جهان هنوز روی سیم فسیلی روشن است

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 189180
جهان هنوز روی سیم فسیلی روشن است

در حالی که طی سال‌های اخیر روایت غالب در بسیاری از محافل بین‌المللی، حرکت شتابان جهان به سوی انرژی‌های پاک و عبور تدریجی از سوخت‌های فسیلی بوده است، تازه‌ترین داده‌ها نشان می‌دهد واقعیت شبکه برق جهانی هنوز فاصله قابل‌توجهی با این تصویر دارد. بر اساس تحلیل داده‌های جدید، زغال‌سنگ، گاز و نفت همچنان ستون اصلی تولید برق در جهان هستند و با وجود کاهش سهم نسبی خود، هنوز حدود ۵۷ درصد برق دنیا را تامین می‌کنند. این عدد اگرچه نسبت به سهم ۶۵ درصدی سال ۲۰۰۰ کاهش یافته، اما همچنان نشان می‌دهد موتور برق جهان بیش از آنکه با باد و خورشید بچرخد، با هیدروکربن‌ها روشن مانده است.

این واقعیت، تنها یک داده فنی یا آماری نیست؛ بلکه نشانه‌ای روشن از شکاف میان آرمان‌های گذار انرژی و واقعیت‌های اقتصادی، فنی و تقاضامحور جهان امروز است. در ظاهر، انرژی‌های تجدیدپذیر با سرعتی چشمگیر در حال گسترش‌اند. انرژی خورشیدی و بادی در بسیاری از کشورها رشد خیره‌کننده‌ای را تجربه کرده‌اند و سهم این دو منبع در تولید برق جهان در مقایسه با یک دهه پیش چند برابر شده است. با این حال، رشد سریع ظرفیت لزوما به معنای برتری فوری در تأمین پایدار برق نیست؛ به‌ویژه در جهانی که تقاضای برق با سرعتی بیش از توسعه زیرساخت‌های جدید در حال افزایش است.

از این منظر، کاهش سهم فسیلی‌ها از ۶۵ درصد به ۵۷ درصد، هرچند در نگاه اول نشانه‌ای از پیشروی گذار انرژی است، اما در لایه عمیق‌تر خود واقعیتی پیچیده‌تر را آشکار می‌کند: جهان در حال افزودن منابع جدید است، اما هنوز نتوانسته منابع قدیمی را کنار بگذارد. به بیان دیگر، رشد تجدیدپذیرها بیشتر به برق جهان اضافه شده تا اینکه جایگزین کامل زغال‌سنگ، گاز و نفت شود. علت نیز روشن است؛ تقاضای برق، چه در اقتصادهای نوظهور و چه در کشورهای صنعتی، به‌واسطه رشد جمعیت، توسعه صنعتی، دیجیتالی‌شدن، گسترش خودروهای برقی، رشد مراکز داده و افزایش مصرف تجهیزات برقی، با آهنگی تندتر از گذشته در حال صعود است.

در چنین شرایطی، حتی توسعه سریع انرژی خورشیدی نیز نتوانسته شکاف میان عرضه و تقاضا را به‌طور کامل پر کند. این همان نقطه‌ای است که بسیاری از تحلیل‌های خوش‌بینانه درباره گذار انرژی را با چالش مواجه می‌کند. ساخت یک نیروگاه خورشیدی یا بادی ممکن است از منظر زمانی سریع‌تر از توسعه برخی نیروگاه‌های حرارتی باشد، اما وقتی بحث به ذخیره‌سازی، توازن بار، شبکه انتقال و پایداری در ساعات اوج مصرف می‌رسد، معادله پیچیده‌تر می‌شود. به همین دلیل است که با وجود رشد تجدیدپذیرها، مصرف مطلق هیدروکربن‌ها در بخش برق همچنان بالا مانده و در برخی مناطق حتی افزایش یافته است.

در این میان، تفاوت مسیر کشورها و مناطق مختلف نیز تصویر روشنی از پیچیدگی گذار انرژی ارائه می‌دهد. چین شاید مهم‌ترین نمونه این تناقض ساختاری باشد. این کشور از یک سو بزرگ‌ترین بازار جهان برای توسعه ظرفیت خورشیدی و بادی است و از سوی دیگر، همچنان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده زغال‌سنگ و یکی از مهم‌ترین سازندگان نیروگاه‌های زغال‌سوز جدید محسوب می‌شود. این وضعیت نشان می‌دهد که افزایش ظرفیت تجدیدپذیر، لزوما به معنای کاهش سریع وابستگی به سوخت‌های فسیلی نیست، به‌ویژه در اقتصادی که مقیاس مصرف آن عظیم و رشد تقاضای برق در آن پیوسته بالاست. چین در واقع نشان می‌دهد که در عصر جدید انرژی، «افزودن» ساده‌تر از «جایگزین کردن» است.

در سوی دیگر، اتحادیه اروپا قرار دارد که موفق شده سهم بیشتری از برق خود را از منابع غیرهیدروکربنی تامین کند. این تجربه نشان می‌دهد که با ترکیبی از سیاست‌گذاری اقلیمی، توسعه زیرساخت، سرمایه‌گذاری سنگین و بهبود بهره‌وری، می‌توان سهم سوخت‌های فسیلی را در شبکه برق کاهش داد. با این حال، حتی در اروپا نیز این مسیر بدون چالش نبوده و همچنان مسئله امنیت عرضه، هزینه برق و وابستگی به شرایط آب‌وهوایی، بحثی جدی باقی مانده است. به‌ویژه پس از بحران‌های انرژی سال‌های اخیر، روشن شد که گذار انرژی اگر بدون ذخیره مطمئن، شبکه مقاوم و طراحی دقیق انجام شود، می‌تواند آسیب‌پذیری‌های جدیدی ایجاد کند.

بنابراین، واقعیت برق جهان امروز را نمی‌توان در یک دوگانه ساده «فسیلی یا پاک» خلاصه کرد. جهان در میانه یک دوره گذار ناتمام قرار دارد؛ دوره‌ای که در آن، انرژی‌های تجدیدپذیر با شتاب در حال رشدند، اما هنوز نتوانسته‌اند به‌طور کامل نقش سوخت‌های فسیلی را در پایداری، پاسخ‌گویی و تامین بار پایه بر عهده بگیرند. این واقعیت نه به معنای شکست گذار انرژی است و نه به معنای بی‌اثر بودن سرمایه‌گذاری در انرژی‌های پاک؛ بلکه هشداری است درباره ضرورت واقع‌بینی در تحلیل آینده بازار برق.

در نهایت، برق جهان هنوز روی سیم فسیلی روشن است؛ نه از سر انتخابی ایدئولوژیک، بلکه به دلیل واقعیت‌های فنی، اقتصادی و تقاضایی. آینده بدون کربن، اگر قرار است ممکن باشد، بیش از هر چیز به زیرساخت نیاز دارد، نه فقط به شعار. و تا آن زمان، سوخت‌های فسیلی همچنان در قلب شبکه برق جهان خواهند تپید.

 

 

ارسال نظر