چین، خاورمیانه و توافق با ایران

0
۵۵۰ بازدید

دکتر هاشم اورعی-استاد دانشگاه صنعتی شریف-در خاورمیانه چین از موقعیت خاصی برخوردار است. برای سیاست مداران دولت ورشکسته لبنان حکم دستگاه خودپردازی دارد که می تواند میلیاردها دلار به جیب آنها بریزد تا آنان بتوانند موقعیت سیاسی خود را حفظ کنند. برای دولت بشار اسد نیز می تواند نقش قهرمان داستان را ایفاء کند و با پا نهادن به میدان این کشور ویران را یک تنه بازسازی کند.

در ۱۰ مهر ماه رئیس جمهور کشورمان اعلام کرد که گام مهمی در روابط ایران و چین برداشته شده است. مدتیست که دو کشور در مورد توافقی ۲۵ ساله مذاکره می کنند لیکن جزئیاتی در این زمینه منتشر نشده است. اخبار منتشر شده حاکی از آن است که چین در بخش های مختلف از جمله حمل و نقل، مخابرات و انرژی هسته ای سرمایه گذاری خواهد کرد و سهم مشخصی از صادرات فرآورده های نفتی ایران را به خود اختصاص خواهد داد.

این مذاکرات تا حدودی حساسیت واشنگتن را برانگیخته است. مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا هشدار داد که چنین توافقی می تواند به کاهش ثبات و امنیت منطقه بیانجامد. البته دیپلماسی چین در خاورمیانه همواره بر وعده زیاد و عمل کم استوار بوده و مذاکرات اخیر نیز از این قاعده مستثنی نیست.

با خروج آمریکا از برجام و اعمال فشار حداکثری، برخی معتقد بودند چین با نزدیک شدن به ایران از شرایط ایجاد شده استفاده حداکثری خواهد کرد. ولی چنین اتفاقی رخ نداد. سال گذشته تجارت بین دو کشور به میزان یک سوم کاهش یافت و در ۸ ماه اول سال جاری میلادی واردات چین از ایران با ۶۲درصد کاهش از ۱۰.۱ به ۳.۹ میلیارد دلار رسیده است. ولی صادرات چین به ایران تنها ۷درصد کاهش یافته و بدین ترتیب می توان گفت ایران هنوز به کالاهای چینی نیاز دارد علیرغم اینکه چین نیاز چندانی به نفت ایران ندارد.

برخلاف ایالات متحده، سیاست دولت چین داشتن رابطه اقتصادی با همه کشورهای خاورمیانه است. ولی عمیق شدن رابطه چین با ایران با محدودیت های جدی مواجه است. طبیعی است چین به رابطه با آمریکا اهمیت بیشتری بدهد تا با ایران، و به همین دلیل برای جلوگیری از هر گونه عکس العمل آمریکا از خیر قرارداد ۵ میلیارد دلاری توسعه ذخایر گاز در پارس جنوبی گذشت.

از نظر چین روابط با کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس بیشترین اهمیت را دارد و در مقابل این کشورها تا حدودی توسعه روابط چین با ایران را بر می تابند. به عنوان مثال در ماه ژوئن چین با قطعنامه آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر الزام ایران به اجازه بازرسی از دو سایت هسته ای مخالفت کرد و این اقدام چین با مخالفت جدی کشورهای عرب مواجه نشد. ولی باید قبول کرد که ایجاد پایگاه نظامی در خلیج فارس و یا فروش مقدار قابل توجهی سلاح به ایران مساله دیگریست که ممکن است روابط این کشور با کشورهای منطقه را به مخاطره بیاندازد. در سفر اخیر وزیر امور خارجه ایران به چین برای ادامه مذاکره درباره توافق بین دو کشور مشخص شد که مساله دشوارتر از آن است که درآینده نزدیک به نتیجه نهایی برسد.  در این دور از مذاکرات مقامات چینی به کلی گویی بسنده کرده و به نوعی پای سایر کشورهای منطقه را نیز به میان کشیدند. بلافاصله پس از سفر ظریف به پکن رئیس جمهور چین نماینده ویژه خود را همراه با نامه ای به دیدار ولیعهد امارات فرستاد و پیام وی این بود که چین برای روابط خود با کشورهای امارات و عربستان اهمیت ویژه ای قائل است. بدین ترتیب می توان به این نتیجه رسید که برخورد سرد مقامات چینی در آخرین دور مذاکرات با ایران حاوی این پیام است که مادامی که ایران مشکلات خود را با کشورهای منطقه حل و فصل نکند، امکان نهایی کردن قرارداد ۲۵ ساله وجود ندارد.

اما رفتار چین با ایران در ارتباط با توافق پیش رو کاملاً طبیعیست چون این کشور همواره روابط خارجی اش را بر مبنای منافع اقتصادی تدوین می کند. در این راستا امارات یکی از مهم ترین شرکای تجاری چین در جهان عرب است و ۲۸درصد از تجارت غیرنفتی چین با منطقه را به خود اختصاص می دهد به طوری که قبل از شیوع ویروس کرونا ارزش تجارت بین دو کشور به ۵۰ میلیارد دلار در سال رسید. در سال ۲۰۱۹ میلادی صادرات نفت امارات به چین با رشدی ۹.۵ درصدی نسبت به سال قبل از آن به ۷.۳ میلیارد دلار رسید. اما آمار اقتصادی در مورد روابط تجاری چین و عربستان حتی جالب توجه تر است. در سال ۲۰۱۹ میلادی ارزش کل تجارت بین دو کشور به ۸۰ میلیارد دلار رسید که چین را به بزرگترین شریک تجاری عربستان و هم چنین به بزرگترین شریک تجاری چین در غرب آسیا تبدیل کرده است. در سال های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ میلادی، عربستان به طور متوسط روزانه ۱.۸ تا ۲ میلیون بشکه نفت به چین صادر کرده و در سال ۲۰۱۹ میلادی با رشد ۳۵ درصدی نسبت به سال قبل از آن ۱۶.۸ درصد از نیازهای نفتی پکن را تامین کرده است. باید توجه داشت که ۴۵درصد از نیاز نفتی چین از منطقه خاورمیانه تامین می شود و عربستان و امارات نقش ستون های انرژی چین را ایفاء می کنند.

ساده انگاریست چنانچه تنها عامل تاثیرگذار بر روابط ایران و چین را تحریم های آمریکا علیه ایران دانست. باید اهمیت تجارت چین با ایالات متحده را نیز به این معادله افزود. طبق آمار رسمی ارزش صادرات چین به آمریکا معادل ۵۵۷ میلیارد دلار است و لذا پکن قطعاً قبل از امضاء هر توافق نامه ای با ایران تاثیر آن را بر روابط تجاریش با آمریکا با دقت تمام مورد بررسی قرار خواهد داد.

به جز ملاحضات فوق، بد نیست نگاهی به عملکرد چین در مقابل ایران در چند دهه اخیر داشته باشیم. در جنگ ایران و عراق، چین در مجموع بیش از ۱.۸ میلیارد دلار به ایران اسلحه فروخت در حالی که مقدار اسلحه فروخته شده به عراق سه برابر این رقم بود. در اواسط دهه ۸۰ در آستانه ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت، چین با آمریکا همراه شده و علیه ایران رای داد. این کشور به قطعنامه بسیار تند ۱۹۲۹ شورای امنیت علیه ایران هم رای مثبت داد. پس از خروج آمریکا از برجام در تاریخ ۹۷.۲.۱۸، علی اکبر ولایتی پس از سفر به پکن اعلام کرد که این کشور علیرغم تحریم آمریکا به خرید نفت ایران ادامه خواهد داد. ولی در عمل شاهد آنیم که واردات نفت چین از ایران در سال ۲۰۱۹ میلادی نسبت به سال قبل از آن ۵۳درصد کاهش یافته و در ماه آخر این سال تنها ۱۰۰ هزار بشکه در روز یعنی یک هفتم مقدار آن قبل از اعمال تحریم های آمریکا بوده است.

مخلص کلام اینکه صرف نظر از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا دل بستن به توافق نامه با چین توهمی بیش نیست و این نکته را وزیر خارجه این کشور در دیدار ۹ اکتبر خود با مقامات ایرانی به زبان دیپلماتیک ولی با صراحت تمام اعلام کرد که بدون بهبود روابط خود با کشورهای منطقه ایران نمی تواند انتظار ارتقای روابط با پکن داشته باشد. در چنین شرایطی دل بستن به چین، چه با توافق نامه و چه بدون آن، ادامه راه کج در سیاست خارجی کشور بوده و شاهد آن خواهیم بود که کشورمان کماکان به موضوع مجادله بین قدرت های بزرگ تبدیل شده و در بزنگاه ها قربانی مصالحه میان آنها خواهد شد. ممکن  است امضاء توافق نامه بلند مدت با چین برای ایران حائز اهمیت زیادی باشد ولی برای چین، ایران سربازی بر روی صفحه بزرگ شطرنج جهانی بیش نیست.

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=118500