مرثیه ای برای زیر ساخت های انرژی کشور

سجاد بهزادی کارشناس حوزه انرژی

شناسه خبر: 186039
مرثیه ای برای زیر ساخت های انرژی کشور

او گفت "کمک در راه است"؛ اما آنچه در جنگ ۴۰ روزه شاهد بودیم ویرانی زیر ساخت ها بود. جنگی تمام عیار که نبض زندگی ایرانیان را نشانه گرفت.

جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران، حالا پس از ۴۰ روز وارد یک آتش بس شکننده شده است. آن ها می گفتند برای کمک به مردم ایران، این جنگ را آغاز کرده اند اما آنچه شاهد بودیم نه نبردی کلاسیک ، بلکه نقشه‌ای منظم برای ریشه‌کن کردن توان باقی‌مانده زیستن در سرزمین کهن ایران زمین بود.

در این ۴۰ روز علاوه بر این که بیش از ۳ هزار نفر انسان از بین رفت، صنعت نفت وگاز، فولاد، پل ها، دارو، انرژی ایران نیز هدف قرار گرفت.

حمله به پالایشگاه‌ها وپتروشیمی ها: تنها نابودی شبکه انرژی و سوخت کشور نبود. این کار به معنای فلج شدن زندگی روزمره ایرانیان است. مهندسین ما در صنعت نفت وگاز کشور، به خاطر تحریم های طولانی با خون جگر توانسته بودند پالایشگاه های گاز و پتروشیمی ها را طی سالیان دراز راه اندازی کنند. حمله به مجتمع‌های فولاد؛ فقط بسته شدن یک واحد صنعتی نیست؛ یعنی توقف خط تولید ساختمان، خودرو، لوازم خانگی، لوله‌های نفت و گاز و حتی تجهیزات بیمارستانی. یعنی بیکاری زنجیره‌ای ده‌ها هزار کارگر.

بمباران انستیتو پاستور تهران؛ مرکزی که نه موشک در آن انبار شده بود و نه مواد اولیه موشک در آنجا ساخته می شد کمک به ایرانیان نبود. زدن فرودگاه‌های غیرنظامی، بنادر و کارخانه‌های داروسازی؛ پرتاب موشک به مدرسه میناب و از بین بردن دهها دانش آموز، هیچ معنایی جزء نفرت از یک ملت و زجر دادن آن جامعه نداشت.

در مورد خسارت های مالی هر کدام از حمله های صورت گرفته هنوز آمار رسمی منتشر نشده است. اما تنها در یک مورد و بر اساس گزارش منتشر شده در روزنامه وال استریت ژورنال "حمله به ۷ فرودگاه، انهدام ۲۰ و زمین گیر شدن ۴۰ هواپیمای مسافری در جنگ ۴۰ روزه باعث خسارت ده ها هزار میلیاردی به صنعت هوایی کشور شد." بدون شک رقم خسارت هایی که به صنعت فولاد و نفت ، گاز و پتروشیمی کشور وارد شده نیز بسیار گسترده تر بوده است. یا اینکه استاندار اصفهان نیز به تازگی گفته است "کارخانه فولاد مبارکه سپاهان اصفهان برای بازسازی به ۸۰۰ هزار میلیارد تومان هزینه نیاز دارد.به عبارتی ۵ میلیارد دلار فقط برای بازسازی یک کارخانه ای که در جنگ ۴۰ روزه آسیب دیده است. در مجموع آنچه توسط سخنگوی دولت اعلام گردید تا اینجا خسارت ناشی از جنگ ۴۰ روزه ۲۷۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است.

به ثمر نشاندن یک زیرساخت صنعتی در ایران، هرگز کار ساده‌ای نبوده است. سال‌ها تحریم، تهدید و کمبود منابع و سرمایه گذاری، کشور ایران را به جایی رساند که متخصصان آن با ذره ذره کسب دانش و غیرت ملی وبه صورت لاک پشتی این صنعت را توانستند توسعه دهند. از عسلویه و پارس جنوبی که سالها طول کشید تا به این مرحله از تولید برسد و یا انستیتو پاستور ایران که رکن اصلی تولید واکسن کشور بوده است. حالا چگونه می توان باور کرد که بخش های گسترده ای از این میراث، یک شبه نابود شود و یا در معرض نابودی قرار گیرد.

پالایشگاه گاز فجرجم، تنها پالایشگاه در حال تولید ایران بود که در جنگ ۱۲ روزه مورد اصابت قرار گرفت. بخشی از این پالایشگاه و قسمت های آسیب دیده آن ، با همگرایی بی مانندی خیلی سریع تر از برنامه به مدار تولید بازگشت. اما در جنگ ۴۰ روزه ، این بار پالایشگاه های گاز در عسلویه و واحدهای پتروشیمی در آن جا و همچنین در بندر ماهشهر مورد اصابت موشک قرار گرفت. از بین رفتن زیر ساخت های انرژی برای کشور ما که وابستگی گسترده ای به منابع انرژی داریم بسیار سخت و گران تمام می شود. بازسازی این زیرساخت ها نیز بسیار پیچیده و زمان بر است. کاری که در سایه سنگین تحریم و تهدید، بر دوش مهندسان و متخصصان داخلی وزارت نفت و شرکت ملی گاز ایران است. خوشبختانه وزیر نفت به تازگی با اشاره به اینکه بنابر تقسیم‌کار در روند بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده در جنگ، برای نخستین بار به شرکت ملی گاز ایران مسئولیتی تازه واگذار شده ، گفته است " برطرف کردن آسیب پالایشگاه فجر جم در جریان جنگ ۱۲ روزه کار بسیار ارزشمندی بود اما بازسازی دو پالایشگاه گازی عسلویه اقدامی بسیار پیچیده‌تر و فرصتی بی‌نظیر برای اثبات توانمندی شرکت ملی گاز ایران در زمینه مشارکت در پروژه‌های بزرگ خواهد بود."

اما پرسش اساسی اینکه؛ چرا جامعه جهانی در برابر شرارت‌ از بین بردن زیر ساخت های کشور ما ساکت است؟ نابودی زیر ساخت های انرژی، نابودی یک مرکز دانشگاهی و یا واکسن سازی در ایران، با استانداردهای کدام حقوق بشری مطابقت دارد؟

 

هر کدام از زیر ساخت هایی که امروز در جنگ ۴۰ روزه از هم فروپاشیده است؛ انرژی ، توان و منابع یک دولت برای آن هزینه شد. یک ملت سالها چشم انتظار ماند تا یک صنعت وارد چرخه تولید شد و امروز قدرت های جهانی به بهانه های واهی آنها را در جنگی نابرابر مورد هدف موشک های خود قرار می دهند. 

فردای جنگ ؛ این مردم زجر دیده ایران هستند که تاوان فروپاشی بخش مهمی از زیر ساخت های از دست رفته کشور را خواهند داد. از بین رفتن زیر ساخت ها، ما را پس از جنگ وارد تلاقی چند گانه ای از انواع بحران های اقتصادی و اجتماعی خواهد کرد. ای کاش نقطه عطف این ماجرا در آن باشد که منتقدان وضعیت موجود بدانند؛ آبادی وآزادی الزاما از مسیر دخالت خارجی حاصل نمی شود.

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار