جنگ و بازارهای لرزان
مهرناز خوشبخت روزنامه نگار
جنگها، از گذشته تا امروز، همواره آثار ویرانگر خود را بر اقتصاد و زیرساختهای جوامع به جا گذاشتهاند. وقتی توپخانهها و موشکها سکوت خیابانها را میشکنند، بازارها نیز بیصدا اما به سرعت دچار شوک میشوند. از تجربه جنگ خلیج فارس تا بحرانهای اخیر در خاورمیانه، روشن شده است که جنگ نه فقط یک مسئله امنیتی، بلکه یک معضل اقتصادی و زیرساختی است که نیازمند استراتژی مدیریتی دقیق و جامع است.
یکی از اولین پیامدهای جنگ، اختلال در بازارهای انرژی و کالاهای اساسی است. برای مثال، جنگهای منطقهای که در مسیرهای مهم نفت و گاز رخ دادهاند، به سرعت قیمتها را افزایش داده و عرضه را محدود کردهاند. افزایش قیمت نفت و گاز باعث تورم عمومی، کاهش قدرت خرید مردم و فشار بر صنایع وابسته میشود. همانطور که اخیراً بازار نفت شاهد بود، هر تهدید یا حمله به مناطق حساس، میتواند قیمتها را در عرض چند روز تا بیش از ۱۰ درصد افزایش دهد و زنجیره تامین جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
علاوه بر انرژی، جنگ بر تولید و تجارت تأثیر مستقیم دارد. کارخانهها و بنادر تعطیل میشوند، صادرات و واردات مختل میشود و سرمایهگذاریهای خارجی به شدت کاهش مییابد. این امر به ویژه برای کشورهای با اقتصاد وابسته به صادرات، مانند نفت و گاز، میتواند فاجعهبار باشد. با کاهش درآمد دولتها، منابع مالی برای ارائه خدمات عمومی و نگهداری زیرساختها محدود میشود.
جنگ، زیرساختهای حیاتی کشورها را به سرعت به خطر میاندازد. شبکههای برق و آب، خطوط ریلی و جادهای، فرودگاهها و بیمارستانها، همگی در معرض آسیب مستقیم و غیرمستقیم قرار میگیرند. برای مثال، آسیب به پالایشگاهها و تاسیسات نفتی تنها بر تولید و صادرات نفت تأثیر نمیگذارد، بلکه باعث افزایش هزینه انرژی داخلی، ایجاد بحران سوخت و کاهش تولید صنعتی میشود. حتی آسیب جزئی به شبکههای برق میتواند فعالیت اقتصادی کلان را مختل کند و کسبوکارهای کوچک و متوسط را به آستانه ورشکستگی برساند.
جنگ همچنین موجب از دست رفتن نیروی کار ماهر و کاهش بهرهوری میشود. مهاجرت اجباری و آوارگی مردم، کاهش نیروی کار متخصص و افزایش هزینههای اجتماعی را به همراه دارد. بازار کار با کاهش عرضه نیروی کار، افزایش هزینههای دستمزد و کاهش تولید روبرو میشود و رشد اقتصادی به طور جدی تهدید میشود.
وابستگی به یک مسیر یا یک منبع انرژی، کشور را آسیبپذیر میکند. تنوعبخشی به منابع، میتواند شوکهای بازار را کاهش دهد.
زیرساختهای حیاتی باید مقاومسازی شده و سیستمهای پشتیبان برای برق، آب و ارتباطات طراحی شوند تا در شرایط جنگ یا بحران، اختلالها به حداقل برسد.
ذخایر سوخت، غذا و دارو میتواند کمک کند تا در شرایط بحرانی، کشور توان ادامه فعالیت اقتصادی را داشته باشد.
استفاده از دادههای اقتصادی و فناوریهای نوین برای رصد و پیشبینی نوسانات بازار و زنجیره تامین، امکان تصمیمگیری سریع و کاهش خسارت را فراهم میکند.
ایجاد صندوقهای اضطراری و مدیریت بدهیها و نقدینگی به گونهای که در مواقع بحران بتواند نقدینگی لازم برای حمایت از بخشهای آسیبپذیر فراهم شود.
تجارب جهانی نشان میدهد کشورهایی که برنامههای پیشگیرانه و زیرساختهای مقاوم دارند، توانستهاند اثرات اقتصادی جنگ را تا حد زیادی کاهش دهند. به عنوان نمونه، کشورهای شمال اروپا با سرمایهگذاری گسترده در زیرساختها و انرژیهای جایگزین، توانستند در دورههای بحران، از تعطیلی گسترده صنایع جلوگیری کنند. همچنین، مدیریت صحیح ذخایر استراتژیک و سیاستهای مالی هوشمندانه، به کاهش شوکهای تورمی و ثبات بازار کمک کرده است.
جنگ نه تنها تهدیدی برای امنیت و زندگی انسانهاست، بلکه یک معضل اقتصادی و زیرساختی است که میتواند رشد و توسعه یک کشور را به طور جدی متوقف کند. پیام واضح تاریخ و تجربههای جهانی این است که بدون برنامهریزی استراتژیک، کشورها در برابر شوکهای اقتصادی و آسیبهای زیرساختی آسیبپذیر خواهند بود.