چهارشنبه 19 بهمن، 1401

کدخبر: 4063 15:15:57 1393-05-12
بدنه دولت روحاني اصولگراست

بدنه دولت روحاني اصولگراست

دسته‌بندی: بدون دسته‌بندی
بدنه دولت روحاني اصولگراست

بدنه دولت روحاني اصولگراست

دسته‌بندی: بدون دسته‌بندی


واکنش به واژه اصلاح طلبان بدلي، ارزيابي عملکرد يکساله دولت، تعريف واژه اعتدال، ارزيابي تحولات کارگزاران، بررسي مثلث خاتمي، هاشمي و ناطق نوري، ائتلاف ميان اصلاح طلبان و اصولگرايان در انتخابات مجلس و ارزيابي سياست برد- برد دولت در عرصه سياست داخلي از جمله محورهاي گفتگوي مشروح مهر با رئيس شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات است.
به گزارش   مهر، مصطفي کواکبيان نماينده فعال مجلس هشتم که از راهيابي به پارلمان بازمانده است فعاليت حزبي خود را گسترش داده و اين روزها رياست دوره اي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات را بر عهده دارد.
وي درباره واژه اصلاح طلب بدلي گفت: من چنين تعبيري را هيچ وقت قبول نداشتم و دوستان جبهه اصلاح طلب هم موجه، خوب، طرفدار اصلاحات و نظام هستند و دوستاني که در شوراي هماهنگي هم هستند، همين گونه اند.
کواکبيان همچنين  در آستانه يکسالگي دولت در بررسي عملکرد آن گفت: در نگاه به گذشته دولت موفقيت هاي خوبي در زمينه‌هاي سياست خارجي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي داشته است ولي در نگاه وضعيت مطلوب به آينده، واقعيت اين است که مشکلات اقتصادي هنوز وجود دارد. درست است که از شدت رشد تورم جلوگيري شده اما اين نيست که تورم وجود نداشته باشد و در بحث توسعه سياسي نيز عملکرد دولت کند و غير مطلوب بوده است.
رئيس دوره اي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، همچنين ضمن ارزيابي تحولات صورت گرفته در حزب کارگزاران تاکيد کرد: هيچ حزبي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات برادر بزرگتر حساب نمي شود، همه عضو هستند و همه يک راي دارند و حزب کارگزاران نيز مانند حزب مردم سالاري يک راي بيشتر ندارد، هرچند ممکن است برخي از احزاب شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات درون دولت نيز حضور داشته باشد.
دبيرکل حزب مردم سالاري در بخش ديگري از اين مصاحبه با اشاره به شعار اعتدال گفت: آنها مي گويند ما مي خواهيم اصلاح طلب داشته باشيم اما از نوع معتدل آن و يا اصولگرا داشته باشيم از نوع متعدل آن و مي گويند ما نه اينيم و نه آنيم، هم اينيم و هم آنيم.
از کواکبيان در مورد حضور ناطق نوري در جريان اصلاحات پرسيديم و اينکه چرا اصلاح طلبان به دنبال چهره هاي اصولگرا هستند ، وي پاسخ داد: طبيعتا ناطق نوري که رقيب خاتمي در سال 76 بود با ناطق نوري که امروزه در فضاي سياسي حرکت مي کند متفاوت است.  آن زمان همه احزاب اصولگرا از ايشان حمايت مي کردند و امروز احساس نزديکي با ايشان نمي کنند. چه اتفاقي افتاده؟ حتما ناطق نوري امروز ديدگاههايي دارد که احزاب اصولگرا آن ديدگاهها را بر نمي تابند و بعضي از آن ديدگاهها تا حد زيادي به احزاب اصلاح طلب نزديک است.
مشروح گفتگوي مهر با مصطفي کواکبيان بدين شرح است:
شما اخيرا رئيس دوره اي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات شديد و شرط حضور شما در اين شورا خارج شدن از جبهه اصلاج طلبان که شما دبيرکلي را بر عهده داشتيد بود. آيا پذيرفتن اين شرط به معناي قبول کردن اصطلاح اصلاح طلب بدلي که برخي از هم جناحي هاي شما عنوان مي کنند، نيست که گروه و حزب ديگري را به غير از خودشان در اين جبهه قبول ندارند؟
کواکبيان: اصلا من تعبير اصلاح طلبان بدلي را قبول ندارم. اصلاح طلبي چه ناني دارد که کسي بيايد بدلش را درست کند؛ چراکه اصلاح طلبي هزينه هايي داشته است و هر کس که در شرايط فعلي بگويد من اصلاح‌طلب هستم، بايد از او استقبال کرد.
من چنين تعبيري را هيچ وقت قبول نداشتم و دوستان جبهه اصلاح طلب هم موجه، خوب، طرفدار اصلاحات و نظام هستند و دوستاني که در شوراي هماهنگي هم هستند، همين گونه اند و احزاب درون اين شورا مقيد به نظام و قوانين احزاب هستند.
ما از سال 77 در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات حضور داشتيم، البته من يک زماني به عنوان قائم مقام حزب همبستگي در اين جبهه حضور داشتم. بعد از سال 83 نيز تحت عنوان حزب مردم سالاري در اين شورا عضويت داشتم.
در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات يک آيين نامه وجود دارد که يک حزب در دو جبهه همسو نبايد حضور داشته باشد و ما از اول قبول کرديم. بنابراين اين شرط را کسي نگذاشته است و قوانين آيين نامه است که بايد اجرا شود.
اين خبر که اعلام شد که اين شرط براي رئيس شدن من وجود دارد، بالاخره ما با هر دو جبهه دوست هستيم و فعلا مسئوليت شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات را بردوش گرفته ايم.

اين موضوع هميشه در جريان اصلاح طلب مشهود بوده که برخي از احزاب در اين جريان انحصار طلب هستند و تصميمات اصلي در اين احزاب گرفته مي شود و احزاب ديگر را بازي نمي دهند مانند آنچه در انتخابات رياست جمهوري اتفاق افتاد. شما براي انتخابات طرح مناسک را پيشنهاد داده بوديد اما اين طرح مورد توجه قرار نگرفت و شورايي به رياست آقاي خاتمي و برخي از چهره هاي ديگر تشکيل شد و آنان تصميم گيرنده اين جريان در انتخابات بودند.  چرا برخي از احزاب رفتار انحصارطلبي در اين جريان دارند.
کواکبيان: شوراي مشورتي ربطي به دو جبهه اصلاح طلبان و شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ندارد. شوراي مشورتي که با خاتمي تشکيل مي شود ممکن است اعضاي اين دو جبهه به صفت شخصيت حقيقي شان در آن حضور دارند و نه به صفت شخصيت حقوقي شان  که بگوييم فلان حزب چرا هست و فلان حزب چرا نيست. اشخاص هستند و اشخاص هم بالاخره ممکن است يک عده اي دعوت بشوند و يک عده اي دعوت نشوند.
شوراي مشورتي از يکسري افراد صاحب نظر تشکيل شده و شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات نيز با عضويت شخصيت هاي حقوقي شکل مي گيرد و از احزاب تشکيل شده است و اين زمينه اختلاف بحث نيست.
نه اختلاف نيست، اما احزاب اصلاحات تصميم گيرنده نيستند و چند چهره خاصي در اين جريان تصميم مي گيرند.
کواکبيان: اين را شما مي گوييد؛ قرار نيست کوچکترين خدشه اي به شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات وارد شود. يعني تصميمات مربوط به جبهه اصلاحات را شوراي هماهنگي مي گيرد و همه احزاب در آنجا نمايندگان تام الاختيار دارند و اينان منشاء تصميم گيري هستند.
با توجه روي کار آمدن دولت يازدهم که گفته مي شود بيشتر آنان از کارگزاران هستند و امروز هم شاهد تغييرات و تحولاتي در اين حزب هستيم شما اين تغييرات و نقش اين حزب در جريان اصلاحات را چطور ارزيابي مي کنيد؟
کواکبيان: هيچ حزبي در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات برادر بزرگتر حساب نمي شود. همه عضو هستند و همه يک راي دارند و حزب کارگزاران نيز مانند حزب مردم سالاري يک راي بيشتر ندارد. حال ممکن است برخي از احزاب شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات درون دولت نيز حضور داشته باشد. خب آن بحث خودشان است.
شوراي هماهنگي جنبه دولتي ندارد بلکه جنبه سياسي و حزبي دارد و شامل احزاب مختلف مي شود، لذا به همه احزاب درون شوراي هماهنگي نگاه يکسان داريم و احترام مي گذاريم. نمي شود گفت بدنه اصلاحات با يک حزب خاصي بايد نگاه شود، اصلاحات مجموعه 18 گروه در درون اين شورا است و همه آنان نيز يکسان هستند.
يک دوره اي جريان اصلاحات با نقد آقاي هاشمي و حزب کارگزارن وارد صحنه سياسي کشور شد و بعد از مدتي اين دو جريان موازي هم و در يک جهت قرار گرفتند. امروز با روي کار آمدن دولت يازدهم و قدرت گرفتن حزب کارگزارن و تحولاتي هم که در اين حزب رخ داده است فکر مي کنيد ممکن است دوباره ميان اصلاح طلبان و کارگزاراني ها جدايي بيفتد؟
کواکبيان: بناي شوراي هماهنگي ايجاد اتفاق و اتحاد نظر بين همه احزاب، عضو است. هر کسي در چارچوب آيين نامه شوراي هماهنگي بخواهد عمل نکند طبيعتا يک حزبي است که تصميمات خود را دارد و فکر نمي کنم که اين تقابل وجود داشته باشد.
12 مرداد روز تنفيذ دولت يازدهم است و اين دولت رسما کار خود را شروع کرد. در آستانه يکسالگي دولت عملکرد آن را چطور ارزيابي مي کنيد.
گاهي ما ارزيابي مان نسبت به وضعيتي مطلوب است و بر اين باور هستيم که ما هنوز مي‌توانيم در بخش هايي بهتر عمل کنيم، اما يکزماني است ارزيابي مان نسبت به وضعيت گذشته است که به نظر من خيلي اين دولت براي ما مطلوبيت بيشتري دارد و فاصله زيادي با دولت نهم و دهم دارد، لذا بررسي عملکرد را بايد منصفانه در نظر بگيريم.
در نگاه به گذشته دولت موفقيت هاي خوبي در زمينه‌هاي سياست خارجي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي داشته است ولي در نگاه وضعيت مطلوب به آينده، واقعيت اين است که مشکلات اقتصادي هنوز وجود دارد. درست است که از شدت رشد تورم جلوگيري شده اما اين نيست که تورم وجود نداشته باشد.
يا مثلا درست است که قيمت ارز تا حدودي ثبات پيدا کرده اما خيلي از اقتصاددانان مي گويند قيمت واقعي نيست. اين درست است که رويکرد دولت فعلي کاهش تورم است، اما در کنار آن بايد رونق اقتصادي هم ايجاد شود. يعني تورم کنترل مي شود بايد رشد هم ايجاد شود.
بنابراين ايجاد اشتغال بايد مطلوب تر و وضعيت بهتري داشته باشد. لذا در يک ارزيابي نهايي ما نگاه مثبتي به اين دولت داريم، ضمن اينکه انتقادهايي را هم وجود دارد.
انتقادات به دولت در چه زمينه هايي است؟
ما در بحث هاي اقتصادي معتقد هستيم بهتر از اين مي شد عمل کرد. ما به عنوان حزب مردم سالاري پيشنهاد داده بوديم که يا بايد به همه يارانه بدهيد يا اين طور نباشد که هر تعدادي افراد که به دلخواه ثبت نام کرده اند يارانه بگيرند. کسي که پورشه سوار مي شود به 45 تومان دولت نياز ندارد و اين با عدالت جور در نمي‌آيد و دولت بايد در اين زمينه اقدام و براي اصراف منابع چاره‌انديشي کند.
يارانه بايد از بدنه اقتصاد جدا شود به شرط اينکه قيمت ها هم کنترل مناسب و طبيعي داشته باشد که فشاري بر طبقات محروم جامعه وارد نشود.
البته در زمينه توسعه سياسي هم انتقاداتي نسبت به دولت وجود دارد، در بحث توسعه سياسي جهت گيري هاي رئيس دولت بسيار مثبت بوده است. يعني نحوه سخنراني هاي دکتر روحاني بسيار اميدوارکننده، دلگرم کننده و مثبت است، اما در عمل ما علائم خيلي مثبتي را دريافت نمي کنيم. مثلا همين طرح اصلاح قانون احزاب بايد دولت جلو مي افتاد و لايحه خود را به مجلس مي داد. لذا معتقدم رويکرد دولت نسبت به توسعه سياسي مثبت است اما عملکرد دولت بسيار کند و غيرمطلوب است.
يکي از شاخصه هاي دولت يازدهم شعار اعتدال بوده است. شاهديم که چه از جريانات اصولگرا و چه از جريانات اصلاح طلب نسبت به محقق ساختن اين شعار توسط دولت انتقادهايي وجود دارد. شما چه نظري در مورد رفتار اعتدالي دولت در اين يکسال اخير داريد؟
در مورد بحث شعار اعتدال واقعيت اين است که اگر کسي بخواهد اصلاح طلب واقعي باشد نمي تواند افراطي باشد. يعني آن کسي که بخواهد برانداز باشد يا افکار تند افراطي داشته باشد اسمش راديکال مي شود نه اصلاح طلب.
به نظر من دولت تا حد زيادي به رعايت شعار اعتدال وفادار مانده است، البته دولت فعلي خود را دولت اصلاحات نمي داند دولت يازدهم مي گويد مي خواهد فراجناجي باشد.
عدم تعريف واژه اعتدال به اين معنا نيست که يک تئوريستن قوي پشت اين دولت وجود ندارد؟

البته من بلدم اعتدال را تعريف کنم اما دولت بايد آنرا تعريف کند.
تصورم اين است اعتدالي که روحاني بکار مي گيرد اين است که ما نه به سمت احزاب اصلاح طلب و نه اصولگرا پيش برود، بلکه مي خواهد از هر دو جناح استفاده کند.
آيا اين به معناي محافظه کاري نيست؟
آنها مي گويند ما مي خواهيم اصلاح طلب داشته باشيم اما از نوع معتدل آن و يا اصولگرا داشته باشيم از نوع متعدل آن و مي گويند نه اينيم و نه آنيم هم اينيم و هم آنيم.
اين واژه اولين بار توسط خود روحاني مطرح شد. البته افرادي هم در مرکز بررسي هاي استراتژيک بودند که با او همکاري مي کردند؛ مانند آقاي صالحي اميري، واعظي، آشنا.
اعتدال گرايي يک گفتمان سياسي نيست و بيشتر يک رفتار سياسي است. مثلا نمي توانيم در احزاب مختلف بگوييم اين 5 حزب، احزاب اعتدالگرا هستند.
اما مي توانيم بگوييم اين احزاب اصولگرا معتدل تر هستند يا فلان احزاب اصلاح طلب معتدل هستند اما نمي توانيم بگوييم اين چند حزب اعتدالگرا هستند.
به نظر من در انتخابات هم دولت نبايد ليست انتخاباتي بدهد. بلکه بايد زمينه حضور همه جريانات را در انتخابات تسهيل کند و ما موافق حضور دولت در انتخابات چه دولت احمدي نژاد باشد و چه دولت روحاني نيستم.
يک اصلاح طلب واقعي نمي تواند افراطي باشد و اصولگراي واقعي هم نمي تواند افراطي باشد و دولت هم مدعي است هم از اصولگرايان و هم اصلاح طلبان معتدل در دستگاه اجرايي استفاده کرده است که حتي رهبر انقلاب نيز در ديدار مسئولان نظام اين شعار را تائيد کردند.
اما اگر فکر کنيم جريان اعتدال هم مانند جريان اصولگرا و اصلاح طلب يک ضلع ديگر جريانات سياسي است اينگونه نيست و وجود خارجي ندارد.
شما در صحبت هايتان گفتيد اين دولت را اصولگرا نمي دانيد اما برخي از اصلاح طلبان که اخيرا دائما در روزنامه هاي اصلاح طلب نيز مصاحبه مي کنند تاکيد دارند اين دولت برآمده از راي اصلاح طلبان است و دولت را وامدار خود مي دانند انتظار را دارند دولت مطالبات آنان را عملي سازد؟
اين را بايد قبول کنيم دولت با کمک اصلاح طلبان روي کار آمد و بخشي از بدنه دولت يازدهم را اصلاح طلب ها تشکيل مي دهند اما اين بدين مفهوم نيست که دولت اصلاح طلب است.
از طرفي هم تغييرات اين دولت بيشتر در مقامات اصلي وزارت خانه ها و معاونين استاندارها صورت گرفت اما بدنه اجرايي تفاوتي با دولت دهم ندارد. بنابراين بدنه دولت اصولگراست.
اين درست نيست که برخي از استانداران و فرمانداران رفتاري از خودشان بروز دهند که ربطي به دولت نداشته باشند. ما ترس نداريم از اينکه اصولگراها درون دولت باشند اما اين نگراني را داريم که به دولت گذشته برگرديم.
امروز بحث تشکيل مثلث خاتمي هاشمي و ناطق هست؟ چرا اصلاح طلبان به دنبال چهره هاي اصولگرا هستند؟
من اصلا اعتقاد ندارم اشخاص ليست انتخاباتي بدهند. ما بايد به دنبال تقويت احزاب برويم.
مثلا کسي مي گويد من از طرف هاشمي تائيد شدم و بعد که راي گرفت معلوم نيست مي خواهد از چه اصولي حمايت کند و ديگر کسي پاسخگو نيست.
اين بزرگان مي توانند از مجموعه ليست هايي که از سوي احزاب اعلام مي شود حمايت کنند و اين احزاب هستند که پاسخگوي افراد مي شوند؛ لذا اگر بحث از اين مثلث مي شود يعني از انديشه ها و نفوذ معنوي اينها بايد استفاده شود وگرنه ما در بحث ليست بايد به دنبال تقويت احزاب برويم.
حمايت  از حضور آقاي ناطق نوري در جريان اصلاحات چطور؟
من فکر نمي کنم ناطق نوري بخواهد وارد انتخابات شود.
امروز اصلاح طلبان تا بحث سرليستي آقايان ناطق نوري و عارف هم پيش رفته اند و سر اين موضوع بحث است.
اساسا اينکه آقاي ناطق نوري بخواهد وارد انتخابات شود خبر ندارم چون يکبار از اخوي ايشان سوال کردم گفت:" بعيد است."
الان رايزني هايي در دورن جريان اصلاحات براي حضور اقاي ناطق صورت گرفته است؟
من فکر نمي کنم آقاي ناطق نوري اراده اي براي سر ليستي داشته باشند و اين بيشتر گمانه زني است تا واقعيت.
چرا اصلاح طلبان دنبال چهره هاي اصولگرا هستند؟ زماني با چهره هاشمي و حالا ناطق نوري.
ببنيد طبيعتا ناطق نوري که رقيب خاتمي در سال 76 بود با ناطق نوري که امروزه در فضاي سياسي حرکت مي کند متفاوت است.  آن زمان همه احزاب اصولگرا از ايشان حمايت مي کردند و امروز احساس نزديکي با ايشان نمي کنند. چه اتفاقي افتاده؟ حتما ناطق نوري امروز ديدگاههايي دارد که احزاب اصولگرا آن ديدگاهها را بر نمي تابند و بعضي از آن ديدگاهها تا حد زيادي به احزاب اصلاح طلب نزديک است.
کما اينکه ديدگاهها آقاي روحاني نيز نسبت به 8 سال پيش شفاف تر شده است؛ لذا ما بايد حال فعلي افراد را ببينيم.
من فکر نمي کنم اين اعتقاد که آقاي ناطق نوري بايد سرليست باشد در احزاب اصلاحات وجود داشته باشد.

اين روزها بحثي مطرح شده مبني بر ينکه ممکن است معتدل هاي هر دو جناج براي انتخابات مجلس ليست مشترک بدهند و حتي چهره هاي سرشناس اصلاح طلبي در مصاحبه هايشان چنين پيش بيني کرده اند.
اگر فکرمي کنيد در اين زمينه  نشست هاي مشترک برگزار مي شود خير چنين چيزي نيست.
اما اينکه فکر کنيد حضور در ليست اصولگرايي خط قرمز اصلاح طلبان باشد خير چنين چيزي هم نيست. ممکن است حتي برخي از اصولگرايان در ليست اصلاح طلبان حضور داشته باشند. يا تعدادي از احزاب اصولگرا بعضي از چهره هاي اصلاح طلب را در ليست خود داشته باشد. اين فرق مي کند با اينکه بگوييم ستاد مشترکي براي ارائه يک ليست واحد بين معتدل هاي دو جناح تشکيل مي شود. چنين چيزي را بعيد مي دانم البته منفي نيست ولي در صحنه عمل غير ممکن است.
رئيس جمهور اخيرا بازي برد برد در سياست داخلي را مطرح کردند و گفتند دولت دست ياري به سوي گروهها دراز مي کند و خوشحال مي شويم اشتباهات دولت را فرياد بزنند و ما مي خواهيم با گروههاي سياسي نيز بازي برد برد داشته باشيم.
ما بايد از مجموعه مطالبات حداکثري در سياست داخلي کوتاه بيائيم، البته همه احزاب بايد اينگونه رفتار کنند و تماميت خواهي و انحصار طلبي را چه در جبهه اصولگرايي و چه جبهه اصلاح طلبي کنار بگذاريم .
ذات قدرت سياسي هست که اگر گروهي انحصار طلبانه رفتار کرد گروه مقابل حالت تقابلي داشته باشد، ممکن است يک دوره يک جريان سياسي باشد و بايد قبول کرد در بازي قدرت ممکن است جريان مقابل هم روي قدرت بيايد.
مثلا برخي ها مي گويد هرکس اصلاح طلب است فتنه گر است و نمي خواهيم اينان در قدرت باشند. به صرف اينکه کسي در حزب اصلاح طلب است نبايد بگوييم که فتنه گر است.
بازي برد - برد اين است کسانيکه از لحاظ قانوني مشکلي ندارند بتوانند در بازي شرکت کنند؛ معتقد هستم مي شود در عرصه سياست داخلي هم بازي برد - برد داشت.
اما بايد توجه داشت که همه فعاليت سياسي دخالت در قدرت نيست بخشي از آن کارهاي فرهنگي و تقويت ديدگاه سياسي مردم است. مثلا من در عرصه دفاع مقدس حاضرم تحدّي بکنم که من ارزشي تر هستم يا برخي از آقايان.
من رئيس شوراي هماهنگي اصلاحاتم که داوطلبانه به جبهه رفتم و جانباز محسوب مي شوم و هيچ وقت هم از نظام فاصله نداشتم. استاد فقه سياسي هستم. شاگرد آيت الله مهدوي کني بودم ؛ اما يکبار هم براي سخنراني نماز جمعه دعوت نمي شوم. اين نگاهها نگاه بازي برد - برد نيست.

  • دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.
  • افزودن دیدگاه


JahanEghtesadNewsPaper

جستجو


  |