شبیخون صدا به آرامش پایتخت

زهرا طاهروردیان ـ روزنامه‌نگار

شناسه خبر: 189720
شبیخون صدا به آرامش پایتخت

سال‌هاست که آسمان خاکستری تهران و ذرات معلقی که ریه‌های شهروندان را نشانه گرفته‌اند، تیتر اول رسانه‌ها و دغدغه اصلی مسئولان شهری بوده‌اند. آلودگی هوا به دلیل ماهیت دیداری و ملموس خود به درستی به عنوان یک تهدید زیستی شناخته شده است اما در میان این هیاهوی دود و غبار، بحران دیگری به آرامی و در سکوتی فریبنده در حال جویدن بنیان‌های سلامت جامعه است. آلودگی صوتی، همان قاتل نامرئی است که در پس‌زمینه زندگی پرشتاب پایتخت‌نشینان گم شده و کمتر کسی ابعاد وحشتناک آن را جدی می‌گیرد.

تفاوت بنیادین میان آلودگی هوا و آلودگی صوتی در ادراک عمومی است. وقتی شاخص آلودگی هوا به وضعیت قرمز می‌رسد، هشدارها صادر می‌شوند و مردم با ماسک یا خانه‌نشینی از خود محافظت می‌کنند. اما در برابر جیغ ممتد ترافیک، غرش موتورها و همهمه بی‌پایان ساخت‌وسازهای شهری هیچ ماسکی وجود ندارد. این صداها که بخشی جدایی‌ناپذیر از اتمسفر تهران شده‌اند، فراتر از یک مزاحمت ساده در حال تغییر ساختار بیولوژیکی و روانی شهروندان هستند.

کارشناسان حوزه سلامت و محیط‌ زیست بر این باورند: آلودگی صوتی یکی از عوامل اصلی فرسایش سیستم عصبی در کلان‌شهرهاست. برخلاف تصور عمومی، گوش انسان حتی در هنگام خواب نیز فعال است و صداهای ناهنجار محیطی را دریافت می‌کند. این دریافت مداوم، بدن را در وضعیت «هشدار دائمی» قرار می‌دهد. پیامد این وضعیت، ترشح مداوم هورمون‌های استرس است که در بلندمدت منجر به کاهش کیفیت خواب، تضعیف سیستم ایمنی و اختلال در تمرکز می‌شود.

اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. مطالعات پزشکی نشان می‌دهند ارتباط مستقیمی میان ترازهای صوتی بالا و بیماری‌های قلبی و عروقی وجود دارد. افزایش فشار خون و تپش قلب ناشی از آلودگی صوتی، ریسک سکته‌های قلبی را در میان ساکنان مناطق پرتردد به شدت افزایش می‌دهد. با این حال به دلیل اینکه این آسیب‌ها به تدریج ظاهر می‌شوند به ندرت در پرونده‌های پزشکی به عنوان پیامد مستقیم آلودگی صوتی ثبت می‌شوند.

در حالی که استانداردهای جهانی برای مناطق مسکونی، حد مجاز مشخصی از تراز صوتی را تعریف کرده‌اند در بسیاری از نقاط تهران این شاخص‌ها به طور مداوم نقض می‌شوند. نبود دیوارهای صوتی کافی در بزرگراه‌ها، تردد موتورسیکلت‌های غیراستاندارد و نبود نظارت بر آلودگی صوتی ناشی از فعالیت‌های صنعتی و ساختمانی در دل محلات، تهران را به یکی از پرتنش‌ترین شهرهای جهان از نظر صوتی تبدیل کرده است.

این بحران پنهان، هزینه‌های اقتصادی سنگینی نیز به همراه دارد. کاهش بهره‌وری نیروی کار به دلیل خستگی مفرط و استرس مزمن، افزایش هزینه‌های درمانی برای بیماری‌های عصبی و قلبی و افت کیفیت زندگی که منجر به مهاجرت‌های درون‌شهری یا کاهش ارزش املاک در مناطق پرصدا می‌شود تنها بخشی از این بار مالی است.

برای مقابله با این بحران پیش از هر چیز نیازمند تغییر در اولویت‌بندی‌های شهری هستیم. همان‌طور که برای هوای پاک برنامه جامع نوشته می‌شود برای «آرامش صوتی» شهر نیز باید تدبیری اندیشید. توسعه حمل‌ونقل برقی، الزام به نصب پنجره‌های دوجداره استاندارد در ساخت‌وسازها، جریمه‌های سنگین برای وسایل نقلیه پرصدا و گسترش فضاهای سبز به عنوان عایق‌های طبیعی صوت، راهکارهایی هستند که نباید در حد طرح‌های فانتزی باقی بمانند.

آلودگی صوتی در تهران دیگر یک موضوع فانتزی یا مربوط به طبقه مرفه نیست این یک مسئله جدی در حوزه حقوق عامه و سلامت عمومی است. اگر امروز صدای این بحران را نشنویم، فردا باید هزینه‌های سنگین‌تری برای جامعه‌ای بپردازیم که در میان هیاهو، سلامت و آرامش خود را از دست داده است. زمان آن فرا رسیده است که سکوت به عنوان یکی از ضروری‌ترین زیرساخت‌های سلامت شهری به رسمیت شناخته شود.

 

ارسال نظر