جهان اقتصاد بررسی میکند؛
فولاد در دوراهی بقا یا سقوط؛ چرا عصر کارخانههای سنتی به پایان رسیده است؟
راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار
بازار جهانی فولاد دیگر میدان رقابت کورهها و ظرفیتهای تولید نیست؛ میدان نبرد فناوری است. در جهانی که هوش مصنوعی، فولاد سبز، اتوماسیون هوشمند و فناوریهای کمکربن قواعد بازی را بازنویسی کردهاند، کارخانههایی که همچنان با منطق دهههای گذشته فعالیت میکنند، دیر یا زود از گردونه رقابت حذف خواهند شد. پرسش اصلی امروز این نیست که آیا صنعت فولاد باید به سمت فناوریهای نوین حرکت کند یا نه؛ بلکه این است که چه زمانی این تحول آغاز خواهد شد و هزینه تأخیر در آن چقدر خواهد بود؟
صنعت فولاد جهان در یکی از مهمترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است. برای دههها مزیت رقابتی فولادسازان بر پایه عواملی همچون دسترسی به مواد اولیه، انرژی ارزان، نیروی کار و مقیاس تولید تعریف میشد. اما اکنون معادله تغییر کرده است. در اقتصاد جدید، فناوری به مهمترین عامل تعیینکننده قدرت رقابت تبدیل شده و کشورها و شرکتهایی که در این حوزه سرمایهگذاری کردهاند، با سرعتی چشمگیر در حال افزایش سهم خود از بازارهای جهانی هستند.
امروزه بزرگترین فولادسازان جهان دیگر صرفاً تولیدکننده فولاد نیستند؛ آنها شرکتهای فناوریمحور محسوب میشوند. از استفاده گسترده از هوش مصنوعی برای مدیریت خطوط تولید گرفته تا بهرهگیری از کلاندادهها، اینترنت اشیا، رباتیک پیشرفته و سامانههای پیشبینی تعمیرات، همه نشان میدهد که صنعت فولاد وارد مرحلهای کاملاً جدید شده است. در کارخانههای مدرن، هزاران حسگر بهصورت لحظهای وضعیت تجهیزات را پایش میکنند و الگوریتمهای هوشمند پیش از وقوع خرابی، مشکلات را شناسایی میکنند. نتیجه این تحول کاهش هزینهها، افزایش بهرهوری، کاهش مصرف انرژی و بهبود کیفیت محصول است.
اما تحول بزرگتر در حوزه محیط زیست و تولید کمکربن در حال وقوع است. قوانین جدید زیستمحیطی در اروپا، آمریکا و حتی چین بهتدریج تولیدکنندگان فولاد را وادار میکند که ردپای کربنی محصولات خود را کاهش دهند. سازوکار تعدیل کربن مرزی اتحادیه اروپا تنها یکی از ابزارهایی است که در سالهای آینده میتواند مسیر تجارت جهانی فولاد را تغییر دهد. در چنین شرایطی دیگر تولید فولاد صرفاً با قیمت پایین کافی نیست؛ فولادی که میزان انتشار کربن بالایی داشته باشد، ممکن است اساساً امکان ورود به برخی بازارها را از دست بدهد.
به همین دلیل سرمایهگذاری در فناوریهای نوین به یک انتخاب لوکس تبدیل نشده، بلکه به ضرورتی استراتژیک برای بقا تبدیل شده است. استفاده از هیدروژن سبز در فرآیند احیای آهن، توسعه کورههای قوس الکتریکی پیشرفته، بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای جذب و ذخیره کربن از جمله حوزههایی هستند که میلیاردها دلار سرمایه به سمت آنها روانه شده است. شرکتهایی که امروز در این مسیر حرکت میکنند، در واقع در حال خریدن جایگاه خود در بازارهای آینده هستند.
از سوی دیگر، فناوری امکان تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر را نیز فراهم میکند. بازار جهانی به سمت فولادهای تخصصی، فوقمقاوم، ضدزنگ، فولادهای مورد استفاده در خودروهای برقی، صنایع هوافضا و انرژیهای نو حرکت میکند. حاشیه سود این محصولات چندین برابر فولادهای ساختمانی و عمومی است. بنابراین آینده صنعت فولاد متعلق به شرکتهایی خواهد بود که بتوانند از تولید انبوه کالاهای پایه فاصله گرفته و به سمت محصولات دانشبنیان و پیشرفته حرکت کنند.
برای کشورهای در حال توسعه و اقتصادهایی که بخش مهمی از درآمد صنعتی آنها به فولاد وابسته است، این تحول اهمیت دوچندان دارد. اگر صنعت فولاد نتواند خود را با استانداردهای جدید هماهنگ کند، نهتنها بازارهای صادراتی خود را از دست خواهد داد، بلکه در بازار داخلی نیز با فشار رقابت محصولات پیشرفته خارجی روبهرو خواهد شد. تجربه صنایع مختلف در جهان نشان داده است که فاصله فناوری بهمراتب خطرناکتر از فاصله سرمایه یا ظرفیت تولید است؛ زیرا جبران آن زمانبرتر و پرهزینهتر خواهد بود.
نکته مهم دیگر این است که فناوری صرفاً به معنای خرید تجهیزات جدید نیست. تحول دیجیتال نیازمند تغییر در فرهنگ سازمانی، نظام مدیریتی، آموزش نیروی انسانی و توسعه تحقیق و توسعه است. بسیاری از شرکتهای موفق جهان بخش قابل توجهی از درآمد خود را به نوآوری اختصاص میدهند و همکاری گستردهای با دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و استارتاپهای فناور دارند. در واقع آینده صنعت فولاد در اتاقهای تحقیق و توسعه رقم خواهد خورد، نه صرفاً در خطوط تولید.
جهان به سرعت در حال حرکت به سمت صنعتی هوشمند، سبز و مبتنی بر داده است. در چنین فضایی، فولادسازانی که همچنان بر مزیتهای سنتی تکیه دارند، با ریسک جدی از دست دادن بازار، سودآوری و حتی بقای خود مواجه خواهند شد. آینده از آنِ شرکتهایی است که امروز جسارت سرمایهگذاری در فناوری، نوآوری و دانش را داشته باشند.
صنعت فولاد اکنون در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارد؛ یا به بازیگر عصر فناوری تبدیل شود یا در رقابت جهانی به حاشیه رانده شود. واقعیت این است که در اقتصاد قرن بیستویکم، دیگر بزرگترین کارخانهها برنده نیستند؛ هوشمندترین آنها پیروز خواهند بود.