از اتاقهای انیاک تا پنجرههای برقساز
اکبر علیزاده اعتمادی - پژوهشگر مسائل اجتماعی
تاریخ فناوری یک قاعده زرین دارد: «هر پدیدهای که از انحصار نخبگان و نهادهای غولپیکر خارج شود و به مقیاس جیبی شهروندان برسد، جهان را دگرگون میکند.»
پس از جنگ جهانی دوم، رایانههایی نظیر «انیاک» (ENIAC) با هزاران لامپ خلاء، حرارت طاقتفرسا و اشغال یک سالن بزرگ، نماد غلبه ماشین بر ریاضیات بودند؛ اما کمتر کارشناسی باور داشت روزی همان حجم پردازش در قابی چند اینچی و در دست هر کاربر جا خوش کند.
امروز بخش انرژی جهان نیز بر سر پیچ تاریخی مشابهی ایستاده است. انرژی خورشیدی سالها با زمینهای پهناور کویری، سقف سولههای صنعتی و نیروگاههای بزرگ شناخته میشد؛ اما سامانههای کوچک خورشیدی و فناوریهای یکپارچه با ساختمان، افق تازهای گشودهاند. در این افق، پنجره ساختمان نیز میتواند از سطحی برای ورود نور به بخشی از ظرفیت تولید برق تبدیل شود.
ثروتی که پشت شیشهها پنهان مانده است
تصور کنید شیشه پنجرههای ساختمانهای مسکونی، اداری و تجاری، علاوه بر تأمین نور، بخشی از برق مورد نیاز همان ساختمان را تولید کند. فناوری شیشههای فتوولتائیک و سامانههای خورشیدی یکپارچه با ساختمان چنین امکانی را پیش روی صنعت ساختمان و انرژی قرار دادهاند؛ هرچند شفافیت، بازده، دوام و صرفه اقتصادی آنها به فناوری و شرایط استفاده بستگی دارد.
دامنه این ایده به شیشههای شفاف محدود نمیشود؛ جدارهها، جانپناهها، شیشههای بالکن و نما و پنلهای خورشیدی ظریف و هماهنگ با معماری نیز میتوانند، متناسب با شرایط هر ساختمان، به تولید پراکنده برق کمک کنند.
مسئله، تبدیل یکشبه همه پنجرهها به نیروگاه نیست؛ بلکه شناسایی ظرفیتی است که در برنامهریزی انرژی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ایران برای ارزیابی آن به مطالعهای ملی نیاز دارد تا مساحت سطوح قابل استفاده، شرایط تابش، فناوریهای در دسترس، هزینه نصب و نگهداری و میزان برق قابل تولید را بررسی کند.
از تولید برق تا تابآوری ملی
پنجرههای برقساز میتوانند بخشی از راهبرد امنیت انرژی و تابآوری زیرساختهای کشور باشند. نیروگاههای بزرگ همچنان ستون اصلی تأمین برقاند، اما گسترش تولید در نقاط مختلف و نزدیک به محل مصرف میتواند وابستگی به مسیرهای متمرکز را کاهش دهد و انعطافپذیری شبکه را افزایش دهد.
تولید پراکنده بهتنهایی برق ساختمان را هنگام خاموشی تضمین نمیکند. این قابلیت به تجهیزات مناسب، امکان کار مستقل از شبکه و در صورت نیاز، ذخیرهسازی انرژی وابسته است. بنابراین، سیاستگذاری باید میان تولید برق، تزریق آن به شبکه و تأمین برق اضطراری تفاوت بگذارد.
در شرایطی که زیرساختهای حیاتی با مخاطرات گوناگون روبهرو هستند، تنوعبخشی به محل تولید انرژی، در کنار تقویت شبکه و حفاظت از نیروگاهها، میتواند یکی از اجزای تابآوری ملی باشد؛ رویکردی مبتنی بر همافزایی ظرفیتهای متمرکز و پراکنده.
حکمرانی ثروت؛ فراتر از منابع زیرزمینی
ثروت ملی علاوه بر ذخایر نفت و گاز، معادن و منابع طبیعی، شامل دانش فنی، توان صنعتی و زیرساختهای موجود نیزمیشود که میتوانند با تغییر فناوری به ظرفیت اقتصادی تبدیل شوند.
ایران با برخورداری از ظرفیتهای قابل توجه در تولید شیشه ساختمانی، میتواند با سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته و تکمیل زنجیره ارزش، از تولید شیشههای متعارف فراتر برود و برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای منطقهای شیشههای انرژیزا برنامهریزی کند.
در صورت اثبات صرفه اقتصادی تولید شیشههای خورشیدی در داخل، صنعت شیشه، شرکتهای دانشبنیان، تولیدکنندگان تجهیزات الکتریکی و فعالان نصب و نگهداری نیز میتوانند در زنجیرهای تازه از تولید و ارزشآفرینی مشارکت کنند. تحقق این فرصت به امکانسنجی فنی و اقتصادی، استانداردهای روشن، سرمایهگذاری هدفمند و شناخت بازار نیاز دارد.
گام نخست، تدوین برنامهای ملی برای امکانسنجی و اجرای طرحهای آزمایشی در ساختمانهای منتخب است؛ برنامهای که اطلاعات قابل اتکایی درباره عملکرد فناوری، هزینهها، تولید برق و امکان توسعه آن فراهم کند. حکمرانی ثروت در اینجا یعنی شناسایی ظرفیتها، سنجش هزینه و فایده و رفع موانعی که مانع تبدیل ایدههای سودمند به فعالیت اقتصادی میشوند.
درس مخابرات برای صنعت برق؛ آیندهای فراتر از تمرکز
همانطور که زمانی شرکت مخابرات با احداث باجههای تلفن همگانی به نیاز ارتباطی جامعه پاسخ میداد و سپس با گسترش تلفن همراه، الگوی ارتباطات دگرگون شد، صنعت برق نیز باید ظرفیت فناوریهای تازه را جدی بگیرد. فناوری گاه ساختارهایی را که سالها بدیهی به نظر میرسیدند، از نو تعریف میکند.
خاموشیها و ناترازی برق یادآور آن هستند که تأمین پایدار انرژی، علاوه بر توسعه نیروگاهها و تقویت شبکه، به تنوعبخشی منابع و بهرهگیری هوشمندانه از امکانات موجود نیاز دارد.
پنجرههای میلیونها آپارتمان، در صورت تأیید فنی و اقتصادی، میتوانند به چراغهای کوچک اما پرشمار تابآوری ملی تبدیل شوند. آینده از آنِ شبکههایی است که ظرفیتهای بزرگ و کوچک را کنار هم به کار میگیرند؛ طرحی نو که باید پیش از عمیقترشدن بحرانها، چارچوب آن را با درایت رسم کنیم.
حکمرانی ثروت یعنی بپرسیم در کنار منابعی که در اختیار داریم، کدام ظرفیتهای موجود را هنوز به ثروت، رفاه و امنیت عمومی تبدیل نکردهایم. شاید یکی از پاسخها، پشت شیشه پنجرههای خانههای ما باشد.