جهان اقتصاد بررسی میکند:
لرزش خاورمیانه، تلاطم در سفره جهان
مهرناز خوشبخت ـ روزنامهنگار
تنشهای فزاینده در خاورمیانه، بار دیگر نقطه ضعف عمیق نظم اقتصادی جهانی را عریان کرده است: وابستگی مطلق به انرژی ارزان و در دسترس. جهانی که دههها با این تصور آرام گرفته بود که نفت و سوخت همیشه در جریان است اکنون با کوچکترین لرزش در بازارهای انرژی، دچار تلاطمهای گسترده در تولید غذا میشود؛ تلاطمی که نهتنها کشورهای فقیر بلکه اقتصادهای پیشرفته را نیز زیر فشار مضاعف قرار داده است. بحران اخیر که با کاهش عرضه انرژی و افزایش پرشتاب قیمت سوخت همراه شده، تهدیدی است که میتواند جهان را به سمت مرحلهای شبیه «قحطی مدرن» سوق دهد؛ قحطیای که نه ناشی از کمبود زمین و آب بلکه نتیجه اختلال در انرژی و زنجیره تأمین است. کشاورزی که ستون فقرات امنیت غذایی جهان است، بیش از هر حوزه دیگری از این شوک انرژی آسیب دیده در بسیاری از کشورهای آسیا و اروپا، کشاورزان در آغاز فصلهای حساس کاشت و برداشت با کمبود جدی سوخت روبهرو هستند؛ سوختی که برای حرکت تراکتورها، کمباینها، پمپهای آب و ماشینآلات حیاتی دیگر ضروری است. در شرایط کنونی، کشاورزی جهانی نهتنها به دلیل تغییرات اقلیمی تحت فشار است بلکه اکنون از ناحیه هزینه انرژی و ناپایداری عرضه، ضربهای تازه و عمیق دریافت کرده است. استرالیا، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گندم جهان این روزها با وضعیتی کمسابقه مواجه است. کشاورزان گندمکار این کشور که در آستانه فصل کاشت قرار دارند، گزارش دادهاند که محمولههای سوختی آنها بهطور چشمگیری کاهش یافته و بسیاری از سفارشهای ماهانه با تأخیر یا حذف کامل مواجه شده است. این یعنی هزاران هکتار از مزارعی که باید آماده کاشت شوند در حالت نیمهتعطیل ماندهاند. کارشناسان استرالیایی هشدار میدهند اگر این روند ادامه یابد، بخشی از تولید گندم امسال کاهش خواهد یافت؛ موضوعی که به دلیل نقش مهم استرالیا در بازار جهانی غلات میتواند قیمتها در آسیا و خاورمیانه را بهطور محسوس بالا ببرد. در بنگلادش، اوضاع حتی وخیمتر است. این کشور که امنیت غذایی آن بهشدت به تولید برنج وابسته است این روزها شاهد سرگردانی هزاران کشاورز کوچک برای یافتن گازوئیل مورد نیاز پمپهای آبیاری است. شالیزارهای برنج بدون تأمین منظم آب، تنها چند روز تا نابودی فاصله دارند. برخی از روستاها گزارش دادهاند که کشاورزان مجبور شدهاند برای یک گالن گازوئیل، ساعتها در صف بایستند یا چند برابر قیمت واقعی پرداخت کنند. هزینهای که برای کشاورزان خردهپا عملاً غیرممکن است در نتیجه، مساحت زیادی از کشتهای امسال احتمالاً با کاهش جدی بازده مواجه خواهد شد این کاهش تولید نهتنها بنگلادش را تهدید میکند بلکه بهسرعت به بازارهای جنوب و جنوب شرق آسیا منتقل خواهد شد؛ بازاری که همین حالا نیز با افزایش قیمت برنج دستوپنجه نرم میکند. فیلیپین نیز با بحرانی دیگرگونه اما مرتبط روبهرو است. این کشور که بخش قابل توجهی از پروتئین حیوانی خود را از طریق صید تأمین میکند اکنون هشدار داده است که بسیاری از ماهیگیران ممکن است ظرف هفتههای آینده به دلیل کمبود سوخت، قایقهای خود را در ساحل نگه دارند. قایقهای ماهیگیری کوچک که با موتورهای دیزلی کار میکنند بهشدت به قیمت سوخت حساس هستند. افزایش اخیر قیمتها باعث شده سفرهای دریایی برای بسیاری از صیادان حتی از نظر اقتصادی بهصرفه نباشد. این یعنی کاهش عرضه ماهی در بازارهای محلی؛ کاهش عرضهای که پیامد آن افزایش قیمت مواد غذایی و فشار بیشتر بر خانوارهای کمدرآمد است. اگر این روند ادامه یابد، دسترسی به منابع پروتئینی که ستون سلامت غذایی میلیونها فیلیپینی است به خطر خواهد افتاد. این بحران محدود به آسیا نیست در اروپا نیز بسیاری از کشاورزان از هزینههای سرسامآور انرژی گلایه دارند. کشورهای اروپایی که بخش بزرگی از زنجیره غذاییشان بر سامانههای کشاورزی مکانیزه استوار است اکنون با جهش هزینه تولید روبهرو شدهاند. کشاورزان اسپانیایی، فرانسوی و ایتالیایی میگویند هزینه سوخت و کودهای شیمیایی طی چند ماه گذشته بهشدت افزایش یافته و حاشیه سود آنها را تقریباً از بین برده است. برخی از آنان حتی هشدار دادهاند که اگر دولتها بستههای حمایتی ارائه نکنند، ممکن است بخشی از زمینهای زراعی در فصل آینده بلااستفاده باقی بماند. بحران انرژی در خاورمیانه صرفنظر از منشأ سیاسی آن اثر مستقیمی بر بازار جهانی دارد، زیرا این منطقه یکی از مهمترین کانونهای تولید و صادرات انرژی جهان است. اختلال در عرضه نفت و فرآوردههای نفتی حتی اگر جزئی باشد، موجی از افزایش قیمت و کمبود را در سراسر جهان ایجاد میکند.
این موج ابتدا به صنعت حملونقل اصابت میکند، سپس هزینه واردات و صادرات کالاهای اساسی را افزایش میدهد و در نهایت بخش کشاورزی را تحتفشار میگذارد؛ بخشی که کوچکترین افزایش در هزینههای آن به سرعت به قیمت مواد غذایی منتقل میشود. در چنین شرایطی، اقتصاددانها هشدار میدهند که جهان در حال ورود به مرحلهای از تورم غذایی است که میتواند ساختارهای اقتصادی بسیاری از کشورها را تحتتأثیر قرار دهد. تورم غذایی برخلاف تورم بخشهای دیگر، ماهیتی سخت و مقاوم دارد زیرا مردم نمیتوانند از مصرف غذا صرفنظر کنند. افزایش ۱۰ یا ۲۰ درصدی قیمت مواد غذایی، عملاً دهها میلیون نفر را در کشورهای فقیر به مرز ناامنی غذایی سوق میدهد. حتی در کشورهای توسعهیافته نیز افزایش قیمتها میتواند سطح نارضایتی اجتماعی را بالا ببرد و فشار شدیدی بر بودجه خانوارها ایجاد کند. در کنار این مشکلات، نباید نقش هزینه حملونقل دریایی و زمینی را نادیده گرفت. افزایش قیمت سوخت به معنای افزایش هزینه انتقال غلات، میوهها، سبزیجات و نهادههای کشاورزی است. کشاورزان که بخش عمده محصولات خود را به بازارهای دور ارسال میکنند با هزینههایی مواجه میشوند که بهسادگی قابل جذب نیست. نتیجه آن افزایش دوباره قیمتهاست؛ زنجیرهای از گرانی که از مزرعه آغاز میشود و تا سفره مصرفکننده ادامه مییابد. این بحران همچنین واقعیت تلخ دیگری را به جهان یادآوری میکند: امنیت غذایی و امنیت انرژی از یکدیگر جداییناپذیرند. هر اختلال در یکی، به سرعت دیگری را تحتتأثیر قرار میدهد. جهانی که در دهههای گذشته به سمت کشاورزی صنعتی پیش رفت و وابستگی خود را به ماشینآلات و سوخت فسیلی افزایش داد، اکنون در برابر تکانههای انرژی آسیبپذیرتر شده است. آنچه امروز در آسیا، اروپا و اقیانوسیه رخ میدهد، زنگ خطری برای همه کشورهاست؛ زنگ خطری که نشان میدهد هر بحران منطقهای میتواند در عرض چند هفته به موجی جهانی تبدیل شود. اگر کشورها نتوانند راهحلهای بلندمدت برای مدیریت نوسانهای انرژی، تقویت کشاورزی مقاوم به بحران و ایجاد شبکههای ذخیرهسازی پایدار پیدا کنند، جهان ممکن است با موجهای متوالی از افزایش قیمت غذا روبهرو شود؛ موجهایی که نهتنها اقتصاد را تهدید میکند بلکه میتواند ثبات اجتماعی بسیاری از جوامع را نیز زیر سایه قرار دهد. امروز بیش از هر زمان دیگری، جهان نیازمند بازنگری عمیق در نظام تأمین انرژی و غذاست زیرا بحران کنونی، فقط هشدار نیست پیشدرآمد یک چالش بزرگتر است.