جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
مصالح روی موج تورم ۳ رقمی
رضا پورحسین ـ روزنامه نگار
جهان اقتصاد: هزینه ساختوساز در کشور نسبت به سال گذشته با افزایش قابل توجهی روبهرو شده است و این رشد قیمتها بسته به نوع پروژه، موقعیت جغرافیایی، گروه ساختمانی و کیفیت مصالح مورد استفاده، متفاوت ظاهر میشود.
انبوهسازان و فعالان حوزه مسکن تأکید میکنند که فشار تورمی بر بخش ساختوساز تنها محدود به یک یا دو قلم کالا نبوده و طیف گستردهای از نهادههای تولید را دربرگرفته است.
بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده، قیمت مصالح ساختمانی در بازه زمانی یکساله بین چهل تا دویستوهفتاد درصد افزایش یافته است. البته این رقم به معنای آن نیست که تمامی مصالح ساختمانی به یک اندازه و تا سقف دویستوهفتاد درصد رشد کردهاند؛ بلکه برخی اقلام خاص، بهویژه محصولات پتروشیمی و مشتقات مرتبط با آن، به دلیل شرایط جنگی و محدودیتهای ناشی از آن، بیشترین فشار قیمتی را تجربه کردهاند و رشدهای سنگینتری را ثبت نمودهاند.
سایر مصالح مانند سیمان، فولاد، آجر و مصالح سنتی نیز افزایشهای قابل توجهی داشتهاند، هرچند شدت این افزایشها کمتر از محصولات پتروشیمی بوده است.
پورحاجت، دبیر کانون سراسری انبوهسازان، با اشاره به این روند توضیح داد که همزمان با جهش قیمت مصالح، هزینههای تولید نیز بهطور محسوسی بالا رفته است.
افزایش دستمزد نیروی کار، بالا رفتن هزینه حملونقل، رشد قیمت انرژی و هزینههای جانبی دیگر، همگی دست به دست هم دادهاند تا قیمت تمامشده ساخت مسکن را بهشدت تحت تأثیر قرار دهند.
وی تأکید کرد که این افزایش هزینهها بهطور مستقیم بر قیمت نهایی واحدهای مسکونی اثر گذاشته و قدرت خرید متقاضیان را بیش از پیش کاهش داده است. در شرایطی که درآمد خانوارها رشد متناسبی با تورم نداشته، فاصله میان هزینه ساخت و توان خرید مردم روزبهروز بیشتر شده و این موضوع میتواند بازار مسکن را با رکود عمیقتری مواجه کند.
دبیر کانون سراسری انبوهسازان در ادامه خاطرنشان کرد که در شرایط فعلی، میانگین هزینه ساخت یک ساختمان پنجطبقه در کشور حدود متری شصت میلیون تومان برآورد میشود.
این رقم نسبت به سال گذشته حدود هفتاد درصد افزایش داشته است. چنین رشدی نشان میدهد که حتی پروژههای معمولی و متوسط نیز با فشار هزینهای سنگینی روبهرو هستند و سازندگان ناچارند بخشی از این افزایش را در قیمت فروش واحدها لحاظ کنند.
البته باید توجه داشت که این میانگین کشوری است و در کلانشهرها و مناطق با تراکم بالاتر، هزینه ساخت میتواند به مراتب بیشتر باشد، در حالی که در شهرهای کوچکتر ممکن است اندکی پایینتر ثبت شود.
افزایش هزینه ساخت تنها یک عدد آماری نیست؛ پیامدهای آن در کل زنجیره مسکن احساس میشود. از یک سو، سازندگان با کاهش حاشیه سود و افزایش ریسک مواجه شدهاند و از سوی دیگر، خریداران با قیمتهای بالاتر و دسترسی کمتر به واحدهای نوساز روبهرو هستند.
بسیاری از پروژههای در حال ساخت نیز به دلیل جهش ناگهانی هزینهها دچار تأخیر شدهاند یا حتی متوقف گردیدهاند. این وضعیت میتواند عرضه مسکن را در میانمدت کاهش دهد و فشار بیشتری بر قیمتها وارد کند.
علاوه بر این، نوسانات نرخ ارز و شرایط بینالمللی نیز بر قیمت مصالح وارداتی یا وابسته به ارز تأثیر گذاشته و بر پیچیدگی معادله هزینهها افزوده است.
محصولات پتروشیمی که در بخشهایی مانند لولهکشی، عایقها و برخی مصالح ترکیبی کاربرد دارند، نمونهای بارز از این وابستگی هستند. وقتی شرایط جنگی یا محدودیتهای تجاری بر بازار این محصولات سایه میاندازد، قیمت آنها به سرعت واکنش نشان میدهد و این واکنش بهسرعت به کل پروژههای ساختمانی منتقل میشود.
در مجموع، تصویر فعلی بخش ساختوساز نشاندهنده فشار چندجانبه بر هزینههاست.
افزایش قیمت مصالح در بازه چهل تا دویستوهفتاد درصد، رشد هزینههای تولید و رسیدن میانگین هزینه ساخت ساختمان پنجطبقه به متری شصت میلیون تومان با رشد حدوداً هفتاد درصدی نسبت به سال قبل، همگی نشاندهنده آن است که بازار مسکن در یکی از سختترین دورههای هزینهای خود قرار دارد.
بدون اتخاذ تدابیر مؤثر برای کنترل قیمت نهادهها و حمایت از تولید، این روند میتواند همچنان ادامه یابد و چالشهای بیشتری برای خانوارها و فعالان این حوزه ایجاد کند.