دهک یا آستانه دارایی را با زیرساخت‌های مالیاتی نظام‌مند کنید

* اکبر علیزاده اعتمادی، پژوهشگر مسائل اجتماعی -

شناسه خبر: 185554
دهک یا آستانه دارایی را با زیرساخت‌های مالیاتی نظام‌مند کنید

اعلام رسمی مبنی بر برداشتن عنوان دهک‌بندی از معیار دریافت یا حذف جامعه هدف از جمع یارانه‌بگیران، در نگاه نخست به معنای پایان یک سازوکار بحث‌برانگیز تلقی می‌شود؛ سازوکاری که در سال‌های اخیر به دلیل اتکای بیش از حد به تراکنش‌های بانکی و برچسب‌گذاری جمعیتی، با انتقادهای فراوانی روبه‌رو بود.

این تغییر را می‌توان گامی اولیه در جهت اصلاح دانست؛ اما پرسش اساسی آن است که آیا تغییر عنوان دهک به آستانه‌های دارایی و سطح درآمد، به‌تنهایی می‌تواند عدالت توزیعی را تضمین کند؟

با دقت در آیین‌نامه جدید روشن می‌شود که «طبقه‌بندی اقتصادی» حذف نشده، بلکه شکل آن تغییر کرده است. جای دهک‌های عددی را آستانه‌های مشخص دارایی و سطح درآمد گرفته است. این یعنی ما از دهک آشکار به نوعی سطح‌بندی جدید عبور کرده‌ایم؛ سطح‌بندی‌ای که اگر زیرساخت آن اصلاح نشود، همان چالش‌های پیشین را بازتولید خواهد کرد.

وقتی بخشی از جامعه حذف می‌شود، بخشی حمایت پایه دریافت می‌کند و بخشی مشمول حمایت بیشتر می‌شود، عملاً یک نظام طبقه‌بندی اقتصادی برقرار است. بنابراین مسئله اصلی نه واژه دهک، بلکه مبنای سنجش توان اقتصادی است.

از تراکنش‌محوری تا دارایی‌محوری

دهک‌بندی پیشین به دلیل تمرکز بر گردش حساب و درآمد سرپرست خانوار، در شرایط تورمی خطاهای قابل توجهی ایجاد کرد. افزایش تراکنش لزوماً به معنای افزایش رفاه نبود؛ گاه صرفاً نتیجه تورم یا ماهیت شغلی افراد بود.

اکنون اگر معیار حذف یارانه صرفاً به سقف‌های عددی دارایی محدود شود، خطر ساده‌سازی مجدد وجود دارد. اقتصاد تورمی موجب می‌شود ارزش اسمی دارایی‌ها با شتاب افزایش یابد و اعداد ثابت به‌سرعت کارایی خود را از دست بدهند. سقفی که امروز نشانه برخورداری تلقی می‌شود، ممکن است چند سال بعد صرفاً بازتاب تورم عمومی باشد.

اگر این آستانه‌ها به‌صورت دوره‌ای و بر اساس شاخص‌های واقعی بازنگری نشوند، خود به منشأ بی‌عدالتی تازه تبدیل خواهند شد.

توان اقتصادی واقعی؛ مفهومی فراتر از یک عدد

عدالت حمایتی زمانی محقق می‌شود که سیاست‌گذار بتواند «توان اقتصادی واقعی» خانوار را بسنجد. این توان، ترکیبی از سه مؤلفه اساسی است: درآمد پایدار و شفاف، دارایی واقعی و قابل بهره‌برداری، و هزینه‌های تعدیل‌شده با شاخص تورم.

اتکا به هر یک از این مؤلفه‌ها به‌صورت منفرد، تصویری ناقص ارائه می‌دهد. ممکن است فردی دارایی ملکی داشته باشد اما درآمد جاری نداشته باشد؛ یا بالعکس، گردش مالی محدودی نشان دهد اما از درآمدهای پنهان برخوردار باشد.

نظام سطح‌بندی اگر تک‌بعدی باشد، چه نام آن دهک باشد و چه آستانه درآمد و دارایی، همچنان مستعد خطاست.

پیوند ساختاری با نظام مالیاتی

اصلاح واقعی زمانی رخ می‌دهد که این نظام طبقه‌بندی به داده‌های کامل، یکپارچه و شفاف مالیاتی متصل شود. بدون مهار جدی فرار مالیاتی، شناسایی دارایی‌های پنهان و تبادل هوشمند اطلاعات میان سامانه‌ها، هیچ مدل ارزیابی اقتصادی نمی‌تواند عادلانه باشد.

تغییر عنوان دهک به سطح درآمد یا آستانه دارایی، مادامی که به نظام مالیاتی شفاف و چندشاخصه متصل نشود، تفاوت ماهوی در عدالت توزیعی ایجاد نخواهد کرد.

فراتر از یارانه نقدی

حذف دهک از یارانه نقدی به معنای حذف طبقه‌بندی اقتصادی از سایر سیاست‌ها نیست. کالابرگ، تسهیلات حمایتی، خدمات اجتماعی و حتی سیاست‌های مالیاتی همچنان نیازمند نوعی ارزیابی سطح اقتصادی هستند.

از این رو، کشور بیش از هر زمان به یک چارچوب علمی، پویا و داده‌محور برای سنجش توان اقتصادی شهروندان نیاز دارد؛ چارچوبی که متناسب با نوسانات تورمی به‌روزرسانی شود و به شاخص‌های چندگانه متکی باشد.

و در پایان...

مسئله امروز حذف یا حفظ واژه «دهک» نیست؛ مسئله، نظام‌مند کردن سازوکار شناسایی توان اقتصادی بر پایه زیرساخت‌های مالیاتی است. اگر مبناء مالیاتی، چندشاخصه و پویا باشد، حمایت‌ها هدفمند خواهد شد و سرمایه اجتماعی تقویت می‌شود.

در غیر این صورت، چه آن را دهک بنامیم و چه آستانه دارایی، چالش‌های پیشین در قالبی جدید تکرار خواهد شد.

 

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار