نقش بنادر و زیرساختهای لجستیکی مرتبط در توسعه صادرات
حملونقل دریایی از جایگاه ویژهای در تجارت خارجی کشور برخوردار است؛ به طوری که بیش از ۹۰ درصد تجارت خارجی کشور از طریق دریا صورت میگیرد. چرا که یکی از بهصرفهترین شیوههای حملونقل برای دسترسی به بسیاری از بازارهای صادراتی، بخصوص در مقاصد دوردست محسوب میَشود. برقراری جریان کالا در طول زنجیرههای تامین منتهی به بازارهای صادراتی، نیازمند شبکهای بهم پیوسته از زیرساختها و خدمات لجستیکی مرتبط است. این شبکه شامل طیف گستردهای از زیرساختها و خدمات لجستیکی در خشکی و دریا میگردد که برقراری جریان کالا از مبدا تولید تا مقصد مصرف را امکانپذیر میکند. بنادر تجاری به عنوان نقاط کلیدی اتصال دریا و خشکی، مولفههای محوری این شبکه محسوب میشوند که عملکرد کارآمد آنها، نقش بسزایی را در رقابتپذیری کالاهای صادراتی به لحاظ قیمت و قابلیت اطمینان در تحویل به موقع محمولههای مورد تعهد در بازارهای جهانی ایفا میکند. بررسیها حاکی از این است که در بخشهای مختلف شبکه مورد اشاره و بهخصوص در بنادر کشور برخی ناکاراییها وجود دارد. علیرغم اینکه بنادر مهم کشور از امکانات سختافزاری نسبتا مناسبی برخوردارند، اما مشکلات مدیریتی و نرمافزاری موجب پایینبودن بهرهوری و بالا بودن هزینههای مترتب بر کشتی و محموله شده است. در واقع یکی از مسائلی که همواره در خصوص بنادر کشور مطرح بوده، مشکلات بهرهوری و تاثیر آن بر کاهش سهولت و کارایی عبور کالا از بنادر و در نهایت افزایش قیمت تمام شده کالا و کاهش قابلیت اطمینان در تحویل به موقع کالا بوده است. بررسیها نشان میدهد که علاوه بر بالاتر بودن برخی تعرفههای بندری در بنادر اصلی ایران نسبت به بنادر مهم منطقه، بهینهنبودن فرآیندهای بندری موجب بالا بودن نسبی هزینههای صادرات دریایی کالا از کشور است. از سوی دیگر، نرمافزارهای خدمات بندری بکارگرفته در اغلب بنادر بزرگ کشور، از یکپارچگی لازم برخوردار نبوده و در نتیجه امکان ارایه خدمات تمام الکترونیکی به صاحبان کالا و بهرهوری بهینه زیرساختهای بندری وجود ندارد. علاوه بر این، ارتباطات حملونقلی مبادی تولید کالاهای صادراتی در کشور با بنادر، بویژه در بخش حمل ریلی به خوبی برقرار نیست. به عبارتی یکپارچگی زیرساختی که لازمه برقراری روان جریان کالا بین بنادر و شبکه حملونقل زمینی با کمترین تاخیر است، به خوبی ایجاد نشده و زنجیره فرآیندهای لجستیکی بین مبادی تولید کالا و بنادر کشور بهینه نیستند. نکات کلیدی: اهمیت دیدگاه جامعنگر نسبت به موضوع صادرات دریایی: فرآیندهای مرتبط با صادرات دریایی، زنجیره گستردهای از زیرساختها و فعالیتها را در برمیگیرند که از مبدا تولید کالا در کشور آغاز شده و با عبور از خشکی و سپس پسکرانهها به بنادر میرسد. لذا تمرکز صرف بر افزایش ظرفیت و کارایی بنادر در صادرات کالا به تنهایی اثرگذار نخواهد بود و اتخاذ دیدگاه جامعنگر و زنجیرهای در این زمینه ضروری است. در این راستا لازم است عواملی چون، اتصالات و امکانات پسکرانه در بنادر، کارایی و ظرفیت شبکه ریلی و جادهای در برقراری ارتباط بین مبادی مهم تولید با بنادر و نیز کیفیت و مقیاس خدمات لجستیکی قابل ارایه در این بخش نیز مد نظر قرار گیرند. به عنوان مثال، چنانچه گسترش ظرفیتهای بندری به منظور توسعه صادرات مواد معدنی مد نظر قرار میگیرد، میباید به رفع گلوگاههای خطوط ریلی بین بندر و معادن مربوطه و بهرهوری در حوزه سیر و حرکت قطارهای باری در این مسیر نیز توجه گردد. همچنین است در مورد ظرفیت امکانات تخلیه و بارگیری کالا در محل تلاقی ریل و بندر. افزایش بهرهوری و کاهش هزینههای مترتب بر بار و کشتی در بنادر: با توجه به نقش بنادر به عنوان نقاط برقراری اتصال بین جریان کالا در خشکی و دریا، اطمینان از جابجایی روان کالا از زیرساختهای بندری و با صرف کمترین زمان و هزینه بسیار حیاتی است. اغلب بنادر بزرگ کشور از امکانات سختافزاری نسبتا مناسبی بهره میبرند. بررسی تجربیات بنادر موفق منطقه (نظیر بندرجبلعلی) نشان میدهد که بهینهسازی عملکرد بنادر در حوزههایی نظیر مدیریت، فرآیندهای بندری، هماهنگی و همکاری نهادهای ذینفع و نیز برقراری سیستمهای نرمافزاری تماما یکپارچه (پنجره واحد)، در کنار اقدامات سختافزاری چون سرمایهگذاری و افزایش ظرفیت زیرساختهای بندری بسیار ضروری است. علاوه بر این، تعریف شاخصهای بهرهوری برای بنادر و اندازهگیری و پایش آنها، از جمله پیشنیازهای مهم برای هدفگذاری و حصول اطمینان از اثربخشی اقدامات بهبود است. لزوم توجه ویژه به تقویت جایگاه بنادر مهم کشور با ایجاد مراکز لجستیکی: بررسی تجربیات کشورهای پیشتاز لجستیکی منطقه (امارات متحده عربی و ترکیه) نشان میدهد که احداث مراکز لجستیکی در نقاط کلیدی این کشورها و بخصوص در پسکرانه بنادر تجاری بزرگ و مهم، از جمله سیاستهای مهم دولتها در خصوص کاهش هزینههای لجستیکی و ارتقای کیفیت خدمات لجستیکی است. در کشور ما نیز ایجاد این مراکز در حاشیه بنادر مهمی همچون بندر شهید رجایی، بندر امام خمینی، بندر چابهار و برخی بنادر شمالی از سوی وزارت راه و شهرسازی پیشنهاد شده است. تسریع در احداث و راهاندازی این مراکز میتواند گام موثری در ارتقای ارایه خدمات لجستیکی در حوزه صادرات باشد. ضمن اینکه استقرار ارایهدهندگان خدمات تجاری جهت ارایه خدمات ارزش افزوده به صاحبان کالاهای صادراتی از طریق این مراکز، میتواند به افزایش رقابتپذیری صادرات کشور در بازارهای جهانی کمک کند. توسعه ظرفیتها و نقش بنادر کوچک در صادرات: بخش اعظم صادرات دریایی کشور از بنادر بزرگ صورت میگیرد که از امکانات و تجهیزات مناسبی نیز برخوردارند. اما این حقیقت رافع نقش بنادر کوچک در صادرات کالا و بخصوص در شرایط فعلی تحریمها نیست. چرا که بخشی از صادرات ایران به کشورهای حوزه خلیج فارس از این مبادی و توسط شناورهای کوچک انجام میگیرد که مشمول بسیاری از محدودیتهای ناشی از تحریمها نمیشوند. از این بنادر، صادرات نه تنها میتواند مستقیما به بازارهای منطقه انجام شود، بلکه امکان حمل محمولهها به مقصد بنادر بزرگتر با نقش هاب نیز وجود دارد. بعلاوه با توجه به نزدیکی بنادر کوچک به بسیاری از مبادی تولید کالا در کشور، فواصل حمل و در نتیجه هزینههای لجستیکی در مقایسه با صادرات از بنادر اصلی کاهش خواهد یافت. اما این بنادر عمدتا در خصوص تجهیزات تخلیه و بارگیری، فضای ذخیرهسازی و امکانات و اتصال پسکرانه دچار ضعفها و کمبودهایی بوده و نیازمند سرمایهگذاری و ارتقا هستند.