فقرغذایی یا فرهنگ تغذیه ‏

0
۳۳۱ بازدید

هلیا تنها ‏- در خبرهای روز دوشنبه یکی از اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس محتاطانه از سوء تغذیه قشری ازایرانیان سخن گفته است که این امر جای بسی تامل دارد.چرا که نماینده محترم علاوه بر تصدیق فقر غذایی نکته ای را گوشزد کرده است که جا دارد بیشتر به آن پرداخته شود.‏

فقرغذایی ۴۵ میلیون ایرانی درحالی گوشزد می شود که تغذیه نامناسب میتواند عوامل بسیاری داشته باشد.ازسویی رشد تورم و گران شدن کالاها و کاهش قدرت خرید مردم ، باعث فقرغذایی عده ای ازشهروندان شده و از سویی دیگر در سایر طبقات اجتماعی حتی قشرمتوسط جامعه نیزعواملی جانبی مانند بیماری یک فرد ازاعضای خانواده، سایراعضای خانواده را تحت شعاع قرارداده ودرکاهش درآمد خانوارتاثیرگذاشته وچه بسا دربرخی موارد به زیرخط فقرنیز رسانده و تغذیه خانواده را تحت شعاع قرارداده است لذا مطرح کردن سوءتغذیه درخانواده های کم درآمد بنا به برخی دلایل از جمله عواملی که  گفته شده یکی از مسائل پیرامون تغذیه نامناسب ۴۵ میلیون ایرانی است که گفته شده است . ‏
این مشکل شاید شامل بخشی از جامعه باشد اما باید این مهم را در نظر گرفت که سلامت غذایی صرفا مصرف شیر یا سایرمکملهای غذایی مطلوب ازجمله گوشت سفید وقرمز نیست چه بسا دربین بخش دیگرجامعه که مثلا ۳۵ میلیون ثروتمند جامعه باشد نوع تغذیه و شیوه تغذیه آنان بیشتر ازهمه بستر آلودگی غذایی را فراهم کرده باشد . ‏
پس صرفا صورت مساله ، عنوان سوءتغذیه و یا فقر غذایی نیست چه بسا بحث آلودگی تغذیه و یا فرهنگ نامناسب تغذیه ازجمله ژست مصرف تغذیه های فست فود و نوع مصرف آن در برخی ساندویچی ها و یا کافه های کنار خیابان در میان انبوهی از دود ماشین خود از جمله عوامل بیماری زا باشد که دیده نمی شود مگر آنکه فرد بیمار شود سپس به یاد بیاوریم که عوامل تشدید کننده ای نیز در کنار فقر غذایی وجود دارد.‏
هرچند ازدیگرعوامل سوءتغذیه ایرانیان ازجمله سیستم های نظارتی نیز نباید غافل شد درحال حاضر شرایطی ناخواسته در جامعه حاکم شده است که به نوعی سیستم نظارتی را اگرهم وجود داشته باشد معلول خود کرده است.نبود برخی بسته بندیهای استاندارد غذایی در کنارعواملی ازجمله توزیع مواد غذایی بدون شناسنامه و یا بدون برند واستاندارد کیفی،که نمونه بارزآن درتولید لبنیات با روغن پالم ملاحظه شد.از جمله حواشی پیرامون تغذیه نامناسب شهروندان است که رعایت همه عوامل کناریکدیگرشاکله کلی تغذیه مناسب و سفره غذایی کامل شهروندان ایرانی است که لازم است در کنار بحث سوءتغذیه ۴۵ میلیون ایرانی که به شکل محتاطانه ای عنوان شده است به سایر عوامل عنوان شده در این چند سطر نیز توجه داشت وبه بازنگری عواملی از جمله درآمد کم خانوارهای ایرانی در کنار نبود کالاهای بعضا مناسب و یا استاندارد و همچنین خلاء فرهنگ تغذیه مناسب و تعریف شده در بین خانوارهای ایرانی نیز پرداخته شود. ‏

هلیا تنها ‏- در خبرهای روز دوشنبه یکی از اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس محتاطانه از سوء تغذیه قشری ازایرانیان سخن گفته است که این امر جای بسی تامل دارد.چرا که نماینده محترم علاوه بر تصدیق فقر غذایی نکته ای را گوشزد کرده است که جا دارد بیشتر به آن پرداخته شود.‏

فقرغذایی ۴۵ میلیون ایرانی درحالی گوشزد می شود که تغذیه نامناسب میتواند عوامل بسیاری داشته باشد.ازسویی رشد تورم و گران شدن کالاها و کاهش قدرت خرید مردم ، باعث فقرغذایی عده ای ازشهروندان شده و از سویی دیگر در سایر طبقات اجتماعی حتی قشرمتوسط جامعه نیزعواملی جانبی مانند بیماری یک فرد ازاعضای خانواده، سایراعضای خانواده را تحت شعاع قرارداده ودرکاهش درآمد خانوارتاثیرگذاشته وچه بسا دربرخی موارد به زیرخط فقرنیز رسانده و تغذیه خانواده را تحت شعاع قرارداده است لذا مطرح کردن سوءتغذیه درخانواده های کم درآمد بنا به برخی دلایل از جمله عواملی که  گفته شده یکی از مسائل پیرامون تغذیه نامناسب ۴۵ میلیون ایرانی است که گفته شده است . ‏
این مشکل شاید شامل بخشی از جامعه باشد اما باید این مهم را در نظر گرفت که سلامت غذایی صرفا مصرف شیر یا سایرمکملهای غذایی مطلوب ازجمله گوشت سفید وقرمز نیست چه بسا دربین بخش دیگرجامعه که مثلا ۳۵ میلیون ثروتمند جامعه باشد نوع تغذیه و شیوه تغذیه آنان بیشتر ازهمه بستر آلودگی غذایی را فراهم کرده باشد . ‏
پس صرفا صورت مساله ، عنوان سوءتغذیه و یا فقر غذایی نیست چه بسا بحث آلودگی تغذیه و یا فرهنگ نامناسب تغذیه ازجمله ژست مصرف تغذیه های فست فود و نوع مصرف آن در برخی ساندویچی ها و یا کافه های کنار خیابان در میان انبوهی از دود ماشین خود از جمله عوامل بیماری زا باشد که دیده نمی شود مگر آنکه فرد بیمار شود سپس به یاد بیاوریم که عوامل تشدید کننده ای نیز در کنار فقر غذایی وجود دارد.‏
هرچند ازدیگرعوامل سوءتغذیه ایرانیان ازجمله سیستم های نظارتی نیز نباید غافل شد درحال حاضر شرایطی ناخواسته در جامعه حاکم شده است که به نوعی سیستم نظارتی را اگرهم وجود داشته باشد معلول خود کرده است.نبود برخی بسته بندیهای استاندارد غذایی در کنارعواملی ازجمله توزیع مواد غذایی بدون شناسنامه و یا بدون برند واستاندارد کیفی،که نمونه بارزآن درتولید لبنیات با روغن پالم ملاحظه شد.از جمله حواشی پیرامون تغذیه نامناسب شهروندان است که رعایت همه عوامل کناریکدیگرشاکله کلی تغذیه مناسب و سفره غذایی کامل شهروندان ایرانی است که لازم است در کنار بحث سوءتغذیه ۴۵ میلیون ایرانی که به شکل محتاطانه ای عنوان شده است به سایر عوامل عنوان شده در این چند سطر نیز توجه داشت وبه بازنگری عواملی از جمله درآمد کم خانوارهای ایرانی در کنار نبود کالاهای بعضا مناسب و یا استاندارد و همچنین خلاء فرهنگ تغذیه مناسب و تعریف شده در بین خانوارهای ایرانی نیز پرداخته شود. ‏

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=520