معرفی کم ریسک ترین استراتژی های فارکس

بسیاری از معامله‌گران، به‌ویژه کسانی که به‌تازگی وارد دنیای فارکس شده‌اند، به دنبال استراتژی‌هایی هستند که علاوه بر سودآوری، ریسک کمتری داشته باشند زیرا نوسانات شدید این بازار باعث می‌شود که تصمیم‌گیری‌های عجولانه منجر به ضررهای سنگین شوند.

شناسه خبر: 179110
معرفی کم ریسک ترین استراتژی های فارکس

 

بسیاری از معامله‌گران، به‌ویژه کسانی که به‌تازگی وارد دنیای فارکس شده‌اند، به دنبال استراتژی‌هایی هستند که علاوه بر سودآوری، ریسک کمتری داشته باشند زیرا نوسانات شدید این بازار باعث می‌شود که تصمیم‌گیری‌های عجولانه منجر به ضررهای سنگین شوند. به همین دلیل بسیار مهم است که معامله‌گران پس از گذراندن دوره‌های آموزش فارکس، برای شروع معاملات و کسب تجربه در فارکس، حتما از یک استراتژی معاملاتی قوی در انجام خرید و فروش‌های خود پیروی کنند.

در این مقاله، به بررسی ۵ استراتژی معاملاتی کم‌ریسک در فارکس می‌پردازیم که می‌توانند به معامله‌گران در حفظ سرمایه و کاهش ضرر کمک کنند. با مطالعه این استراتژی‌ها می‌توانید سبک معاملاتی مورد علاقه خود را به‌راحتی پیدا کنید.

استراتژی معاملات با روند (Trend Following)

این استراتژی برای افرادی مناسب است که می‌خواهند معاملات با ریسک کمتری در بازار انجام داده و در عین حال، در روندهای قوی بازار معامله کنند. بسیاری از معامله‌گران در انتخاب بروکر، در پلتفرم‌های معاملاتی پیشرفته مانند متاتریدر ۴ و ۵، می‌توانند به این ابزارهای تحلیلی پیشرفته‌ای مانند میانگین‌های متحرک، خطوط روند و اندیکاتور ADX دسترسی داشته باشند تا بتوانند به درستی از این استراتژی استفاده کرده و روندهای اصلی بازار را شناسایی کنند. در ادامه، به‌صورت مختصر برای هر یک از این ابزارها توضیحاتی ارائه شده است:

  • میانگین‌های متحرک: معامله‌گران معمولا از میانگین متحرک ۲۰۰ روزه برای روندهای بلندمدت و میانگین متحرک ۵۰ روزه برای روندهای میان‌مدت استفاده می‌کنند. زمانی که میانگین متحرک کوتاه‌مدت، میانگین متحرک بلند مدت را قطع کند، می‌توان از آن به‌عنوان سیگنال ورود استفاده کرد.
  • خطوط روند: در روندهای صعودی، کف‌های قیمتی به هم وصل شده و در روندهای نزولی، سقف‌های قیمتی به هم متصل می‌شوند تا جهت کلی بازار برای معامله‌گران مشخص شود.
  • اندیکاتور ADX: این شاخص، قدرت روند را اندازه‌گیری می‌کند. اگر مقدار ADX بالای ۲۵ باشد، روند قوی است و اگر کمتر از ۲۰ باشد، بازار بدون روند یا به عبارت دیگر رنج محسوب می‌شود.

استراتژی معاملات پرایس اکشن (Price Action)

پرایس اکشن یکی از سبک‌های پرطرفدار در میان معامله‌گران است. این استراتژی برای معامله‌گرانی مناسب است که بر اساس قیمت واقعی، معامله می‌کنند و از اندیکاتورهای پیچیده استفاده نمی‌کنند. در این روش، معامله‌گران با تحلیل کندل‌های قیمتی، الگوهای نموداری و سطوح حمایت و مقاومت، نقاط ورود و خروج مناسب را شناسایی کرده و به انجام معاملات می‌پردازند. الگوهای کلیدی پرایس اکشن شامل موارد زیر هستند:

  • الگوی پین بار: نشان‌دهنده برگشت قیمت از یک سطح خاص است. پین بار صعودی دارای شدو (Shadow) یا سایه پایینی بلند بوده و احتمال افزایش قیمت را نشان می‌دهد، درحالی‌که پین بار نزولی سایه بالایی بلندی دارد و احتمال کاهش قیمت را مطرح می‌کند.
  • الگوی اینساید بار: هنگامی شکل می‌گیرد که کندل جدید کاملا در محدوده کندل قبلی باشد. این الگو معمولا نشان‌دهنده ثبات قیمت است و معامله‌گران با شکست آن، به بازار ورود می‌کنند.

استراتژی معاملات پرایس اکشن (Price Action)

  • الگوی اینگالفینگ: زمانی اتفاق می‌افتد که یک کندل، محدوده کندل قبلی را به‌طور کامل بپوشاند و نشان‌دهنده بازگشت قوی در روند است.

استراتژی معاملات شکست (Breakout Trading)

استراتژی بریک‌اوت یکی از بهترین روش‌های معاملاتی برای سویینگ تریدرهاست. در این روش، معامله‌گران ابتدا سطوح کلیدی و محدوده‌هایی که قیمت برای مدتی در آن نوسان کرده را شناسایی می‌کنند و پس از اینکه قیمت به‌طور ناگهانی از آن محدوده خارج می‌شود و یک روند قوی شکل می‌گیرد، به معامله ورود می‌کنند.

برای کاهش ریسک، معمولا توصیه می‌شود تا معامله‌گران از حد ضرر یا استاپ لاس (Stop-Loss) در نزدیکی محدوده شکست استفاده می‌کنند تا در صورت بازگشت قیمت به محدوده قبلی، از ضررهای سنگین جلوگیری شود. همچنین، در برخی موارد، پس از شکست اولیه، قیمت برای تست سطح شکسته‌شده بازمی‌گردد که به آن پول بک می‌گویند و درواقع می‌تواند نقطه ورود مطمئن‌تری برای معامله‌گران باشد.

استراتژی اسکالپینگ با میانگین متحرک (Scalping with Moving Averages)

این استراتژی برای معامله‌گران کوتاه‌مدت (اسکالپرها) که قصد دارند در بازه‌های زمانی کوتاه معامله کنند مناسب است. در این روش، برای شناسایی نقطه ورود و خروج، از میانگین‌های متحرک استفاده می‌شود.

  • میانگین متحرک ۵ و ۱۰: هنگامی که میانگین متحرک کمتر (مثلا ۵)، میانگین متحرک بلندتر (۱۰) را به سمت بالا قطع کند، درواقع یک سیگنال خرید صادر شده است. در مقابل، زمانی که این اتفاق در جهت مخالف بیفتد، یک سیگنال فروش دریافت می‌شود.
  • ترکیب با دیگر اندیکاتورها: برای افزایش دقت این روش، معامله‌گران معمولا از اندیکاتورهای حجم و سطوح حمایت و مقاومت نیز استفاده می‌کنند.

استراتژی معاملات با میانگین متحرک ۲۰۰

استراتژی معاملات با میانگین متحرک ۲۰۰ روزه یکی از روش‌های ساده و کاربردی برای شناسایی روندهای بلندمدت در بازارهای مالی است. این میانگین مانند یک سطح حمایتی و مقاومتی عمل می‌کند و نشان می‌دهد که بازار در چه وضعیتی قرار دارد. اگر قیمت بالاتر از میانگین ۲۰۰ روزه باشد، روند کلی بازار صعودی در نظر گرفته می‌شود و معامله‌گران باید بیشتر به دنبال فرصت‌های خرید باشند. در مقابل، اگر قیمت پایین‌تر از این سطح باشد، احتمال ادامه روند نزولی وجود دارد و معامله‌گران بیشتر به دنبال موقعیت‌های فروش خواهند بود.

برای ورود به معامله، بسیاری از معامله‌گران منتظر می‌مانند تا قیمت میانگین متحرک ۲۰۰ روزه را قطع کند. اگر قیمت از پایین به بالا این سطح را بشکند، سیگنال خرید صادر می‌شود و اگر از بالا به پایین عبور کند، سیگنالی برای فروش خواهد بود. برخی از معامله‌گران برای کاهش ریسک، از اندیکاتورهای دیگری مانند حجم معاملات یا اندیکاتورهای دیگر برای تایید استفاده می‌کنند تا از درستی تحلیل خود مطمئن شوند.

البته این استراتژی فقط محدود به بازار فارکس نیست و در بسیاری از بازارها مانند سهام، کالاها و حتی ارزهای دیجیتال هم کاربرد دارد. یکی از مزیت‌های مهم آن این است که نیازی به بررسی دائمی بازار ندارد و برای کسانی که به دنبال معاملات بلندمدت و کم‌ریسک هستند، گزینه‌ای مناسب به شمار می‌رود.

خلاصه مطلب

در بازار فارکس، استفاده از استراتژی‌های معاملاتی کم‌ریسک اهمیت بالایی دارد. معامله‌گران تازه‌کار و حتی حرفه‌ای‌ها، همه و همه به دنبال روش‌هایی هستند که علاوه بر سودآوری، کم ریسک باشد و از سرمایه آن‌ها نیز محافظت کند. استراتژی‌هایی مانند معامله با روند، پرایس اکشن، شکست محدوده، اسکالپینگ با میانگین متحرک و استفاده از میانگین متحرک ۲۰۰، از جمله استراتژی‌های معاملاتی هستند که کمترین ریسک را دارند.

معامله با روند به معامله‌گران کمک می‌کند تا در جهت اصلی بازار حرکت کنند و با ابزارهایی مانند میانگین‌های متحرک و خطوط روند، می‌توان مسیر کلی قیمت را تشخیص داد. در روش پرایس اکشن، تحلیل الگوهای کندلی و سطوح کلیدی، نقاط ورود و خروج را مشخص می‌کند. استراتژی بریک اوت نیز زمانی به کار می‌رود که قیمت از محدوده‌ای مشخص عبور کرده و یک روند جدید آغاز شده. برای اسکالپرها، میانگین‌های متحرک کوتاه‌مدت مانند ۵ و ۱۰ کاربردی است. در نهایت، میانگین متحرک ۲۰۰ روزه به‌عنوان یک شاخص بلندمدت، جهت کلی بازار را مشخص کرده و به معامله‌گرانی که قصد دارند به‌صورت بلند مدت معامله کنند کمک می‌کند تا تصمیمات بهترین بگیرند. به کار بردن تمامی این استراتژی‌ها همراه با مدیریت ریسک صحیح، می تواند به شما در کاهش ضررها و افزایش سوداوری کمک کند.

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار