یکشنبه 16 بهمن، 1401

کدخبر: 11673 15:10:05 1394-01-24
يادداشت هاي يک مشاور(11)‏ / مديريت يکباره دهه شصت و بازنشستگي دست جمعي دهه نود!‏

يادداشت هاي يک مشاور(11)‏ / مديريت يکباره دهه شصت و بازنشستگي دست جمعي دهه نود!‏

دسته‌بندی: بدون دسته‌بندی
يادداشت هاي يک مشاور(11)‏ / مديريت يکباره دهه شصت و بازنشستگي دست جمعي دهه نود!‏

يادداشت هاي يک مشاور(11)‏ / مديريت يکباره دهه شصت و بازنشستگي دست جمعي دهه نود!‏

دسته‌بندی: بدون دسته‌بندی

غلام‌رضا رحيمي : چند باري است که آقاي مهندس زنگنه به  لزوم جوانگرايي در مديريت تاکيد مي‌کند. اولين باري که اين بحث را از زبان ايشان شنيدم، در جمع بزرگي از مديران  شرکت‌هاي خصوصي مهندسي کشور بود، در آنجا وقتي که با کلمات خيلي محترمانه‌اي لزوم واگذاري امور به مديران جوان حرفه‌اي و نه آقازادگان و بازنشستگي بسياري از مديران خصوصي اين صنعت را طرح نمود، سالن بزرگ برج ميلاد از کف و دست جوانان حاضر در جمع منفجر شد. اما همان موقع استاد پيش‌کسوتي که در کنار من نشسته‌بود، گفت ما که مدير دنيا  نيامديم، اين حرفها را مي‌فهميم، اما فکر نمي‌کنم اين حرفها براي بسياري از مديران دولتي که از دانشگاه مدير فارغ‌التحصيل شده و از سالهاي ابتدايي دهه 60 بر مسند مديريت نشسته‌اند، جذاب باشد،

بعد هم اضافه کرد که آيا واقعاً علل مشکلات فعلي مهندسي کشور، سالمندي مديران شرکت‌هاي خصوصي مهندسي است؟ طرح اين بحث جلسات کوچک زيادي را بعد از سخنراني وزير در بيرون سالن موجب شد. اغلب مديران شرکت مهندسي مي‌گفتند که انتظار داشتند که لااقل به بحران رکود در اين حرفه اشاره‌اي مي‌شد. ديگري مي‌گفت که فرض کنيم ما همگي در اقدامي ناگهاني بازنشسته شويم. آيا صنعت خدمات مهندسي از بحران رکود خارج مي شود؟ بگذريم از اينکه آيا مي‌شود با بدهي زياد و نداشتن آينده کاري، شرکت‌ها را به نسل بعدي سپرد يا نه؟
اين بحث و مجادلات آنقدر دامنه‌دار شد که ادامه مراسم با تأخير روبرو شد. به همين دليل شروع دوباره مراسم با همهمه زياد حضار توأم بود و  يکي از مجريان که خود از مديران قديمي اين صنعت است، به قصد ايجاد سکوت و همچنين همسويي با جمعيت، با طرح سؤالاتي مثل اين که آيا مجموعه کارفرمايي کشور نيز چنين رويکردي در جوانگرايي دارند؟ و آيا مديران کارفرمايي حاضرند با کساني جز صاحبان کسب و کارهاي بخش‌خصوصي مذاکره نمايند، موفق به ايجاد آرامش در نشست شد. نمي‌دانم با خودم بلند حرف مي‌زدم يا با بغل دستي، که گفتم، اين جمع که باهم نيامده که همزمان بازنشسته شوند، خيلي از آنها نگران سرنوشت شرکتي هستند که عمرشون را صرف اون کرده‌اند، و آماده‌اند با ديدن تصويري روشن براي اون، خانه‌نشين شده و به خاطره‌نويسي مشغول شوند. منظور چيه؟ تغيير دنده براي تنظيم حرکته و همه عوامل صنعت منجمله مديران شرکت‌هاي خصوصي بايد با تغيير گسترده مديريتي براي پذيرش شرايط جديد آماده شوند و يا نه شايد چند سالي رکود، مديران را غرغرو  و تنبل کرده، و بهتره کشور مديران جديدي را تجربه کند؟ خوب در آن‌صورت بي‌برنامه  و بدون انتقال تجربيات مديريتي که  دوباره صنعت به سعي و خطا کشيده مي‌شه، در پاسخ از پشت سرم شنيدم که دوستي گفت: مگر کسي هزينه اقدامات و تجربه‌اندوزي مديران در کشور را اندازه‌گيري مي‌کند؟

  • دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.
  • افزودن دیدگاه


JahanEghtesadNewsPaper

جستجو


  |