«جهان اقتصاد» از فرصتی که نباید پشت ابر بماند گزارش می دهد

تهران روی مدار آفتاب

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 187549
تهران روی مدار آفتاب

تهران سال‌هاست با دو چالش هم‌زمان دست‌وپنجه نرم می‌کند ومصرف بالای برق و آلودگی هوا. شهری که در تابستان با فشار سنگین کولرها و وسایل سرمایشی روی شبکه برق روبه‌روست و در زمستان نیز سهم بالای نیروگاه‌های حرارتی در تولید انرژی، ردپای خود را در آسمان خاکستری پایتخت نشان می‌دهد. در چنین شرایطی، انرژی خورشیدی دیگر یک انتخاب لوکس یا پروژه‌ای نمایشی نیست؛ بلکه ضرورتی جدی برای آینده شهر، شبکه برق و حتی کیفیت زندگی شهروندان است.

براساس آمار اعلام‌شده، ظرفیت فعلی نیروگاه‌های خورشیدی در تهران حدود ۱۳۴ مگاوات است؛ عددی که در نگاه اول قابل توجه به نظر می‌رسد، اما وقتی در کنار ظرفیت بالقوه استان قرار می‌گیرد، فاصله بزرگی را نشان می‌دهد. گفته می‌شود تهران امکان توسعه انرژی خورشیدی تا حدود ۱۰ تا ۱۴ هزار مگاوات را دارد. این یعنی آنچه امروز از ظرفیت خورشیدی در استان بهره‌برداری شده، تنها بخش کوچکی از ظرفیتی است که می‌تواند در آینده به کمک شبکه برق بیاید.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم بخش عمده برق کشور هنوز از طریق نیروگاه‌های حرارتی تأمین می‌شود؛ نیروگاه‌هایی که برای تولید برق به سوخت فسیلی وابسته‌اند و در فرآیند تولید، آلاینده‌های قابل توجهی وارد هوا می‌کنند. هر کیلووات ساعت برق تولیدشده از منابع حرارتی، علاوه بر مصرف سوخت، هزینه‌های پنهانی مانند آلودگی هوا، فشار بر منابع انرژی و فرسایش محیط‌زیست را نیز به همراه دارد. بنابراین توسعه نیروگاه‌های خورشیدی تنها به معنای تولید برق نیست، بلکه گامی در مسیر کاهش آلودگی، صرفه‌جویی در سوخت و حرکت به سمت اقتصاد انرژی پاک‌تر است.

تهران از نظر جغرافیایی و اقلیمی، ظرفیت قابل توجهی برای استفاده از تابش خورشید دارد. روزهای آفتابی متعدد، پهنه وسیع ساختمان‌ها، شهرک‌های صنعتی، زمین‌های مناسب در حاشیه استان و بام‌های واحدهای مسکونی و اداری، همگی می‌توانند بخشی از یک شبکه گسترده تولید برق خورشیدی باشند. اگر این ظرفیت به شکل هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده فعال شود، تهران می‌تواند از شهری صرفاً مصرف‌کننده انرژی، به یکی از قطب‌های تولید برق پاک در کشور تبدیل شود.

یکی از مهم‌ترین مسیرهای توسعه انرژی خورشیدی، نصب سامانه‌های کوچک‌مقیاس خانگی است. سامانه‌های ۵ کیلوواتی خورشیدی، اگرچه در ظاهر ظرفیت بزرگی ندارند، اما وقتی در مقیاس هزاران واحد مسکونی اجرا شوند، می‌توانند اثر قابل توجهی بر کاهش بار شبکه داشته باشند. یک واحد مسکونی با نصب پنل خورشیدی روی پشت‌بام خود می‌تواند بخشی از برق مصرفی روزانه‌اش را تأمین کند و در برخی ساعات، وابستگی کمتری به شبکه سراسری داشته باشد.

این موضوع در روزهای گرم سال اهمیت ویژه‌ای دارد. در فصل تابستان، مصرف برق به دلیل استفاده گسترده از کولرهای آبی و گازی به‌شدت افزایش می‌یابد. هم‌زمانی روشن بودن وسایل سرمایشی در ساعت‌های اوج مصرف، فشار شدیدی به شبکه وارد می‌کند. در چنین شرایطی، حتی چند کیلووات تولید پراکنده در هر خانه می‌تواند بخشی از بار مصرف را جبران کند. به زبان ساده، اگر مصرف‌کننده فقط مصرف‌کننده نباشد و به تولیدکننده کوچک برق هم تبدیل شود، شبکه در روزهای بحرانی نفس راحت‌تری خواهد کشید.

نکته مهم دیگر، امکان استفاده از تجهیزات ذخیره‌ساز انرژی است. یکی از محدودیت‌های انرژی خورشیدی این است که تولید آن وابسته به تابش روزانه خورشید است و در شب یا ساعات ابری کاهش می‌یابد. اما با استفاده از باتری‌ها و سامانه‌های ذخیره‌ساز، می‌توان بخشی از برق تولیدی روز را ذخیره کرد و در زمان قطعی برق یا ساعات اوج مصرف از آن بهره برد. این مسئله برای خانوارها، مراکز درمانی کوچک، واحدهای خدماتی، ساختمان‌های اداری و حتی کسب‌وکارهای وابسته به برق پایدار، اهمیت زیادی دارد.

با این حال، توسعه انرژی خورشیدی در تهران تنها با اعلام ظرفیت بالقوه محقق نمی‌شود. برای رسیدن از ۱۳۴ مگاوات فعلی به چند هزار مگاوات ظرفیت واقعی، مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ لازم است. نخستین گام، ساده‌سازی مسیر اداری و اجرایی برای متقاضیان است. بسیاری از شهروندان و صاحبان واحدهای صنعتی یا تجاری، ممکن است به نصب سامانه خورشیدی علاقه‌مند باشند، اما پیچیدگی مراحل دریافت مجوز، نبود اطلاعات شفاف درباره هزینه‌ها و زمان بازگشت سرمایه، یا نگرانی از خدمات پس از فروش، مانع تصمیم‌گیری آن‌ها شود.

موضوع دوم، تأمین مالی و مشوق‌های اقتصادی است. نصب پنل خورشیدی، به‌ویژه همراه با باتری ذخیره‌ساز، برای بسیاری از خانوارها هزینه اولیه قابل توجهی دارد. اگر دولت، بانک‌ها، شهرداری‌ها و شرکت‌های برق بتوانند تسهیلات کم‌بهره، طرح‌های خرید تضمینی برق، مشوق‌های مالیاتی یا مدل‌های مشارکتی ارائه دهند، انگیزه عمومی برای سرمایه‌گذاری در این حوزه افزایش خواهد یافت. انرژی خورشیدی زمانی فراگیر می‌شود که شهروند احساس کند این کار علاوه بر کمک به محیط‌زیست، از نظر اقتصادی نیز برای او منطقی و قابل بازگشت است.

از سوی دیگر، باید نگاه به انرژی خورشیدی از پروژه‌های پراکنده و محدود فراتر برود. تهران به یک نقشه راه روشن نیاز دارد؛ نقشه‌ای که مشخص کند چه میزان ظرفیت خورشیدی در بخش خانگی، چه میزان در ساختمان‌های دولتی، چه میزان در صنایع و چه مقدار در اراضی مستعد قابل ایجاد است. بدون چنین برنامه‌ای، توسعه انرژی خورشیدی ممکن است کند، مقطعی و وابسته به شرایط روز باقی بماند.

ساختمان‌های دولتی، مدارس، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، ایستگاه‌های حمل‌ونقل، پایانه‌ها و مراکز عمومی می‌توانند در این مسیر پیشگام باشند. اگر این ساختمان‌ها به پنل‌های خورشیدی مجهز شوند، هم بخشی از مصرف خود را تأمین می‌کنند و هم پیام روشنی برای جامعه دارند: انرژی پاک یک شعار نیست، بلکه یک مسیر عملی است. تجربه نشان داده وقتی نهادهای عمومی در اجرای یک فناوری پیشرو باشند، اعتماد شهروندان نیز برای ورود به آن حوزه بیشتر می‌شود.

البته نباید تصور کرد انرژی خورشیدی به‌تنهایی می‌تواند همه مشکلات برق تهران را حل کند. مدیریت مصرف همچنان بخش جدایی‌ناپذیر معادله است. حتی اگر هزاران مگاوات ظرفیت خورشیدی ایجاد شود، مصرف بی‌رویه و هم‌زمان وسایل پرمصرف می‌تواند شبکه را با چالش روبه‌رو کند. بنابراین توسعه تولید پاک باید همراه با اصلاح الگوی مصرف پیش برود. تنظیم دمای وسایل سرمایشی، استفاده از لوازم کم‌مصرف، خاموش کردن تجهیزات غیرضروری در ساعت‌های اوج بار و مشارکت شهروندان در مدیریت مصرف، همچنان اهمیت اساسی دارد.

انرژی خورشیدی در تهران یک فرصت چندلایه است؛ فرصتی برای کاهش فشار بر شبکه برق، کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی، کم کردن آلودگی، ایجاد اشتغال در حوزه نصب و نگهداری تجهیزات، توسعه فناوری‌های نو و افزایش تاب‌آوری شهر در برابر بحران‌های انرژی. اما این فرصت اگر پشت بروکراسی، هزینه‌های اولیه بالا و نبود برنامه‌ریزی دقیق بماند، به‌سادگی از دست خواهد رفت.

تهران شهری است که سقف‌های بسیاری دارد؛ سقف خانه‌ها، کارخانه‌ها، ادارات و مراکز عمومی. هرکدام از این سقف‌ها می‌تواند به جای آنکه فقط سطحی بی‌استفاده در برابر آفتاب باشد، به بخشی از نیروگاه بزرگ و پراکنده پایتخت تبدیل شود. آفتاب هر روز بر تهران می‌تابد؛ پرسش اصلی این است که آیا مدیریت شهری، صنعت برق و شهروندان می‌توانند این تابش همیشگی را به سرمایه‌ای پایدار برای آینده تبدیل کنند یا نه.

پاسخ به این پرسش، آینده برق تهران را تعیین می‌کند. اگر امروز برنامه‌ریزی جدی آغاز شود، تهران می‌تواند در سال‌های آینده بخشی از نیاز خود را از آسمان تأمین کند؛ نه از سوخت‌های آلاینده و شبکه‌ای که هر تابستان زیر فشار مصرف خم می‌شود. مسیر روشن است؛ فقط باید تصمیم گرفت که آفتاب تهران، تماشایی بماند یا به برق پاک و پایدار تبدیل شود.

 

ارسال نظر