وقتی زیرساختها هدف میشوند؛ روایت یک بحران و آزمون تابآوری صنایع
جواد حسینیکیا، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی
در میانه تحولات پرتنش منطقهای، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، تغییر ماهیت اهداف در منازعات است؛ جایی که زیرساختهای حیاتی و صنعتی، بهجای اهداف صرفاً نظامی، در کانون حملات قرار میگیرند. این رویکرد نهتنها پیامدهای اقتصادی گستردهای به همراه دارد، بلکه معادلات امنیتی و انسانی را نیز بهطور جدی تحت تأثیر قرار میدهد.
در روزهای اخیر، گزارشهایی از آسیب به برخی زیرساختهای صنعتی از جمله واحدهای بزرگ تولیدی و پتروشیمی منتشر شده است. این اتفاقات، نگرانیهایی را درباره تداوم تولید، امنیت انرژی و ثبات اقتصادی ایجاد کرده است. با این حال، آنچه در این میان اهمیت دارد، نحوه مواجهه با این شرایط و میزان تابآوری صنایع در برابر چنین شوکهایی است.
واقعیت آن است که هدف قرار دادن زیرساختها، نشانهای از تغییر استراتژی در شرایط بحران تلقی میشود؛ رویکردی که تلاش دارد از طریق ایجاد اختلال در چرخه تولید و خدمات، فشار غیرمستقیم بر ساختار اقتصادی و اجتماعی وارد کند. اما تجربه نشان داده است که چنین اقداماتی، در بسیاری از موارد نهتنها به تحقق اهداف مورد نظر منجر نمیشود، بلکه به تقویت انسجام داخلی و افزایش تلاش برای بازسازی و استمرار فعالیتها میانجامد.
در این میان، صنایع بزرگ و راهبردی، نقشی دوگانه ایفا میکنند؛ از یک سو در معرض تهدید مستقیم قرار دارند و از سوی دیگر، بهعنوان ستونهای اصلی اقتصاد، مسئولیت حفظ جریان تولید و اشتغال را بر عهده دارند. ادامه فعالیت این صنایع، حتی در شرایط دشوار، پیامی روشن از پایداری و توانمندی اقتصادی به همراه دارد. این استمرار، نهفقط یک ضرورت اقتصادی، بلکه عاملی مهم در حفظ آرامش روانی جامعه نیز به شمار میرود.
نکته قابل توجه دیگر، پیامدهای منطقهای چنین تحولات است. گسترش دامنه تنشها و درگیر شدن غیرمستقیم سایر کشورها، میتواند به بیثباتی گستردهتری در منطقه منجر شود. در چنین شرایطی، بازنگری در رویکردها و تلاش برای کاهش تنشها، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. همکاریهای منطقهای و تقویت سازوکارهای جمعی برای حفظ امنیت، میتواند از تشدید بحران جلوگیری کند.
از منظر اقتصادی، تابآوری صنایع به مجموعهای از عوامل بستگی دارد؛ از جمله تنوع در منابع تأمین، مدیریت هوشمند زنجیره تولید، و آمادگی برای مواجهه با شرایط پیشبینینشده. سرمایهگذاری در زیرساختهای مقاوم، استفاده از فناوریهای نوین و تقویت ظرفیتهای داخلی، از جمله اقداماتی است که میتواند توان مقابله با بحرانها را افزایش دهد.
در کنار این موارد، نقش سیاستگذاری نیز بسیار کلیدی است. اتخاذ تصمیمات دقیق و بهموقع، میتواند از تشدید آسیبها جلوگیری کرده و مسیر بازگشت به شرایط عادی را هموار کند. حمایت هدفمند از صنایع آسیبدیده، تأمین منابع مالی و ایجاد تسهیلات لازم برای ادامه فعالیت، از جمله اقداماتی است که میتواند به حفظ پویایی اقتصادی کمک کند.
در نهایت، آنچه در چنین شرایطی اهمیت دارد، نگاه واقعبینانه و در عین حال امیدوارانه به آینده است. بحرانها، هرچند پرهزینه و دشوار، میتوانند به فرصتی برای بازنگری در ساختارها و تقویت نقاط ضعف تبدیل شوند. اگر این رویکرد بهدرستی مدیریت شود، میتوان از دل تهدیدها، زمینهای برای رشد و تحول ایجاد کرد.
تابآوری صنایع، در چنین بزنگاههایی معنا پیدا میکند؛ جایی که استمرار تولید، حفظ اشتغال و تلاش برای بازسازی، به شاخصهای اصلی موفقیت تبدیل میشوند. این مسیر، هرچند پیچیده، اما نشاندهنده ظرفیتی است که میتواند اقتصاد را از دل بحران عبور دهد و به سمت ثبات و پایداری هدایت کن