنشهای اجتماعی دامن زده و اعتراض جوامع بومی را برانگیخته است. در این مناطق، مفهوم گذار پاک برای مردم محلی نه تنها بیمعنا بلکه تهدیدآمیز است. اگر در شهرهای ثروتمند، خودروهای برقی نماد زندگی پاکتر باشند، برای کشاورزان آتاکاما این خودروها تنها نشانهای از شتاب گرفتن تخلیه منابع آب هستند.
مشکل فقط مصرف آب نیست. استخراج مواد معدنی حیاتی حجم عظیمی از پسماندهای سمی تولید میکند. تولید عناصر نادر خاکی به ازای هر تن محصول قابل استفاده، تا دو هزار تن پسماند آلوده ایجاد میکند. این پسماندها حاوی فلزات سنگین، اسیدها و مواد شیمیایی خطرناکی هستند که در صورت مدیریت نادرست میتوانند سفرههای زیرزمینی، رودخانهها و خاکها را آلوده کنند. در برخی مناطق جهان، رودخانههای نزدیک به معادن کبالت و مس آنقدر اسیدی شدهاند که مردم دیگر نمیتوانند از آب آنها استفاده کنند.
کاهش ذخایر ماهی، آلودگی خاکهای کشاورزی و گسترش بیماریهای پوستی و گوارشی از پیامدهای رایج این آلودگیهاست.
گزارش سازمان ملل تاکید میکند که جوامع نزدیک به معادن مواد معدنی حیاتی اغلب با مشکلات شدید بهداشتی روبهرو هستند. در جمهوری دموکراتیک کنگو، که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان کبالت در جهان است، مطالعات نشان میدهد که ساکنان مناطق نزدیک به معادن با نرخ بالای سقط جنین، ناهنجاریهای مادرزادی، بینظمیهای قاعدگی، ناباروری و مرگومیر نوزادان مواجهاند. تماس طولانیمدت با آب و خاک آلوده، در کنار دسترسی محدود به خدمات پزشکی، این شرایط را تشدید میکند. تنها حدود یکسوم مردم این کشور به آب آشامیدنی سالم دسترسی دارند و این کمبود، آسیبپذیری آنها در برابر آلودگیهای ناشی از استخراج را بیشتر میکند.
این آسیبها فقط به سلامت محدود نمیشود؛ امنیت غذایی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. در پرو، استخراج روی، حوزه آبخیز کوناس را آلوده کرده و کیفیت آبی را که برای آبیاری و دامداری استفاده میشود، کاهش داده است. در بولیوی، استخراج لیتیوم باعث کمبود مداوم آب شده و کشت کینوا، محصولی اساسی در اقتصاد و رژیم غذایی محلی، را دشوار کرده است. در آرژانتین، شیلی و بولیوی که به مثلث لیتیوم معروفاند، کاهش دسترسی به آب برای محصولات کشاورزی و دامداری به یک چالش جدی تبدیل شده است. الگوهای مشابهی در زامبیا و کنگو نیز مشاهده میشود؛ جایی که رودخانههای آلوده به کاهش ذخایر ماهی و بیماریهای دامی منجر شده است.
این روند پیامدهای اقتصادی و سیاسی مهمی برای دولتها و شرکتها دارد. کمبود آب میتواند پروژههای معدنی را به تاخیر بیندازد و هزینهها را افزایش دهد. آلودگی و تنشهای اجتماعی میتواند اعتبار و سرمایهگذاری شرکتها را تهدید کند. تردید مصرفکنندگان نسبت به ادعاهای «پاک» بودن فناوریها ممکن است به بیاعتمادی گسترده نسبت به کل پروژه گذار انرژی منجر شود. اگر فناوریهای پاک بر پایه سازوکارهایی بنا شوند که سلامت و معیشت برخی از فقیرترین مردم جهان را تهدید میکند، اعتبار اخلاقی گذار انرژی از بین خواهد رفت.
سازمان ملل در این گزارش تاکید میکند که حل این بحران از توان یک شرکت یا یک دولت خارج است و نیازمند اقدام جمعی و ساختاری است. پیشنهادهایی برای یک مسیر پایدارتر ارائه شده است. یکی از آنها ایجاد قوانین الزامآور بینالمللی برای مدیریت زنجیره تامین مواد معدنی حیاتی است. چنین قوانینی میتواند مصرف آب، کنترل آلودگی و رعایت استانداردهای حقوق بشری را در سراسر زنجیره تامین قابل پیگیری و شفاف کند. افزایش گزارشدهی مستقل و قابل مقایسه درباره مصرف و آلودگی آب، گامی ضروری برای پیشگیری از تبدیل شدن مناطق جدید به مناطق قربانی است.
نوآوریهای فناورانه نیز میتواند بخشی از مشکل را کاهش دهد. گسترش روشهای استخراج کمآببر مانند استخراج مستقیم لیتیوم میتواند فشار بر منابع آبی را کم کند. اقتصاد چرخشی و بازیافت میتواند نیاز به استخراج مواد تازه را کاهش دهد. بازیابی لیتیوم، کبالت و دیگر فلزات از باتریهای فرسوده و تجهیزات الکترونیکی میتواند جایگزینی برای استخراج در مناطق آسیبپذیر باشد.
در عین حال، مشارکت واقعی جوامع محلی در تصمیمگیریها ضروری است. جوامع بومی و محلی باید سهمی از مزایای اقتصادی داشته باشند و در مدیریت منابع مشارکت کنند. سرمایهگذاری پایدار در زیرساختهای آب، بهداشت و سلامت میتواند فاصله میان مناطقی را که مزایا را به دست میآورند و مناطقی را که هزینهها را میپردازند کاهش دهد.
این گزارش تاکید دارد که مسئولیت تنها بر دوش کشورها و شرکتها نیست. مصرفکنندگان و سرمایهگذاران نیز باید نقش خود را درک کنند. انتخاب محصولات با طول عمر بیشتر، قابل تعمیر و دارای زنجیره تامین شفاف میتواند تقاضا برای استخراج بیرویه را کاهش دهد. در جهان امروز که مصرف انرژی دیجیتال و نیاز به دستگاههای الکترونیکی هر روز افزایش مییابد، حتی انتخابهای کوچک مصرفکنندگان میتواند پیامدهای بزرگ زیستمحیطی داشته باشد.
آینده انرژی جهان بدون شک به سمت برقیتر و دیجیتالیتر شدن حرکت میکند. اما این مسیر به خودی خود عادلانه، پاک یا پایدار نیست. فناوریهای پاک فقط زمانی میتوانند نام «پاک» را بر خود داشته باشند که میزان آب مصرفی، حجم آلودگی و مهمتر از همه، سرنوشت مردمی که در کنار معادن زندگی میکنند در نظر گرفته شود. اینکه قرن بیستویکم اشتباهات استخراجمحور گذشته را تکرار کند یا نه، به تصمیماتی بستگی دارد که امروز گرفته میشود. اگر جهان بخواهد گذار انرژی نه فقط سبز، بلکه انسانی و عادلانه باشد، باید از ایجاد مناطقی جلوگیری کند که در آن پیشرفت جهانی به بهای تضعیف سلامت و محیط زیست مردم محلی تمام میشود.
این انتخاب تنها درباره فناوری نیست؛ درباره ارزشهایی است که جهان در مسیر آینده بر آنها تکیه خواهد کرد.