هزینه بازسازی یا فرصت اصلاح در صنعت فولاد ایران
* اکبر علیزاده اعتمادی، پژوهشگر مسائل اجتماعی
صنعت فولاد ایران طی دو دهه گذشته به یکی از ارکان اصلی اقتصاد صنعتی کشور تبدیل شده است. زنجیرهای که از استخراج سنگآهن آغاز میشود و به تولید انواع محصولات فولادی میرسد، امروز سهم مهمی در اشتغال، صادرات و توسعه زیرساختهای کشور دارد. ایران اکنون با تولید سالانه حدود ۳۰ تا ۳۱ میلیون تن فولاد خام در میان ۱۰ تولیدکننده بزرگ فولاد جهان قرار گرفته و ظرفیت نصبشده زنجیره فولاد کشور نیز به حدود ۴۵ تا ۵۰ میلیون تن رسیده است.
این صنعت برای بیش از ۳۰۰ هزار نفر اشتغال مستقیم ایجاد کرده و با احتساب صنایع پاییندستی، حدود یک میلیون شغل غیرمستقیم به آن وابسته است. صادرات فولاد و محصولات فولادی نیز در سالهای اخیر به حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون تن در سال رسیده و در برخی سالها بیش از ۶ تا ۸ میلیارد دلار ارزآوری برای اقتصاد ایران داشته است.
اما در کنار این دستاوردها، یک تناقض جدی در سیاست صنعتی کشور وجود دارد؛ تناقضی که اکنون و در شرایط بازسازی برخی زیرساختهای آسیبدیده پس از حملات ددمنشانه دشمن، بیش از گذشته خود را نشان میدهد: تمرکز بخش بزرگی از صنعت فولاد ایران در مناطق خشک و کمآب کشور.
صنعتی آببر در سرزمین کمآب
تولید فولاد ذاتاً صنعتی آببر محسوب میشود. بسته به فناوری تولید، برای هر تن فولاد بین ۳ تا ۱۰ مترمکعب آب مصرف میشود. حتی با در نظر گرفتن فناوریهای نسبتاً بهینه در ایران، میانگین مصرف آب حدود ۴ تا ۵ مترمکعب برای هر تن فولاد برآورد میشود.
با تولید سالانه حدود ۳۰ میلیون تن فولاد، صنعت فولاد ایران سالانه دستکم ۱۲۰ تا ۱۵۰ میلیون مترمکعب آب مصرف میکند.
در نگاه اول ممکن است این رقم در مقایسه با مصرف بخش کشاورزی چندان بزرگ به نظر نرسد، اما مسئله اصلی محل استقرار این صنایع است. بخش قابل توجهی از ظرفیت تولید فولاد کشور در استانهای مرکزی مستقر شده است؛ استانهایی که در خط مقدم بحران آب قرار دارند. برای نمونه؛ مجتمع فولاد مبارکه اصفهان بهعنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد کشور، سالانه بیش از ۷ میلیون تن فولاد تولید میکند. مجتمعهای بزرگ دیگری مانند ذوبآهن اصفهان، فولاد یزد، چادرملو اردکان و گلگهر سیرجان نیز در استانهای خشک مرکزی فعالیت میکنند.
استانهای اصفهان، یزد و کرمان امروز از جمله استانهایی هستند که با شدیدترین تنش آبی در کشور مواجهاند.
بر اساس گزارشهای رسمی، در بسیاری از دشتهای مرکزی ایران سطح آبهای زیرزمینی طی دو دهه اخیر چندین متر کاهش یافته و در برخی مناطق نرخ فرونشست زمین به بیش از ۲۰ سانتیمتر در سال رسیده است؛ رقمی که از نظر زمینشناسی یک وضعیت بحرانی محسوب میشود.
در چنین شرایطی، توسعه صنایع آببر در این مناطق عملاً فشار مضاعفی بر منابع محدود آب وارد میکند.
انتقال آب؛ راهحل یا مُسَکّنِ پرهزینه؟
برای ادامه فعالیت صنایع در مناطق مرکزی، طی سالهای اخیر پروژههای گسترده انتقال آب بینحوضهای اجرا شده است. از جمله: انتقال آب از خلیج فارس به استانهای کرمان و یزد، طرحهای انتقال آب برای صنایع معدنی و فولادی منطقه سیرجان و اردکان.
هزینه برخی از این پروژهها به میلیاردها دلار میرسد و آب انتقالی پس از نمکزدایی و پمپاژ صدها کیلومتر به فلات مرکزی میرسد. بدیهی است که چنین آبی بسیار گرانتر از آب طبیعی است و عملاً هزینه تولید را افزایش میدهد.
به بیان دیگر، بخشی از صنعت فولاد کشور امروز برای ادامه فعالیت خود به آبی وابسته است که با صرف انرژی و سرمایه عظیم از دریا به کویر منتقل میشود.
آسیب به زیرساختها و فرصت بازنگری
در جریان حملات دشمن به زیرساختهای صنعتی کشور، برخی تأسیسات صنعتی و انرژی آسیب دیدهاند و بازسازی آنها نیازمند سرمایهگذاریهای قابل توجه است. برآوردهای صنعتی نشان میدهد احداث یک مجتمع فولاد با ظرفیت حدود ۳ میلیون تن در سال میتواند بین ۲ تا ۳ میلیارد دلار سرمایهگذاری نیاز داشته باشد.
این سرمایهگذاری سنگین یک سؤال مهم را مطرح میکند: اگر قرار است میلیاردها دلار برای بازسازی صنعت فولاد هزینه شود، آیا منطقی است این هزینه دقیقاً در همان نقاطی انجام شود که با بحران جدی آب روبهرو هستند؟
نگاهی به تجربه جهانی
در بسیاری از کشورهای صنعتی، مجتمعهای بزرگ فولاد در نزدیکی سواحل دریا ساخته میشوند. برای مثال:
بخش بزرگی از فولاد چین در مناطق ساحلی شرقی تولید میشود.
مجتمعهای فولادی بزرگ کره جنوبی مانند یوهانگ «POSCO» در کنار دریا احداث شدهاند.
در هند نیز بسیاری از کارخانههای جدید فولاد در نزدیکی بنادر ساخته میشوند.
ایران و ظرفیت مغفول سواحل
ایران با بیش از ۵۸۰۰ کیلومتر خط ساحلی در خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر از ظرفیت بزرگی برای توسعه صنایع ساحلی برخوردار است. بهویژه سواحل مکران در دریای عمان که از سوی بسیاری از کارشناسان بهعنوان یکی از مهمترین محورهای توسعه صنعتی آینده کشور معرفی میشود.
در سالهای اخیر چند پروژه فولادی در مناطق ساحلی شکل گرفتهاند؛ از جمله: فولاد هرمزگان در بندرعباس، فولاد کاوه جنوب در سواحل خلیج فارس، طرحهای فولادی در منطقه چابهار.
با این حال، این پروژهها هنوز سهم محدودی از ظرفیت کل صنعت فولاد کشور دارند و بخش اعظم تولید همچنان در مناطق مرکزی متمرکز است.
بازسازی یا اصلاح؟
اکنون که بخشی از زیرساختهای صنعتی کشور نیازمند بازسازی است، یک انتخاب راهبردی پیش روی سیاستگذاران قرار دارد: به جای آن که کارخانهها در همان مکانهای گذشته بازسازی شوند و الگوی توسعه صنعتی بدون تغییر ادامه یابد، میتواند به تدریج ظرفیتهای جدید فولادی به مناطق ساحلی انتقال یابد؛ اقدامی که همزمان چند هدف مهم را دنبال میکند:
دسترسی پایدار به منابع آب برای خنککاری صنعتی
کاهش فشار بر منابع آب فلات مرکزی و افزایش تابآوری صنعتی کشور
کاهش هزینههای لجستیکی مواد اولیه و صادرات
توسعه مناطق کمتر توسعهیافته ساحلی
یک پرسش جدی برای آینده
صنعت فولاد ایران امروز به بلوغ صنعتی رسیده است، اما چالشهای محیطزیستی و زیرساختی آن نیز به همان اندازه جدی شدهاند. بحران آب در فلات مرکزی کشور دیگر یک هشدار نیست؛ یک واقعیت جاری است.
در چنین شرایطی، بازسازی صرف زیرساختها بدون اصلاح الگوی استقرار صنایع میتواند همان مشکلات گذشته را در آینده تکرار کند.
شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که یک سؤال ساده اما راهبردی مطرح شود:
آیا قرار است فولاد ایران همچنان در دل کویر توسعه یابد، یا قرار است با نگاهی آیندهنگر، صنایع آببر به جایی منتقل شوند که طبیعت توان تحمل آنها را دارد؟
پاسخ به این پرسش میتواند مسیر توسعه صنعتی ایران در دهههای آینده را تعیین کند