جهان اقتصاد گزارش می دهد؛

امیدِ اقتصاد به سیگنال‌های سیاسی

رضا پورحسین گروه زیربنایی

شناسه خبر: 179262

 

جهان اقتصاد: خبری که در آخرین روزهای سال گذشته نگاه بازارهای اقتصادی ایران را به خود جلب کرد، نامه ترامپ برای مقامات ایران بود. اتفاقی که تحلیل های متعددی پیرامون آن شکل گرفت اما آن چه عیان بود، آغاز دیپلماسی با طعم اقتصاد بود. آغازی که در ابتدا بسیاری به آن امیدی نداشتند اما نخستین روزهای سال جدید نشان داد که مذاکره از آن چه تصور می شد، نزدیک تر است.

گذشت و گذشت تا این که اواخر هفته گذشته، رسما خبر مذاکرات از سوی طرفین تایید شد.

هرچند برخی با القای گزاره اشتباه اتکا به توان داخل، موجبات حذف همتی از کابینه دولت چهاردهم شدند اما گویا سریعا به این جمع بندی رسیده اند که بدون مذاکره نمی توان گره از مشکلات اقتصادی باز کرد.

برکسی پوشیده نیست که تحریم‌های اقتصادی، به‌ویژه در زمینه فروش نفت، بانکداری و تجارت، فشارهای زیادی به اقتصاد ایران وارد کرده‌اند. کاهش درآمدهای نفتی و مسدود شدن راه‌های نقل و انتقال مالی، عملاً بسیاری از پروژه‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌های خارجی را متوقف کرده است. این وضعیت نه‌تنها باعث افزایش نرخ بیکاری و کاهش قدرت خرید مردم شده، بلکه موجب رکود تولید داخلی نیز گردیده است.

اقتصاد ایران نیازمند یک تغییر اساسی در رویکردهای سیاسی و اقتصادی است. رفع تحریم‌ها و مذاکره با ایالات متحده، به‌ویژه در شرایط کنونی، می‌تواند فرصت تازه‌ای برای احیای اقتصاد و بهبود وضعیت زندگی مردم فراهم کند. این امر نیازمند عزم قوی و تصمیم‌گیری‌های هوشمندانه از سوی مسئولین کشور است. امیدوارم این مقاله به بحث‌های جاری در این زمینه و شفاف‌سازی نیازهای اقتصادی ایران کمک کند؛ شرایطی که اقتصاد ایران تحت فشارهای شدید قرار دارد، مذاکره با آمریکا و تلاش برای رفع تحریم‌ها، نه‌تنها یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.

علی اصغر زرگر، تحلیلگر مسائل اقتصاد بین الملل، در این رابطه می گوید: تنها راهکار گذر از مشکلات آتی اقتصادی که عملکرد بخش تولید و تجارت را تحت‌تاثیر منفی قرار می‌دهد، بروز عقلانیت بیشتر در سیاستگذاری‌های کلان کشور است. ما نیز ناچاریم همچون سایر کشورهای دنیا به  مذاکره بنشینیم و به‌دنبال حصول توافق‌هایی در سطح جامعه جهانی باشیم. البته انتظار می‌رود در دور جدید مذاکرات احتمالی، توافق‌ها به‌‌‌‌‌مراتب بیش از قبل، رنگ و بوی اقتصادی به خود بگیرد. ترامپ نیز  به همه موضوعات نگاه اقتصادی دارد. وی سیاست را بازار معامله می‌بیند، برهمین‌‌‌‌‌اساس نیز به‌دنبال آن است تا با تحت‌فشار قرار‌دادن کشورهای مختلف، میزان جذب سرمایه به ایالات‌متحده را ارتقا دهد. برهمین‌‌‌‌‌اساس نیز تعرفه‌های تجاری را با هدف افزایش میزان صادرات آمریکا در قیاس به واردات انجام‌گرفته به آن، تغییر می‌دهد. ازمجموع موارد یادشده می‌توان این‌‌‌‌‌طور برداشت کرد که مذاکره اثربخش با آمریکای دوره ترامپ، مذاکراتی از جنس اقتصاد خواهد بود.

در این رابطه نباید فراموش کرد که پالایشگاه‌های کوچک چین هم دیگر خریدار نفت ایران نیستند.

سایت تخصصی کپلر خبر داده است چین همزمان با تشدید فشارهای آمریکا، از سفارش جدید نفت خام ایران خودداری می‌کند؛ به طوری که حتی پالایشگاه‌های خصوصی کوچک چینی هم، دیگر سفارش جدیدی نداشتند، همچنین قیمت نفت ایران در بازار چین به شدت کاهش یافته است.

در چنین شرایطی قطعا امید اقتصاد به مذاکرات و سیگنال های سیاسی است و در سال جدید تنها راه عبور از مشکلات اقتصادی، ارتباط و مذاکره با کشورهای برتر جهان است.

قاعدتا با توجه به این‌که اقتصاد ما به اقتصاد بین‌الملل نیاز دارد و وابسته است، حتما اگر مذاکرات به یک توافق منصفانه‌ای برسد، می‌تواند گشایش‌های زیادی در اقتصاد ایران ایجاد کند و خود مذاکره و توافق‌های اولیه می‌تواند بر رشد اقتصادی کشور و قیمت ارز و تورم اثر بگذارد.

در این میان، اقتصاد می‌تواند برای دو طرف ایران و امریکا منفعت داشته باشد. حتی اگر مذاکرات دو طرف منجر به توافق سیاسی نشود، توافقات اقتصادی می‌تواند دوره‌ای از همکاری‌ها را شکل بدهد. مشکلات سیاسی ما با امریکا زیاد است و اگر قرار باشد متوقف بر تفاهمات سیاسی شویم، ممکن است توافقات به تاخیر بیفتد. اما اقتصاد می‌تواند منافع دو طرف را محقق کرده و توافق را تسریع کند.

 

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار