ظرفیت تولید کافی نیست؛ امنیت معیشت به مدیریت زنجیره تأمین وابسته است

محمد جواد عسکری - رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس

شناسه خبر: 191330
ظرفیت تولید کافی نیست؛ امنیت معیشت به مدیریت زنجیره تأمین وابسته است




تأمین پایدار معیشت مردم، پیش از هر چیز به توانایی تبدیل ظرفیت‌های تولیدی کشور به کالاهای در دسترس و قابل خرید برای خانوارها وابسته است. برخورداری از منابع کشاورزی، ظرفیت تولید مواد غذایی و امکان تأمین بخش مهمی از کالاهای اساسی، زمانی به نتیجه ملموس می‌رسد که مدیریت تولید، توزیع و قیمت‌گذاری هماهنگ باشد. در غیر این صورت، حتی وجود ظرفیت‌های مناسب نیز لزوماً به معنای کاهش فشار بر سفره خانوارها نخواهد بود.

مسئله اصلی این است که فاصله میان ظرفیت تولید و نتیجه‌ای که مصرف‌کننده احساس می‌کند، چگونه باید کاهش یابد. تولیدکننده با هزینه نهاده‌ها، تأمین سرمایه در گردش، محدودیت‌های زیرساختی و نوسان قیمت‌ها مواجه است و مصرف‌کننده نیز باید کالاهای ضروری را با درآمدی محدود تهیه کند. اگر سیاست‌گذاری نتواند میان این دو سوی زنجیره تعادل برقرار کند، فشار هزینه‌ها هم بر استمرار تولید اثر می‌گذارد و هم قدرت خرید خانوارها را کاهش می‌دهد. بنابراین، مدیریت معیشت نباید تنها به تأمین کالا یا کنترل مقطعی قیمت‌ها محدود شود؛ بلکه باید کل زنجیره از مزرعه و واحد تولیدی تا شبکه توزیع و مصرف را در بر بگیرد.

در چنین شرایطی، هماهنگی میان دولت و مجلس اهمیت ویژه‌ای دارد. بررسی تخصصی مسائل در کمیسیون‌های مرتبط می‌تواند به شناسایی دقیق‌تر گلوگاه‌ها و ارائه راهکارهای اجرایی کمک کند؛ مشروط بر آنکه پیشنهادها به تصمیم‌های روشن، مسئولیت‌های مشخص و زمان‌بندی قابل ارزیابی منتهی شوند. تکرار جلسات و تأکید بر ظرفیت‌های موجود، بدون اصلاح موانع اجرایی، تغییری در وضعیت بازار ایجاد نمی‌کند. آنچه اهمیت دارد، سنجش آثار تصمیم‌ها بر میزان عرضه، هزینه تولید، ثبات قیمت و قدرت خرید مردم است.

یکی از اولویت‌های سیاست‌گذاری باید کاهش نوسان در تأمین نهاده‌ها و فراهم کردن امکان برنامه‌ریزی برای تولیدکنندگان باشد. تصمیم‌های ناگهانی در زمینه واردات، صادرات، قیمت‌گذاری یا توزیع کالاهای اساسی می‌تواند محاسبات تولید را مختل کند و به کمبود یا افزایش هزینه‌ها بینجامد. در مقابل، پیش‌بینی‌پذیری مقررات، تأمین به‌موقع منابع مالی و بهبود نظام توزیع، امکان استفاده مؤثرتر از ظرفیت‌های داخلی را فراهم می‌کند. حمایت از تولید نیز زمانی به تقویت امنیت غذایی منجر می‌شود که نتیجه آن در عرضه مستمر کالا و دسترسی مناسب خانوارها دیده شود.

از سوی دیگر، ارزیابی سیاست‌های معیشتی باید بر شاخص‌های واقعی استوار باشد. میزان تولید به‌تنهایی معیار کافی نیست؛ باید مشخص شود کالاهای ضروری با چه هزینه‌ای به دست مصرف‌کننده می‌رسند، سهم هزینه خوراک در بودجه خانوار چه تغییری می‌کند و حمایت‌های دولتی تا چه اندازه به گروه‌های نیازمند می‌رسد. این ارزیابی می‌تواند مشخص کند کدام بخش از زنجیره بیشترین مانع را ایجاد کرده و منابع عمومی در کدام نقطه بیشترین اثر را خواهند داشت.

ظرفیت‌های کشور زمانی به پشتوانه‌ای واقعی برای معیشت مردم تبدیل می‌شوند که مدیریت اقتصادی بتواند میان تولید پایدار، توزیع کارآمد و قدرت خرید خانوارها پیوند برقرار کند. هدف نهایی نباید صرفاً افزایش عرضه یا اعلام آمادگی برای تأمین کالا باشد؛ معیار موفقیت، دسترسی مستمر مردم به کالاهای ضروری با قیمت قابل تحمل است. تحقق این هدف به تصمیم‌های هماهنگ، اجرای منظم و پاسخ‌گویی درباره نتایج سیاست‌ها نیاز دارد.

 

ارسال نظر