در گفتگو جهان اقتصاد عنوان شد؛

آینده بازار طلا؛ پنج هزار سال اعتماد در مسیر تحول

آرش میرزایی ـ کارشناس بازارهای مالی

شناسه خبر: 187249
آینده بازار طلا؛ پنج هزار سال اعتماد در مسیر تحول

در گفتگو با جهان اقتصاد به ارائه تحلیلی بلندمدت از آینده این فلز گرانبها پرداخت. وی سخنان خود را با یادآوری جایگاه تاریخی طلا آغاز کرد و گفت: طلا برای بیش از پنج هزار سال، نه فقط یک کالای زینتی، بلکه ستون فقرات نظام پولی و مالی بشر بوده است. از دوران هخامنشیان تا امپراتوری رم، از قرون وسطی تا انقلاب صنعتی، و از نظام برتون وودز تا امروز، نام طلا با مفاهیمی چون «ارزش ماندگار»، «پناهگاه امن» و «ذخیره نهایی» گره خورده است. این اعتماد پنج هزار ساله، سرمایه‌ای نیست که یک شبه از بین برود.

میرزایی در ادامه برای روشن شدن مسیر پیش روی طلا از دو مفهوم کلیدی استفاده کرد و افزود: من در تحلیل خود همواره به دو نیروی متضاد اما هر دو واقعی اشاره می‌کنم؛ یکی «قلاب محکم اعتماد سنتی» و دیگری «فشار تغییرات ساختاری در نظام مالی جهانی». آینده طلا در میدان کشمکش این دو نیرو رقم خواهد خورد.

وی سپس به تفصیل درباره نیروی اول توضیح داد: قلاب اعتماد تاریخی طلا، چیزی نیست که به سادگی شکسته شود. طلا کمیاب است، برای استخراج آن هزینه بالایی صرف می‌شود، فاسد نمی‌شود، زنگ نمی‌زند، نیازی به برق، اینترنت یا هیچ زیرساخت مدرنی برای حفظ ارزش ندارد. در هر بحرانی – از جنگ جهانی اول و دوم گرفته تا تورم افسارگسیخته دهه ۱۹۷۰، بحران مالی و همه‌گیری کرونا سرمایه‌گذاران، بانک‌های مرکزی و حتی دولت‌ها به طلا پناه برده‌اند.

میرزایی تأکید کرد: این قلاب آنقدر محکم است که حتی ظهور دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره جهانی و قطع ارتباط طلا با دلار در دهه ۱۹۷۰ هم نتوانست طلا را از معادلات مالی جهان خارج کند. امروزه بانک‌های مرکزی کشورهای بزرگ به ویژه چین، روسیه، هند، ترکیه و لهستان با اشتیاق فراوان طلا ذخیره می‌کنند. آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهد که خرید خالص طلا توسط بانک‌های مرکزی در سال‌های اخیر، به بالاترین سطح خود از زمان لغو استاندارد طلا رسیده است. این یعنی نهادهایی که بهترین دسترسی را به اطلاعات اقتصادی جهان دارند، همچنان به طلا اعتماد دارند.

کارشناس بازارهای مالی سپس به سراغ نیروی دوم رفت و اظهار داشت: اما طلا در دهه پیش رو با فشارهایی روبه‌روست که در نیم قرن اخیر بی‌سابقه است. اولین فشار، تغییر نسل سرمایه‌گذاران است. متولدین دهه‌های اخیر، نگاهی متفاوت به دارایی‌ها دارند. آنها طلا را «فلزی منفعل» می‌بینند که نه سود سهام می‌دهد، نه بهره، نه اجاره و نه کوپن. برای آنها، نگهداری طلا به معنای حبس سرمایه در دارایی‌ای است که ارزش آن فقط به نوسانات اعتماد جهانی وابسته است. این تغییر نسل، تهدیدی تدریجی اما جدی برای تقاضای بلندمدت طلا محسوب می‌شود، به ویژه در کشورهای توسعه‌یافته که بازارهای سرمایه پیشرفته و تنوع بالایی از گزینه‌های سرمایه‌گذاری وجود دارد.

دومین فشاری که میرزایی به آن اشاره کرد، افزایش هزینه‌های استخراج بود. وی گفت: طلا یک منبع تجدیدناپذیر است. معادن سطحی و پربازده جهان یا تمام شده‌اند یا به تدریج رو به اتمام هستند. امروزه برای استخراج هر واحد طلا، معادن باید تا اعماق بسیار زیاد زمین حفاری کنند، سنگ‌هایی با عیار بسیار پایین را خرد و فرآوری نمایند و حجم عظیمی از مواد شیمیایی و آب مصرف کنند. هزینه تمام شده استخراج برای بسیاری از معادن بزرگ جهان روندی صعودی دارد. میرزایی تأکید کرد که این فشار هزینه، هم به نفع طلاست و هم به ضرر آن. از یک سو، هزینه بالا مانع از عرضه بیش از حد می‌شود و کف نسبتاً مطمئنی ایجاد می‌کند. از سوی دیگر، اگر حاشیه سود معادن کاهش یابد، سرمایه‌گذاری در اکتشاف معادن جدید متوقف می‌شود که در بلندمدت می‌تواند به کمیاب‌تر شدن طلا و در نتیجه حفظ ارزش آن منجر شود.

میرزایی در ادامه به تصویر کلی‌تری اشاره کرد و گفت: بازار طلا در دهه آینده، تحت تأثیر سه تحول بزرگ جهانی قرار خواهد گرفت. اول، بازگشت بانک‌های مرکزی به خرید طلا پس از دهه‌ها بی‌اعتنایی. دوم، دلارزدایی تدریجی نظام مالی جهانی. سوم، تغییر الگوی تقاضا از جواهرات به شمش و سکه.

وی درباره تحول اول افزود: بانک‌های مرکزی در سال‌های اخیر خرید طلا را با شتاب بی‌سابقه‌ای آغاز کرده‌اند. دلیل روشن است: تحریم‌های مالی اخیر نشان داد که دارایی‌های دلاری و یورویی یک کشور می‌تواند یک شبه مسدود شود. هر کشوری که نگران تکرار این سناریو برای خود است، به دنبال ذخیره‌ای می‌گردد که هیچ دولت و نهاد فراملی نتواند آن را توقیف کند. طلا، دقیقاً همین ویژگی را دارد. انتظار می‌رود که تا پایان دهه جاری، سهم طلا از ذخایر بانک‌های مرکزی جهان افزایش چشمگیری پیدا کند.

درباره تحول دوم، میرزایی خاطرنشان کرد: نظام دلار محور جهانی از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون دوام آورده، اما ترک‌هایی در آن ایجاد شده است.

چین با ابتکار کمربند و جاده و تسویه حساب‌های دوجانبه به ارزهای محلی، روسیه با تجارت طلا و سایر کالاهای اساسی به ارزهای غیردلاری، و گروه بریکس با بحث ایجاد سازوکارهای مالی جدید، همگی به سمتی حرکت می‌کنند که وابستگی به دلار کاهش یابد. در این فضا، طلا به عنوان یک دارایی بی‌طرف و فراملی، دوباره محبوب شده است. هر چه دلارزدایی شتاب بیشتری بگیرد، تقاضا برای طلا به عنوان یک ذخیره جایگزین بیشتر می‌شود.

در مورد تحول سوم، این کارشناس گفت: برای قرن‌ها، بخش عمده تقاضای طلا از صنعت جواهرات تأمین می‌شد، به ویژه در هند، چین و خاورمیانه. اما در دو دهه اخیر، سهم خرید شمش و سکه به طور مداوم افزایش یافته است. سرمایه‌گذاران دیگر طلا را فقط به عنوان زیورآلات نمی‌خرند، بلکه به عنوان یک دارایی مالی خالص نگاه می‌کنند. این تغییر الگو، نقدشوندگی بازار طلا را افزایش داده و وابستگی آن به فصل‌های عروسی و اعیاد سنتی را کاهش داده است. میرزایی تأکید کرد که این اتفاق، خبر خوبی برای طلاست؛ زیرا تقاضای سرمایه‌گذاری معمولاً پایدارتر و کمتر فصلی است.

میرزایی در بخش دیگری از تحلیل خود به چالش جدی طلا اشاره کرد و گفت: نباید فراموش کرد که طلا در بلندمدت، یک سرمایه‌گذاری با بازدهی واقعی نسبتاً پایین است. اگر قیمت طلا را بر اساس تورم تعدیل کنیم، می‌بینیم که طلا دوره‌های طولانی گاه تا یک ربع قرن را تجربه کرده که عملکرد آن راکد یا منفی بوده است. این حقیقتی است که طرفداران پر و پا قرص طلا معمولاً از آن عبور می‌کنند. وی افزود: طلا یک بیمه بلندمدت است، نه یک مولد ثروت سریع. کسی که با انتظار رشد سریع و انفجاری وارد طلا می‌شود، احتمالاً ناامید خواهد شد.

کارشناس بازارهای مالی در انتها با جمع‌بندی سخنان خود و با حفظ لحنی میانه‌رو تصریح کرد: آینده بازار طلا نه مرگ تدریجی این فلز گرانبهاست و نه بازگشت به عصر طلایی رشدهای وحشیانه. سناریوی محتمل و متعادل، سناریوی «تداوم نقش به عنوان ذخیره ارزش با نوسانی منطقی» است. در این سناریو، طلا همچنان در سبد سرمایه‌گذاری بانک‌های مرکزی، صندوق‌های بازنشستگی و سرمایه‌گذاران محافظه‌کار جایگاه بالایی خواهد داشت. نوسانات قیمت طلا تحت تأثیر دو عامل اصلی خواهد بود: اول، نرخ بهره واقعی آمریکا که هر چه پایین‌تر باشد طلا جذاب‌تر می‌شود و بالعکس. دوم، تنش‌های ژئوپلیتیک که در زمان بروز بحران، تقاضای ناگهانی برای طلا ایجاد می‌کند. پیش‌بینی می‌شود که طلا در بلندمدت، رشدی آرام اما پایدارتر از تورم جهانی داشته باشد، بدون اینکه شباهتی به جهش‌های انفجاری گذشته داشته باشد.

در پایان، میرزایی خطاب به سرمایه‌گذاران خرد توصیه عملی و متعادلی ارائه کرد و گفت: طلا را فراموش نکنید، اما آن را تنها گزینه نبینید. بخش متعادلی از دارایی مالی خود را به طلا اختصاص دهید، ترجیحاً به شکل شمش‌های کوچک یا صندوق‌های قابل معامله پشتوانه طلا که نقدشوندگی بالایی دارند. هرگز همه سرمایه خود را طلا نکنید، چون ممکن است دوره‌های طولانی انتظار بکشید و از بازدهی سایر بازارها عقب بمانید. همچنین از خرید طلا با اهرم و اعتبار به شدت پرهیز کنید، زیرا نوسانات کوتاه‌مدت طلا می‌تواند در معاملات اهرمی زیان‌های جبران‌ناپذیری ایجاد کند. وی افزود: رمز موفقیت در بازار طلا، صبوری و نگاه بلندمدت است. طلا را بخرید و فراموش کنید. نه برای سود یک شبه، بلکه برای حفظ قدرت خرید خود در برابر تورم و بحران‌های پیش‌بینی‌نشده. طلا دوست صبوران است، نه طالبان سود سریع.

 

ارسال نظر