بازگشت به خانه پدر از ترس اجارهبها
افزایش افسارگسیخته اجارهبها در تهران، لایههای جدیدی از بحران مسکن را نمایان کرده است؛ جایی که «کانکس» از یک ابزار کارگری به سرپناهی برای نگهداری از اسباب خانوارهای اجارهنشین پایتخت تبدیل شده است این وضعیت تنها یک بحران اقتصادی نیست بلکه چالشی جدی است که ساکنان را ناچار به پذیرش چنین گزینههایی کرده است.
افزایش بیوقفه اجارهبها در سالهای اخیر، بخشی از خانوارهای اجارهنشین را به سمت گزینههایی سوق داده که پیشتر حتی تصورش هم دشوار بود و آن کانکسهایی است که حالا برای برخی از آنها نه محل کاربلکه سرپناهی موقت برای زندگی شده است، سرپناهی که بیش از آنکه نشانه انتخاب باشد، روایتگر فشار سنگین بازار مسکن است.
در حاشیه شهر، جایی که خیابانها هنوز بهطور کامل آسفالت نشدهاند و زمینهای خالی میان سازههای نیمهکاره دیده میشود، ردیفی از کانکسها کنار هم قرار گرفته است. از دور شاید این فضا بیشتر شبیه محل استقرار کارگران پروژههای ساختمانی به نظر برسد اما در نگاه نزدیکتر، پشت درهای فلزی آنها، وسایل و اسباب زندگی خانوادههایی دیده میشود که روزی در خانههای معمولی شهر ساکن بودند.
این خانوادهها به دلیل افزایش پیدرپی اجارهبها، ناچار شدهاند وسایل زندگی خود را به این کانکسهای اجارهای منتقل کنند، فضایی موقت که نه بهعنوان محل سکونت دائمی بلکه بهعنوان راهحلی اضطراری برای نگهداری اسباب و ادامه زندگی در شرایط سخت بازار اجاره مورد استفاده قرار میگیرد.
در واقع، آنچه در اینجا دیده میشود نه یک محل زندگی پایدار، بلکه نشانهای از فشار فزاینده هزینههای مسکن است، فشاری که برخی خانوادهها را وادار کرده میان ماندن در خانههای گرانقیمت یا تخلیه و انتقال وسایل به فضاهای موقت، گزینه دوم را انتخاب کنند.
برای این خانوادهها، کانکس نه خانه است و نه انتخاب؛ بلکه توقفگاهی موقت در میانه بحران مسکن است تا شاید در فرصتی دیگر بتوانند به یک واحد مسکونی مناسب بازگردند.
مهدی، ۴۲ ساله که تا دیروز خودش زمینه رفاه خانواده اش را فراهم کرده بود و در خانهای می توانستند دور هم جمع شوند و زندگی کنند اما امروز به دلیل افزایش کرایه خانه ها، ناچار شدند تا وسایل خانه را در کانکسی اجارهای قرار دهند.
وی می گوید: سالها مستأجر بودیم اما افزایش اجارهبها باعث شد دیگر توان پرداخت نداشته باشیم و در نهایت مجبور شدیم وسایل زندگیمان را به اینجا منتقل کنیم.
مهدی ادامه میدهد: زندگی در این شرایط سخت و فضا کوچک و امکانات محدود است. بیشتر شبیه یک وضعیت موقت است تا زندگی واقعی اما فعلاً چارهای نداریم.
این شهروند تهرانی عنوان کرد: همسر و فرزندانش هم آواره خانه مادر و پدر شده اند تا بلکه شرایط بهبود یافته و بتواند راه چاره ای برای جمع شدن دوباره خانواده دور هم بیندیشد.
لیلا ۳۸ ساله و خانه دار میگوید: مدیریت زندگی در این شرایط دشوارتر از گذشته شده است و همه چیز خیلی محدود است. بخشی از وسایل زندگیمان را به کانکسهای اجارهای منتقل کردهایم و همین موضوع باعث شده دائم در رفتوآمد و نگرانی باشیم.
وی میافزاید: نگرانی اصلی من آینده بچههاست. آنها باید در آرامش رشد کنند اما ما درگیر اجاره و جابهجایی وسایل هستیم و این بلاتکلیفی فشار زیادی به خانواده وارد کرده است.