توقف تولید در صنایع مادر، خط قرمز اقتصاد جنگی
راضیه احمدوند
حمله به صنعت فولاد، تنها یک ضربه صنعتی نیست؛ این بار، اقتصاد از جایی هدف گرفته شده که ستون فقرات تولید ملی به آن وابسته است.
بازارها هنوز در حال هضم خبرند؛ وقتی فولاد هدف قرار میگیرد، فقط کارخانهها آسیب نمیبینند؛ کل زنجیره اقتصاد شروع به لرزیدن میکند.
در حال حاضر دشمن امریکایی صهیونی نیز برای رسیدن به اهداف خود صنایع مادر را مورد حمله قرار داده است. صنایعی مانند فولاد که نقش محوری در اقتصاد دارند و در بسیاری از کشورها ستون اصلی تولید صنعتی محسوب میشود و دهها صنعت دیگر به آن وابسته هستند.
در میدان نبرد اقتصادی امروز، هر لحظه توقف تولید، یک گام به سمت شکست است. صنایعی که تا دیروز ستون فقرات این کشور بودند، امروز نباید حتی لحظهای بایستند؛ بهویژه فولاد که نبض تپنده آن، حیات سایر بخشها را رقم میزند.
در شرایطی که اقتصاد کشور عملاً در وضعیت جنگ اقتصادی قرار دارد، کوچکترین وقفه در جریان تولید، بهویژه در صنایع مادر مانند فولاد، پتروشیمی و سیمان، خطایی استراتژیک محسوب میشود.
امروز، تعطیلی خطوط تولید یا کاهش ظرفیت کارخانههای بزرگ صنعتی، نهتنها یک تصمیم اقتصادی ساده نیست، بلکه اقدامی است که میتواند امنیت ملی و ثبات اقتصادی کشور را بهصورت زنجیرهای تحت تأثیر قرار دهد.
صنعت فولاد، قلب تپنده تولید در کشور است. از پروژههای عمرانی و زیرساختی گرفته تا ساختوساز مسکن، صنایع خودروسازی، لوازم خانگی و حتی صادرات غیرنفتی، همگی وابستگی مستقیم به پایداری تولید فولاد دارند. بنابراین، هرگونه توقف یا محدودیت در فعالیت این صنایع، عملاً به معنای کند شدن چرخ کل اقتصاد است.
در شرایطی که بسیاری از کشورها برای حفظ تولید استراتژیک، حتی به منابع اضطراری و حمایتهای ویژه روی آوردهاند، هر تصمیمی برای تعطیلی یا کاهش تولید، نوعی خودتحریمی و ضربه به بنیان توان تولید ملی است.
تجربه جنگهای اقتصادی در جهان نشان داده که در شرایط فشار، تولید به عنوان مهمترین ابزار مقاومت اقتصادی مطرح است. کارخانههایی که فعال میمانند، نهفقط کالا تولید میکنند، بلکه اعتماد، امید و اشتغال را نیز زنده نگه میدارند. این خط مقدم اقتصاد است، نه صرفاً یک بخش صنعتی. هر کارگر، هر مهندس و هر خط تولید در چنین وضعیتی، نقش سرباز اقتصادی را ایفا میکند؛ سربازی که اگر از کار بایستد، جبهه داخلی تضعیف میشود.
اکنون زمان آن است که سیاستگذاران صنعتی و مالی کشور از جمله وزارت صمت، وزارت اقتصاد و وزارت کار با واقعبینی و درک اهمیت شرایط، همه ظرفیتهای تولیدی را در وضعیت آمادهباش قرار دهند. باید از تصمیمات اداری و بروکراتیک که روند تولید را کند میکند، پرهیز کرد.
امروز، در اوج فشارهای اقتصادی، دیگر جایی برای روزمرگی و انفعال نیست. هرگونه سستی در حفظ جریان تولید، بهویژه در صنایع مادر چون فولاد، نه یک خطای اداری، که ضربهای مستقیم بر پیکر توان مقاومت ملی است.
وزارت صمت باید با نگاهی پیشگیرانه، تمام راههای فرعی و غیرمستقیم برای جلوگیری از تعطیلی کارخانهها را شناسایی و عملیاتی کند؛ از تأمین انرژی و مواد اولیه گرفته تا تسهیل نقدینگی و رفع موانع قانونی.
تأمین مواد اولیه، انرژی و نقدینگی برای صنایع مادر نباید به چرخه کند تصمیمات روزمره گرفتار شود. حفظ جریان تولید در این بخشها، مهمتر از هر اقدام تبلیغاتی یا بسته حمایتی کوتاهمدت است.
تعطیلی کارخانه تولید فولاد در زمان جنگ اقتصادی، مانند خاموش کردن ژنراتور در وسط طوفان است؛ خطری که میتواند زنجیره تولید ملی را از کار بیندازد. همانطور که در دوران دفاع مقدس، جبههها بدون پشتیبانی صنایع دوام نمیآوردند، امروز هم اقتصاد بدون تداوم تولید، مقاومت نخواهد کرد.
اکنون لحظه تصمیمهای بزرگ است؛ یا باید بپذیریم که در شرایط جنگ اقتصادی هستیم و متناسب با آن عمل کنیم، یا با سستی در تولید، خودمان به دشمن کمک کردهایم تا توان اقتصادی کشور را تضعیف کند. فولاد باید روشن بماند، کارخانهها باید کار کنند، و اقتصاد جنگی، سرباز میخواهد نه تعطیلی.
برای اطمینان از تداوم تولید و جلوگیری از تعطیلی صنایع مادر، بهویژه فولاد، در شرایط جنگ اقتصادی، اتخاذ مجموعهای از راهکارهای جامع و چندوجهی ضروری است. این راهکارها باید فراتر از اقدامات مقطعی بوده و با نگاهی استراتژیک، پایداری بلندمدت را تضمین کنند.
تأمین پایدار انرژی و مواد اولیه
با توجه به اهمیت فولاد و سایر صنایع مادر، باید در تخصیص انرژی (برق، گاز) به این واحدها در اولویت قرار گیرند و قطعیهای برنامهریزیشده یا پیشبینینشده به حداقل ممکن برسد. در صورت لزوم، استفاده از سوخت جایگزین یا تولید انرژی در محل (مانند نیروگاههای کوچک مقیاس) باید تسهیل شود.
ایجاد ذخایر استراتژیک از مواد اولیه کلیدی (مانند سنگ آهن، کُک، مواد شیمیایی) و همچنین توسعه و تقویت منابع داخلی برای تأمین پایدار این مواد، حیاتی است. برقراری سازوکارهای سریع برای واردات مواد اولیه ضروری که امکان تولید داخلی آن وجود ندارد، باید در دستور کار قرار گیرد.
حمایتهای مالی و اعتباری هدفمند
ارائه تسهیلات بانکی با نرخ سود پایین و دوره بازپرداخت مناسب برای تأمین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی، بهویژه آنهایی که با چالش نقدینگی مواجه هستند.
اعمال معافیتها یا بخشودگیهای مالیاتی مقطعی و هدفمند برای صنایعی که در خط مقدم تولید و صادرات قرار دارند.
ایجاد سازوکارهایی برای بازنگری و تعیین تکلیف بدهیهای بانکی و مالیاتی واحدهای تولیدی که به دلیل شرایط خاص اقتصادی دچار مشکل شدهاند.
رفع موانع اداری و تسهیل فرآیندها
راهاندازی پنجره واحد و تسهیل فرآیندهای صدور مجوز، اخذ استعلامات و سایر امور اداری که مانع سرعت عمل در تولید و توسعه میشود.
بازنگری در مقررات دستوپاگیر شناسایی و اصلاح مقررات و دستورالعملهایی که مانع افزایش تولید، صادرات یا انعطافپذیری واحدهای تولیدی هستند.
تشکیل مستمر کارگروههای مشترک با حضور نمایندگان صنعت، وزارت صمت، بانکها و سایر نهادهای مرتبط برای حل و فصل سریع مشکلات واحدهای تولیدی.
تقویت توان صادراتی و توسعه بازار
ارائه مشوقهای صادراتی، تسهیل فرآیندهای گمرکی و بانکی برای صادرکنندگان و کمک به یافتن بازارهای جدید.
استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک برای رفع موانع تجاری و تسهیل صادرات به بازارهای هدف.
تشویق به نوسازی و بهروزرسانی
فراهم کردن مشوقهایی برای سرمایهگذاری در نوسازی خطوط تولید، افزایش بهرهوری و کاهش هزینههای تولید.
تشویق و حمایت از فعالیتهای تحقیق و توسعه برای بهبود فرآیندها، تولید محصولات جدید و افزایش توان رقابتپذیری.
این راهکارها، در صورت اجرای دقیق و هماهنگ، میتوانند نقش بسزایی در حفظ پویایی صنایع مادر و جلوگیری از تعطیلی آنها در شرایط چالشبرانگیز کنونی ایفا کنند.