تجارت خارجی ایران در گذرگاه توفان؛ از رکود تا بازتعریف

شناسه خبر: 190318

e24fd8bd-cd83-46f2-8014-635937ab6d36

تجارت خارجی ایران، در هر شرایطی متوقف نمی‌ماند؛ مسیر عوض می‌کند، سرعت می‌گیرد یا می‌کاهد، اما همچنان در جریان است. شاید همین ویژگی، مهم‌ترین واقعیت درباره اقتصاد صادرات‌محور ایران در چند دهه گذشته باشد؛ اقتصادی که بارها با تحریم، محدودیت‌های بانکی، دشواری‌های حمل‌ونقل، تغییرات سیاسی و بحران‌های منطقه‌ای مواجه شده، اما صادرکنندگان آن هر بار کوشیده‌اند راهی برای ادامه مسیر پیدا کنند.

امروز اما در نقطه‌ای از تاریخ اقتصادی کشور ایستاده‌ایم که مجموعه‌ای از متغیرهای داخلی و خارجی، هم‌زمان بر تجارت خارجی ایران اثر گذاشته‌اند. تحریم‌های طولانی‌مدت، تنش‌های منطقه‌ای، نااطمینانی در مسیرهای حمل‌ونقل، افزایش هزینه‌های بیمه و لجستیک و بازآرایی زنجیره‌های جهانی تأمین، محیطی را ایجاد کرده‌اند که در آن دیگر نمی‌توان با همان منطق گذشته درباره آینده صادرات کشور تصمیم گرفت.

مسئله فقط این نیست که یک بازار صادراتی از دست برود و بازار دیگری جایگزین آن شود؛ یا یک مسیر حمل‌ونقل با مسیر دیگری تعویض شود. مسئله عمیق‌تر از این است. تجارت خارجی ایران به یک بازتعریف راهبردی نیاز دارد؛ بازتعریفی که در آن مسیر، شریک تجاری، ابزار مالی، لجستیک، فناوری، دیپلماسی اقتصادی و مدیریت ریسک، اجزای یک زنجیره واحد دیده شوند.

از همین منظر، «نشست راهبردی تجارت خارجی ایران ۱۴۰۵» را باید فراتر از یک رویداد معمول تخصصی دید. اهمیت چنین نشستی در این است که می‌تواند بخشی از گفت‌وگوی پراکنده میان اتاق بازرگانی، تشکل‌های تخصصی، فدراسیون‌های صادراتی، دستگاه‌های اجرایی، نهادهای سیاستگذار، فعالان اقتصادی و صاحب‌نظران را به یک گفت‌وگوی مشترک درباره آینده تجارت خارجی کشور تبدیل کند؛ گفت‌وگویی که نقطه آغاز آن، نه آمارهای گذشته، بلکه پرسش درباره تصمیم‌های پیش‌رو باشد.

فدراسیون صادرات انرژی و صنایع وابسته ایران، این نشست را فرصتی می‌داند تا صدای صادرکنندگان این حوزه‌ها، از بندر تا مرز، از کشتی تا قطار، از چاه نفت و گاز تا کارخانه تولید تجهیزات و خدمات فنی و مهندسی، در تدوین سناریوهای پیش‌روی تجارت خارجی کشور شنیده شود.

این بار مسئله فقط تحریم نیست

صداقت حکم می‌کند بگوییم آزمون اخیر، از جنس بسیاری از آزمون‌های پیشین نبود. جنگ تحمیلی اخیر، صرفاً یک بحران امنیتی نبود؛ آثار آن می‌توانست مستقیماً بر رگ‌های حیاتی اقتصاد صادرات‌محور کشور اثر بگذارد.

وقتی سخن از محدودیت تردد یا نااطمینانی در تنگه هرمز به میان می‌آید، سخن از یک نقطه جغرافیایی صرف نیست. سخن از یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های تجارت انرژی و بخش مهمی از جریان صادرات نفت، گاز، میعانات گازی و محصولات پتروشیمی ایران است. هرگونه اختلال در این مسیر، فقط مسئله حمل‌ونقل نیست؛ می‌تواند به افزایش هزینه، تغییر برنامه تحویل، دشواری بیمه، افزایش ریسک قراردادها و فشار بر نقدینگی صادرکنندگان منجر شود.

در هفته‌هایی که ناوگان تجاری با احتیاط بیشتری در خلیج فارس و دریای عمان تردد کرد، هزینه‌های بیمه و کرایه حمل افزایش یافت و نااطمینانی نسبت به زمان و امکان تحویل کالا بیشتر شد، بخشی از سفارش‌های تأییدشده در معرض تعلیق یا تأخیر قرار گرفتند. برای بنگاه‌های بزرگ، چنین شرایطی اگرچه پرهزینه است، اما معمولاً با ابزارهای مالی و عملیاتی بیشتری قابل مدیریت است. برای بنگاه‌های کوچک و متوسط صادراتی، اما یک تأخیر چند هفته‌ای می‌تواند به معنای قفل‌شدن سرمایه در گردش و از دست رفتن توان ادامه فعالیت باشد.

این واقعیت‌ها را نباید با ادبیات خوش‌بینانه پوشاند. اقتصاد مقاوم، اقتصادی نیست که آسیب نبیند؛ اقتصادی است که آسیب‌پذیری خود را بشناسد، برای آن سناریو داشته باشد و بتواند پس از شوک، سریع‌تر به مدار فعالیت بازگردد.

تجارت خارجی، دیگر با یک نقشه ثابت اداره نمی‌شود

یکی از مهم‌ترین درس‌های شرایط جدید این است که دیگر نمی‌توان برای تجارت خارجی ایران یک نقشه ثابت ترسیم کرد و انتظار داشت همان نقشه برای چند سال آینده نیز معتبر بماند.

ممکن است یک مسیر دریایی امروز اقتصادی‌ترین گزینه باشد و فردا به دلیل افزایش ریسک، هزینه بیمه، تغییر نرخ حمل یا محدودیت تردد، دیگر چنین نباشد. ممکن است یک بازار صادراتی امروز جذاب باشد اما به دلیل تغییر مقررات، محدودیت‌های بانکی یا تحولات سیاسی، بخشی از مزیت خود را از دست بدهد. در مقابل، مسیرهایی که تا امروز کمتر مورد توجه بوده‌اند، ممکن است در شرایط جدید اهمیت راهبردی پیدا کنند.

بنابراین، مسئله امروز تجارت خارجی ایران صرفاً یافتن بازار یا مسیر جدید نیست؛ مسئله، ایجاد قابلیت هوشمند برای شناخت، انتخاب، مدیریت و تطبیق سریع زنجیره تجارت در برابر تغییرات محیطی است.

این نگاه، مفهوم «تنوع‌بخشی» را نیز از یک شعار به یک ضرورت عملی تبدیل می‌کند. تنوع‌بخشی واقعی به معنای آن نیست که صرفاً فهرست بلندتری از کشورهای مقصد داشته باشیم؛ بلکه باید بتوانیم در زمان مناسب، میان مسیرهای حمل، شرکای تجاری، روش‌های پرداخت، شیوه‌های تأمین مالی و مدل‌های همکاری، انتخاب‌های متنوع و قابل اتکایی داشته باشیم.

صادرکننده به «قابلیت تصمیم» نیاز دارد

امروز صادرکننده ایرانی بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات قابل اتکا و تصمیم‌پذیر نیاز دارد.

اینکه یک کالا در کجا قرار دارد، چه زمانی به مقصد می‌رسد، کدام بندر با چه ظرفیتی فعالیت می‌کند، وضعیت مسیر زمینی و ریلی چیست، هزینه واقعی هر مسیر چقدر است، احتمال تأخیر کجاست، ریسک سیاسی یا عملیاتی یک مسیر چگونه تغییر کرده و در صورت بروز اختلال، جایگزین عملی چیست، دیگر پرسش‌هایی صرفاً لجستیکی نیستند. این اطلاعات مستقیماً بر قیمت قرارداد، زمان تحویل، تعهدات صادرکننده و در نهایت بر امکان انجام معامله اثر می‌گذارند.

از این منظر، هوشمندسازی تجارت خارجی را نباید صرفاً به معنای خرید نرم‌افزار یا ایجاد یک سامانه جدید فهم کرد. فناوری زمانی ارزش اقتصادی دارد که بتواند عدم‌قطعیت را در تصمیم تجاری کاهش دهد.

اگر صادرکننده بتواند پیش از حرکت محموله، چند مسیر را از منظر هزینه، زمان، ظرفیت و ریسک مقایسه کند؛ اگر بتواند احتمال اختلال را زودتر تشخیص دهد؛ اگر اطلاعات گمرک، بندر، حمل‌ونقل جاده‌ای، ریلی و دریایی بتواند در قالبی قابل استفاده به تصمیم تجاری تبدیل شود، آن‌گاه فناوری از یک ابزار اداری به یک مزیت اقتصادی تبدیل شده است.

چهار مسئله‌ای که باید در دستور کار قرار گیرد

از نگاه فدراسیون صادرات انرژی و صنایع وابسته ایران، گفت‌وگوی راهبردی درباره تجارت خارجی کشور باید دست‌کم چهار محور را جدی‌تر دنبال کند.

نخست، تنوع‌بخشی واقعی به مسیرهای تجارت و ترانزیت. وابستگی بالا به یک گلوگاه جغرافیایی، در شرایط عادی ممکن است از نظر هزینه منطقی به نظر برسد، اما در شرایط بحران، هزینه پنهان آن آشکار می‌شود. توسعه و فعال‌سازی هم‌زمان ظرفیت‌های دریایی، ریلی، جاده‌ای و هوایی و همچنین استفاده مؤثرتر از مسیرهای منطقه‌ای باید بخشی از معماری جدید تجارت خارجی ایران باشد.

دوم، طراحی سازوکارهای مالی و بیمه‌ای متناسب با اقتصاد بحران. صادرکننده‌ای که سفارش خود را حفظ کرده اما با افزایش هزینه حمل، بیمه، تأمین مالی و دوره وصول مطالبات مواجه شده است، صرفاً به توصیه برای «حفظ بازار» نیاز ندارد؛ به ابزار نیاز دارد. اگر قرار است صادرات غیرنفتی و صادرات محصولات و خدمات مرتبط با انرژی توسعه پیدا کند، سازوکارهای حمایتی باید متناسب با ریسک‌های واقعی بنگاه‌ها طراحی شوند.

سوم، فعال‌تر شدن دیپلماسی اقتصادی. بازارهای همسایه برای ایران فقط مقصد صادراتی نیستند؛ بخشی از شبکه راهبردی اقتصاد منطقه‌ای کشورند. بازسازی اعتماد خریداران، تسهیل روابط تجاری، شناخت دقیق نیاز بازارهای هدف و ایجاد پیوند میان بنگاه‌های ایرانی و شرکای منطقه‌ای باید در کنار دیپلماسی سیاسی دنبال شود.

چهارم، ایجاد سازوکار هشدار زودهنگام و تحلیل ریسک مشترک. در بحران‌های گذشته، یکی از ضعف‌های جدی، پراکندگی اطلاعات و تأخیر در تبدیل اطلاعات به تصمیم بوده است. اتاق بازرگانی، تشکل‌ها، فدراسیون‌های صادراتی و دستگاه‌های دولتی باید بتوانند در یک چارچوب منظم، تغییرات مسیرهای تجاری، هزینه‌های حمل، ریسک‌های منطقه‌ای، محدودیت‌های مرزی و تحولات بازار را رصد و پیش از تبدیل‌شدن یک تهدید به بحران، درباره آن تصمیم‌گیری کنند.

از «واکنش به بحران» به «آمادگی برای سناریو»

یکی از تفاوت‌های اساسی میان مدیریت سنتی تجارت خارجی و رویکرد مورد نیاز امروز، در نحوه مواجهه با آینده است.

در مدیریت سنتی، معمولاً پس از وقوع اختلال درباره راه‌حل صحبت می‌کنیم. اما در محیط پرریسک امروز، باید پیش از وقوع اختلال درباره سناریوها فکر کنیم.

اگر تنش منطقه‌ای تشدید شود، تجارت انرژی ایران چه مسیرهایی برای تداوم صادرات دارد؟ اگر هزینه حمل دریایی افزایش پیدا کند، چه گزینه‌هایی از نظر اقتصادی قابل اتکاتر خواهند بود؟ اگر یک مسیر مرزی برای مدتی دچار محدودیت شود، کدام مسیر جایگزین می‌تواند بخشی از ظرفیت آن را جبران کند؟ اگر شرایط سیاسی تغییر کند و پنجره‌ای برای توسعه همکاری با برخی شرکای تجاری ایجاد شود، آیا زیرساخت، لجستیک، خدمات مالی و ظرفیت بنگاه‌های ایرانی برای استفاده از آن آماده است؟

این‌ها پرسش‌هایی نیستند که یک دستگاه دولتی یا یک تشکل اقتصادی به‌تنهایی بتواند به آنها پاسخ دهد.

آینده تجارت خارجی ایران به هم‌افزایی میان سیاستگذار، زیرساخت، اپراتور، تشکل و بنگاه نیاز دارد.

9b04f1a8-72dc-4036-9b02-c47a9e6c2b5e

نشست راهبردی؛ فرصتی برای عبور از گفت‌وگوی پراکنده

از این منظر، ارزش اصلی «نشست راهبردی تجارت خارجی ایران ۱۴۰۵» در تعداد سخنرانان یا حجم مباحث آن خلاصه نمی‌شود. اهمیت نشست زمانی شکل می‌گیرد که بتواند بازیگران مختلف زنجیره تجارت خارجی را حول مسائل مشترک کنار یکدیگر قرار دهد.

در یک سو، صادرکننده و واردکننده قرار دارند که با مسئله بازار، قرارداد، هزینه، نقدینگی و ریسک مواجه‌اند. در سوی دیگر، دستگاه‌هایی قرار دارند که هر یک بخشی از این زنجیره را مدیریت می‌کنند؛ از سازمان توسعه تجارت و دستگاه دیپلماسی اقتصادی گرفته تا گمرک، سازمان بنادر، راه‌آهن، سازمان راهداری، حمل‌ونقل هوایی و سایر نهادهای مرتبط.

در کنار آنها، اتاق بازرگانی، کمیسیون‌های تخصصی، فدراسیون‌ها و تشکل‌های اقتصادی قرار دارند که می‌توانند مسائل واقعی بخش خصوصی را به زبان سیاستگذاری منتقل کنند. همچنین فناوری و داده، امروز دیگر یک موضوع حاشیه‌ای نیستند و باید در متن معماری تجارت خارجی قرار گیرند؛ زیرا بدون داده قابل اتکا، تصمیم‌گیری سریع و دقیق در یک محیط متغیر امکان‌پذیر نیست.

بنابراین، این نشست باید به جای آنکه صرفاً محلی برای بیان دیدگاه‌های موازی باشد، به بستری برای شناخت سناریوها، شناسایی گلوگاه‌ها، تعیین اولویت‌ها و تعریف همکاری‌های عملیاتی تبدیل شود.

آینده تجارت خارجی از مسیرهای موجود آغاز نمی‌شود؛ از توان انتخاب آغاز می‌شود

تجارت خارجی ایران در سال‌های آینده احتمالاً نه به یک مسیر واحد، بلکه به شبکه‌ای از مسیرها، شرکا و زنجیره‌های تجاری متکی خواهد بود. چین، عراق، ترکیه، افغانستان و امارات همچنان در معادلات تجاری کشور اهمیت دارند؛ اما در کنار آن، ظرفیت‌های هند، پاکستان، روسیه، قزاقستان، عمان و دیگر اقتصادهای منطقه نیز باید با نگاهی دقیق‌تر و مبتنی بر منافع واقعی تجارت مورد ارزیابی قرار گیرد.

این به معنای کنار گذاشتن شرکای سنتی نیست؛ بلکه به معنای افزایش قدرت انتخاب ایران است.

کشوری که تنها یک مسیر، یک بازار یا یک مدل همکاری دارد، در برابر بحران آسیب‌پذیرتر است. اما کشوری که می‌تواند میان چند مسیر، چند شریک، چند شیوه حمل و چند سازوکار همکاری انتخاب کند، حتی در محیط متلاطم نیز از ظرفیت بیشتری برای تداوم تجارت برخوردار خواهد بود.

سؤال اصلی بعد از بحران

تنگه هرمز ممکن است دوباره آرام شود. هزینه‌های حمل و بیمه ممکن است کاهش پیدا کند. مسیرهای تجاری ممکن است به شرایط عادی بازگردند و بخشی از سفارش‌های معوق دوباره فعال شوند.

اما سؤال اصلی این نیست که چه زمانی شرایط به گذشته بازمی‌گردد.

سؤال مهم‌تر این است که آیا ما از این تجربه، ساختاری مقاوم‌تر و آماده‌تر بیرون خواهیم آورد، یا صرفاً منتظر می‌مانیم تا شرایط به روال پیشین بازگردد؟

اگر پاسخ، گزینه دوم باشد، بحران بعدی ما را دوباره با همان پرسش‌های قدیمی مواجه خواهد کرد. اما اگر پاسخ، گزینه نخست باشد، باید از همین امروز بخشی از قواعد تجارت خارجی را بازتعریف کنیم؛ از نحوه رصد ریسک و انتخاب مسیر گرفته تا ابزارهای مالی، دیپلماسی اقتصادی، زیرساخت‌های لجستیکی، داده و فناوری.

فدراسیون صادرات انرژی و صنایع وابسته ایران بر این باور است که صادرات، صرفاً خروج کالا از مرز نیست؛ شریان ارتباط اقتصاد ایران با بازار منطقه و جهان است. حفظ این شریان، نیازمند تصمیم‌های کوتاه‌مدت برای عبور از بحران و هم‌زمان اصلاحات بلندمدتی است که آسیب‌پذیری اقتصاد صادراتی کشور را کاهش دهد.

«نشست راهبردی تجارت خارجی ایران ۱۴۰۵» می‌تواند یکی از نقاط آغاز این گفت‌وگو باشد؛ نه با این ادعا که یک نشست می‌تواند همه مسائل تجارت خارجی ایران را حل کند، بلکه با این هدف که بازیگران اصلی این حوزه، برای نخستین گام، بر سر مسئله‌های واقعی و اولویت‌های مشترک گفت‌وگو کنند.

تجارت خارجی ایران در برابر توفان‌های سیاسی و اقتصادی، بارها مسیر خود را پیدا کرده است. اکنون اما زمان آن رسیده که این انعطاف‌پذیری از سطح واکنش‌های موردی به سطح طراحی راهبردی ارتقا یابد.

مسیر آینده شاید کاملاً قابل پیش‌بینی نباشد؛ اما می‌توان برای آن آماده‌تر بود.

فدراسیون صادرات انرژی و صنایع وابسته ایران با تمام ظرفیت خود در کنار این حرکت خواهد ایستاد؛ زیرا صادرات، شریان حیاتی اقتصاد ملی و پلی میان ایران و جهان است؛ پلی که هیچ توفانی نباید بتواند آن را برای همیشه از کار بیندازد.

 

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار