جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
برنج چینی در کمین بازار
رضا پورحسین ـ روزنامه نگار
جهان اقتصاد: معاون وزیر جهاد کشاورزی اخیراً اعلام کرد که با همکاری مرکز همکاریهای تحول و پیشرفت ریاست جمهوری، ۱۵ رقم برنج چینی برای تولید ارقام پرمحصول وارد کشور میشود.
وی تأکید کرد که کمکیفیتترین رقم برنج پرمحصول ایرانی از باکیفیتترین رقم خارجی باکیفیتتر است و این اقدام در راستای افزایش عملکرد در واحد سطح و حرکت به سوی خوداتکایی حدود ۹۰ درصدی در تولید برنج طراحی شده است.
در این رابطه کارشناسان موضع گیری کرده و گفته اند که برنج هم بالاخره چینی شد. این خبر در شرایطی منتشر میشود که ایران سالهاست با چالشهایی چون کمبود آب، تغییر اقلیم، عملکرد نسبتاً پایین برخی ارقام سنتی و وابستگی بخشی به واردات از هند و پاکستان روبهرو بوده و سیاستگذاران به دنبال ترکیب ژرمپلاسم خارجی با ظرفیتهای داخلی برای تولید ارقام هیبرید و مقاومتر هستند.
هدف اصلی، دستیابی به عملکردهایی بالاتر از ۶ تن در هکتار در کنار حفظ نسبی کیفیت است تا هم کشاورزان سود بیشتری ببرند و هم قیمت برای مصرفکننده قابلتحملتر شود.
این تصمیم مزایایی دارد. نخست، امکان افزایش چشمگیر تولید در واحد سطح است. ارقام پرمحصول چینی که در شرایط مشابه آبوهوایی آزمایش شدهاند، میتوانند عملکرد را بهطور محسوس بالا ببرند و فشار بر منابع آبی را در بلندمدت کاهش دهند، بهویژه اگر با ارقام مقاوم به خشکی ترکیب شوند. دوم، انتقال دانش فنی و ایجاد مرکز تحقیقات مشترک میتواند ظرفیت علمی کشور را تقویت کند؛ اعزام محققان و تبادل ژرمپلاسم تحت پروتکلهای بینالمللی، فرصت یادگیری روشهای اصلاح مولکولی و هیبرید را فراهم میآورد.
سوم، کاهش وابستگی به واردات تجاری برنج سفید میتواند امنیت غذایی را بهبود بخشد و ارز کمتری برای خرید از خارج خرج شود. چهارم، اگر کیفیت ادعا شده واقعاً حفظ شود و کمکیفیتترین پرمحصول ایرانی همچنان برتر از بهترین خارجی باشد، مصرفکنندگان ایرانی که به عطر و طعم برنج محلی عادت دارند، کمتر احساس فاصله کیفی خواهند کرد و بازار داخلی کمتر تحت تأثیر برنجهای وارداتی ارزان اما کمکیفیت قرار میگیرد.
پنجم، حمایت مرکز همکاریهای تحول و پیشرفت ریاست جمهوری میتواند منابع مالی و هماهنگی بیندستگاهی را تسهیل کند و پروژههای تحقیقاتی را از حالت پراکنده خارج سازد.
با این حال، معایب و ریسکهایی نیز وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود. مهمترین نگرانی، احتمال ورود تدریجی نوع محصول مصرفی کم کیفیت به سفره ایرانی است.
برنج ایرانی بهویژه ارقام محلی مانند هاشمی و طارم، بخشی از هویت غذایی و حتی فرهنگی مناطق شمالی محسوب میشود و جایگزینی گسترده با ارقام پرمحصول خارجی ممکن است به مرور طعم و عطر مورد علاقه مردم را تغییر دهد یا بازار برنج محلی را تحت فشار قرار دهد.
دوم، وابستگی به ژرمپلاسم خارجی میتواند در بلندمدت آسیبپذیری ایجاد کند؛ اگرچه ادعا میشود کیفیت ایرانی برتر است، اما اتکای اولیه به ارقام چینی و فناوری آنها، ریسک وابستگی تکنولوژیک را به همراه دارد، بهویژه در شرایط تحریم یا تغییر روابط سیاسی.
سوم، سازگاری ارقام با شرایط اقلیمی، خاک و آفات ایران نیازمند آزمایشهای دقیق و زمانبر است؛ شکست در سازگاری میتواند منابع را هدر دهد و کشاورزان را با عملکرد ناپایدار مواجه کند.
چهارم، تمرکز بیش از حد بر عملکرد ممکن است کیفیت نهایی و ارزش غذایی را تحت تأثیر قرار دهد، حتی اگر مسئولان اذعان کنند کیفیت حفظ میشود.
پنجم، مسائل مربوط به مالکیت معنوی و انتقال ژرمپلاسم باید شفاف باشد تا ایران صرفاً مصرفکننده فناوری نشود و بتواند ارقام بومیشده را مالک شود. ششم، در کوتاهمدت ممکن است بازار دچار نوسان شود و کشاورزان سنتی که روی ارقام کیفی سرمایهگذاری کردهاند، احساس تهدید کنند.
در مجموع، این اقدام تلاشی برای حل معضل کمآبی و افزایش تولید است اما موفقیت آن وابسته به اجرای دقیق آزمایشهای سازگاری، حفظ کیفیت حسی برنج ایرانی، شفافیت در قراردادها و حمایت واقعی از کشاورزان محلی است.
اگر این شرایط رعایت شود، میتواند گامی به سوی امنیت غذایی پایدار باشد؛ در غیر این صورت، ممکن است تنها وابستگی جدیدی به نام خوداتکایی ایجاد کند.
برنج ایرانی هنوز ظرفیتهای بومی قدرتمندی دارد و هرگونه واردات ژرمپلاسم باید در خدمت تقویت همان ظرفیتها باشد، نه جایگزین کامل آنها باشد.
زمان نشان خواهد داد که آیا این ۱۵ رقم چینی واقعاً به تولید ارقام پرمحصول باکیفیت ایرانی منجر میشود یا صرفاً فصل تازهای از سومدیریت را رقم میزند.