تبعات یک سوءمدیریت

رضا خیامیان ـ فعال اقتصادی

شناسه خبر: 188899
تبعات یک سوءمدیریت

بررسی فرآیندهای مالی نشان می‌دهد که تنها در طول چهار سال گذشته، بالغ بر 8 میلیارد یورو پروژه در فازهای مختلف توسعه‌ای در پالایشگاه اصفهان تعریف شده است. شاخص‌ترین و استراتژیک‌ترین برش این سرمایه‌گذاری، پروژه عظیم   RFCC (شکست کاتالیستی بسترهای سیال) است که ارزش آن به تنهایی به حدود 3.4 میلیارد یورو می‌رسد، برنده آن نیز شرکت پیمانکاری عمومی تهرانی یعنی شرکت ODCC است. علاوه بر این، پروژه مهم RHU (ته‌مانده برج تقطیر) نیز با اعتباری در حدود 600 میلیون دلار در این مجموعه در حال پیشرفت است. مجتمع‌های بزرگ دیگری مثل پتروشیمی اصفهان، شرکت نفت جی، نفت سپاهان و شرکت ال‌ای‌بی نیز طرح‌های توسعه متعددی دارند.

در چنین وضعیتی، پتانسیل صنعتی، تجارب فنی و ظرفیت ماشین‌آلات استان اصفهان در حوزه ساخت تجهیزات نفت و گاز، رتبه نخست را در کشور داراست. کارفرمایان بزرگ استان در تمام امور جاری، تعمیرات و نگهداری کارخانجات خود به طور 100 درصدی از صنایع و قطعه‌سازان اصفهان استفاده می‌کنند، اما به محض اینکه کار به طرح‌های توسعه کلان و اعتبارات میلیارد یورویی ارزی می‌رسد، سهم شرکت‌های بومی تقریباً به صفر تمایل پیدا می‌کند. قراردادها ابتدا توسط شرکت‌های بزرگ پایتخت‌نشین بلعیده می‌شود و پس از کسر مارک‌آپ و سودهای کلان توسط واسطه‌ها، کارهای خرد و کم‌بازده به صورت قراردادهای دست‌دوم تا دست‌چهارم به صنعتگران اصفهانی ارجاع داده می‌شود که این یک بی‌پناهی ساختاری برای صنایع استان است.

باید توجه داشت که به هیچ عنوان بحث رانت‌جویی، قیمت بالا یا نقص فنی در میان نیست. ما مستندات متقن و عینی داریم که نشان می‌دهد شرکت پیمانکاری تهرانی، تجهیزات و قطعات ساخت سازندگان اصفهانی را برای پروژه‌های دوردست و برون‌مرزی خود مثل پالایشگاه آبادان تایید، خریداری و نصب می‌کند؛ اما همین پیمانکار بزرگ، در مناقصات مربوط به پروژه‌های داخل استان اصفهان، حتی اجازه ورود همان سازنده بومی را به فرآیند ارزیابی نمی‌دهد. این تناقض نشان می‌دهد که مکانیزم‌ها دچار اشکال است.

 عارضه اول این امر، مکانیزم غیرشفاف ارزیابی کیفی یا همان لیست‌های کوتاه است. در مگاپروژه‌ها مناقصه عام برگزار نمی‌شود؛ بلکه پیمانکاران اصلی در تهران لیست‌های کوتاهی شامل 6 یا 7 شرکت خاص تعریف می‌کنند. به دلیل تمرکز دفاتر مرکزی مجتمع‌ها در پایتخت و ضعف صنعتگران اصفهانی در فرآیندهای لابی‌گری اداری و رایزنی‌های غیررسمی تهران، اصفهانی‌ها اصلاً از برگزاری این مناقصات مطلع نمی‌شوند تا فرآیند رقابت شکل بگیرد. عارضه دوم، فقدان شرکت‌های مهندسی تراز اول و شرکت‌های بزرگ EPC کار (طراحی، تامین تجهیزات و ساخت) در خود استان اصفهان است. متاسفانه فرهنگ کار تیمی و تشکیل کنسرسیوم‌های صنعتی در استان ضعیف است. وقتی شرکت‌ها به صورت انفرادی و خرد عمل کنند، توانایی مالی و وثیقه‌ای لازم جهت تودیع ضمانت‌نامه‌های بانکی سنگین برای پروژه‌های میلیارد یورویی را ندارند و عملاً زمین بازی به شرکت‌های تهرانی واگذار می‌شود.

 

پدیده نخست، خروج بی‌رحمانه ارزش افزوده و سرمایه در گردش از جغرافیاست. شرکت‌های بزرگی نظیر نفت سپاهان یا نفت جی، حجم عظیمی از آلایندگی محیط زیستی، بار ترافیکی، اصطکاک جاده‌ای و خاک کارخانه را به اصفهان تحمیل کرده‌اند، اما تمام گردش مالی، حساب‌های اصلی بانکی، امور گمرکی و اعتبارات اسنادی آن‌ها در شعب مرکزی بانک‌های تهران متمرکز است. اگر این رسوب نقدینگی و رسوب پول به بانک‌های داخل استان اصفهان منتقل شود، توان تسهیلات‌دهی و قدرت پشتیبانی بانک‌های استانی از بخش خصوصی و صنعتگران محلی چندین برابر خواهد شد.

 

ارسال نظر