چگونه پلتفرمها برای ما تصمیم میگیرند؟
مشاور دبیر شورای عالی فضای مجازی با هشدار درباره گسترش «جامعه پلتفرمی» میگوید که کاربران در قلمرویی نامرئی زندگی میکنند که در آن، الگوریتمها و پلتفرمهای جهانی رفتار، سلیقه و حتی تصمیمهای روزمره آنها را هدایت میکنند؛ روندی که به گفته او، مفهوم حاکمیت را دگرگون کرده است.
دکتر جواد آزادی مشاور دبیر شورای عالی و مدیرکل حوزه ریاست مرکز ملی فضای مجازی، صبح با نوتیفیکیشن یک اپلیکیشن بیدار میشوید. مسیر رفتن به محل کارتان را از یک مسیریاب میپرسید. پیشنهاد خرید ناهار را از یک پلتفرم دریافت میکنید. عصر، خبری میخوانید که «بهطور اتفاقی» دقیقاً همان موضوعی است که دیروز دربارهاش با دوستتان گفتوگو کرده بودید.
شب، ویدئویی که «پیشنهاد ویژه» یک شبکه اجتماعی است را تماشا میکنید و متوجه میشوید یک ساعت از عمرتان گذشته، بیآنکه بدانید چطور. فکر میکنید در تمام این لحظات، این «شما» بودهاید که «انتخاب» کردهاید، اما حقیقت بسیار متفاوت است.
شما در یک قلمروی نامرئی زندگی میکنید که قوانینش را شما ننوشتهاید، نمایندهای برای تصویبش انتخاب نکردهاید و حتی نمیدانید چه کسی پشت پرده، مسیر زندگی روزمرهتان را طراحی میکند. صاحبان این قلمرو، نه رئیسجمهور است و نه نماینده مجلس؛ آنها در هیئت مدیره شرکتهایی در سیلیکونولی یا شاید هم در شنژن چین نشستهاند؛ معماران پلتفرمهایی که هر کلیک، هر مکث، هر جستوجو و هر خرید شما را به دادهای تبدیل میکنند تا رفتار آیندهتان را پیشبینی کنند و بدتر از آن، رفتارتان را «بسازند».
به این پدیده، «جامعه پلتفرمی» میگویند؛ وضعیتی که در آن، منطق حکمرانی بیسروصدا از نهادهای رسمی و دولتهای ملی به الگوریتمها و پلتفرمهای فراملی منتقل شده است.
تصور کنید یک «پیشخدمت نامرئی» دارید که صبح تا شب همراه شماست، میداند چه میخورید، کجا میروید، از چه کسی خوشتان میآید و از چه میترسید.
این پیشخدمت آنقدر باهوش است که قبل از خودتان میداند چه میخواهید و این «دانایی» را به بالاترین قیمت به تبلیغدهندگان میفروشد.این «جامعه» صرفاً دیجیتالیشدنِ زندگی نیست؛ بلکه تحققِ «نظمی الگوریتمی» است.
در این نظم، کدهای نرمافزاری به قوانینی تبدیل میشوند که دسترسی به اطلاعات، توزیع ثروت و حتی تعریف «حقیقت» را تنظیم میکنند. ما دیگر صرفاً «شهروندانی» نیستیم که دولتها بر ما حکومت کنند، بلکه «کاربرانی» هستیم که رفتارمان در بستر پلتفرمها، توسط مدلهای پیچیدهٔ ریاضی و معماریهای دیجیتال، رصد، پیشبینی و مهندسی میشود.
این انتقال قدرت از قانونِ نوشتهشدهٔ بشری به کدِ اجراشدهٔ ماشینی، بزرگترین تحول در مفهوم «حاکمیت» از عصر وستفالی به این سو محسوب میشود.حالا این پیشخدمت نامرئی را در مقیاس یک ملت تصور کنید. چه کسی بر این «دانایی» حکومت میکند؟ پاسخ ساده نیست. شرکت گوگل میداند مردم یک جامعه از چه میترسند. ایکس (توئیتر) میداند چه چیزی آنها را عصبانی میکند. اینستاگرام میداند چه آرزوهایی دارند. این «دانایی»، قدرت است؛ قدرتی که روزی در انحصار دولتها بود و اکنون به کدهای الگوریتمی سپرده شده است.
در واقع سوخت این ماشینِ عظیمِ «دانایی»، «مازاد رفتاری» ماست. هر لایک، توقف چندثانیهای روی یک تصویر و هر جستوجویی، مادهٔ خامی برای «اقتصاد نظارتی» است که در آن، تجربهٔ زیستهٔ انسانها بیوقفه استخراج و به «محصولات پیشبینی» تبدیل میشود.
به بیان دقیقتر، ما نه «مشتری» که «تأمینکنندهٔ مادهٔ اولیه» هستیم و دستاورد نهایی، نه صرفاً فروش یک کالا، که تغییر تدریجی باورها، سلیقهها و سبک زندگی ماست. این استعمارِ نوین، بیسرنیزه و با الگوریتم پیش میرود.
چیزی که در سالیان قبل (۲۶ آبان ۱۴۰۰) آن را «استعمار پلتفرمی» نامیدیم.واقعیت این است که ما اکنون در جهانی زندگی میکنیم که در آن، «مرز» دیگر آن خطی نیست که روی نقشههای جغرافیایی میبینید. پلتفرمها قلمروهایی ساختهاند که از مرزهای ملی عبور میکنند و در آنها، «شهروندی» با «کاربری» جایگزین شده است.
در این قلمروهای جدید، پلتفرمها همزمان نقش قانونگذار، قاضی، پلیس و حتی مجری را ایفا میکنند. آنها تصمیم میگیرند چه محتوایی دیده شود، چه کالایی فروش برود، چه کسی معروف شود و چه کسی برای همیشه در تاریکیِ صفحه نمایشگرها محو بماند و این تصمیمگیریها هر روز، میلیاردها بار، بیآنکه کسی اعتراض کند، رخ میدهد.
این نوشتار، آغاز یک سلسله گفتوگو درباره همین قلمروی نامرئی است. به دنبال ترسیم آن خواهیم بود تا بدانیم این «حکومتهای پلتفرمی» چگونه شکل گرفتهاند، با چه ابزاری بر ما حکم میرانند، چه کسانی پشت پرده این قدرتِ عظیم ایستادهاند و مهمتر از همه، جمهوری اسلامی ایران برای حفظ حاکمیت خود در برابر این امپراتوریهای دیجیتال چه باید بکند. بایستی پرده از راز «حکمرانی در عصر پلتفرمها» برداریم.