کارگران؛ قهرمانان خاموش اقتصاد در میان طوفان بحران
شهباز حسنپور بیگلری ـ عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی
در روزگاری که اقتصاد با چالشهای پیچیده و فشارهای فزاینده روبهروست، کمتر کسی میتواند نقش بیبدیل کارگران را در حفظ پویایی تولید و تداوم حیات اقتصادی نادیده بگیرد. آنان نه در صدر اخبارند و نه در کانون تصمیمگیریها، اما بیتردید در متن واقعی اقتصاد حضور دارند؛ حضوری که اگر لحظهای متوقف شود، جریان زندگی اقتصادی کشور نیز از حرکت بازمیایستد.
کارگران را باید ستونهای استوار اقتصاد دانست؛ ستونهایی که در سختترین شرایط، وزن سنگین مشکلات را تحمل کردهاند بیآنکه فرو بریزند. در شرایطی که فشارهای اقتصادی، تحریمها و نوسانات بازار میتوانست بسیاری از بخشهای تولیدی را از پا درآورد، این نیروی کار بود که با تکیه بر تعهد، تجربه و روحیهای مقاوم، اجازه نداد چرخه تولید متوقف شود. این ایستادگی، نه یک شعار، بلکه واقعیتی ملموس در کارگاهها، کارخانهها و واحدهای تولیدی است.
آنچه در این میان اهمیت دارد، درک درست از جایگاه کارگران در ساختار اقتصادی است. کارگر صرفاً یک نیروی اجرایی نیست، بلکه بازیگری کلیدی در تحقق رشد و توسعه به شمار میرود. هر میزان که سیاستگذاریها بر حمایت از این قشر متمرکز باشد، به همان نسبت میتوان انتظار ثبات و پیشرفت اقتصادی را داشت. در مقابل، نادیده گرفتن مطالبات آنان، به معنای تضعیف یکی از اصلیترین پایههای تولید است.
در سالهای اخیر، کارگران با مجموعهای از چالشها مواجه بودهاند که مهمترین آنها به مسائل معیشتی بازمیگردد. افزایش هزینههای زندگی، ناپایداری درآمدها و نگرانی از آینده شغلی، فشار مضاعفی را بر این قشر وارد کرده است. در چنین شرایطی، صرف تقدیرهای نمادین یا پیامهای مناسبتی، نمیتواند پاسخگوی نیازهای واقعی آنان باشد. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، اقدام عملی در جهت بهبود وضعیت زندگی و کار است.
پرداخت بهموقع دستمزدها، تضمین امنیت شغلی و پوشش مناسب بیمهای، از جمله ابتداییترین حقوقی است که باید بهطور جدی مورد توجه قرار گیرد. این موارد نهتنها به بهبود کیفیت زندگی کارگران کمک میکند، بلکه انگیزه و بهرهوری آنان را نیز افزایش میدهد. در واقع، حمایت از کارگران را باید بهعنوان یک سرمایهگذاری در نظر گرفت؛ سرمایهگذاریای که بازده آن در قالب رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی نمایان میشود.
از سوی دیگر، حضور مؤثر کارگران در فرآیندهای تصمیمسازی نیز اهمیت ویژهای دارد. شنیده شدن صدای آنان، بهویژه در حوزههایی که مستقیماً با زندگی و کارشان مرتبط است، میتواند به تدوین سیاستهای واقعبینانهتر و کارآمدتر منجر شود. بیتوجهی به این موضوع، فاصله میان تصمیمگیران و بدنه تولید را افزایش داده و کارآمدی سیاستها را کاهش میدهد.
نکته قابل توجه دیگر، ضرورت بازنگری در رویکردهای حمایتی است. حمایت از کارگران نباید به اقدامات مقطعی و کوتاهمدت محدود شود، بلکه نیازمند برنامهریزی بلندمدت و پایدار است. ایجاد زیرساختهای رفاهی، بهبود شرایط کاری و فراهم کردن فرصتهای ارتقای مهارت، از جمله اقداماتی است که میتواند جایگاه این قشر را در اقتصاد تقویت کند.
در نهایت، باید پذیرفت که کارگران تنها نیرویی برای پیشبرد تولید نیستند، بلکه سرمایهای انسانیاند که نقش تعیینکنندهای در آینده اقتصادی کشور دارند. حفظ کرامت، تأمین معیشت و ایجاد امنیت برای آنان، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است. اگر اقتصاد قرار است مسیر رشد و پایداری را طی کند، این مسیر بدون توجه جدی به وضعیت کارگران، ناهموار و ناپایدار خواهد بود.