هورا ! روحانی گفت نمی توانیم !

0
۲۶۴ بازدید

ناصر ذاکری
هورا ! رئیس جمهور در کنفرانس اقتصاد ایران چند جمله درباب موانع بر سر راه حذف خانوارهای مرفه از سیاهه دریافت کنندگان یارانه گفته، که می شود از آن ها یک عبارت “نمی توانیم …” بیرون کشید! تیتر صفحه اولمان تأمین شد! می توان حدس زد این جملات یا مشابه آن عصر یکشنبه گذشته بین دست اندرکاران یک روزنامه پرتیراژ ردوبدل شده باشد!
قصد طنزپردازی و بذله گویی ندارم. اما گاه و بیگاه که در فضای رقابت سیاسی امروز جامعه مان دقیق می شوم و رفتار “تازه به دوران رسیده” های عرصه سیاست را مطالعه می کنم، به این نتیجه می رسم که در نبود احزاب قدرتمند و ریشه دار و دارای شناسنامه، فعالیت سیاسی این سیاست پیشگان تا سطح یک طنز تلخ و گزنده تنزل کرده است.
سخنان رئیس جمهور در کنفرانس مزبور از جهات متعدد قابل تأمل و بررسی بود: دعوت از اهل علم و اساتید علم اقتصاد به ارائه رهنمود، آمادگی دولت برای “شنیدن” از کارشناسان و اهل فن، ایستادگی دولت پای میثاق دروغ نگفتن به مردم، ضرورت “شنیدن” از مردم در قالب همه پرسی، تأکید بر اجرای اصول فراموش شده قانون اساسی، خودداری از اقدامات نسنجیده و کارشناسی نشده، تشویق نخبگان به ارائه راهکارهای اصیل ترجمه نشده، و … .
به راستی اگر یک تیم حرفه ای در سخنان او جستجو می کرد تا تیتر مناسبی برای صفحه اول روزنامه اش انتخاب کند، بی اغراق قدری با مشکل روبرو می شد، زیرا بسیاری از نکات مورد نظر او در حد و اندازه “تیتر شدن” بودند.
اما روزنامه ای که هدفش نه انعکاس درست و منصفانه واقعیت ها و کمک به رشد سیاسی و فرهنگی جامعه امروز، و نه دمیدن روح امید در جامعه است، به اصطلاح از بین ۱۲۴۰۰۰ پیامبر جرجیس را انتخاب می کند! تمام تلاش این تیم رسانه ای این است که عدم کارآمدی دولت را به مردم بنمایاند و بین دولت با مردمی که به امید تدبیر و امیدش به آن رأی داده اند، فاصله ایجاد کند.
رئیس جمهور در قالب درددلی صادقانه با کارشناسان برجسته حوزه اقتصاد از دشواری های شناسایی افراد پردرآمد و حذف آن ها از لیست گیرندگان یارانه سخن می گوید؛ کار به این آسانی نیست، اگر بدون اطلاعات کافی افرادی را خط بزنیم، مشکلاتی پیش می آید و … . و سپس از آنان کمک می خواهد زیرا روش هایی که تا حالا مطرح شده، رئیس دولت را قانع نکرده است. او نمی خواهد بدون کار کارشناسی قابل اتکاء حرکتی بکند و به اصطلاح گز نکرده پاره کند.
اما “روزنامه دار” منتقد دولت کاری به این کارها ندارد. او وظیفه دارد فقط ناتوانی دولت را به رخ بکشد و به مطامع سیاسی خود برسد. رفتار چنین روزنامه داری بسیار شبیه رفتار احزاب مخالف جمهوری اسلامی در سال اول عمر خود است. آن احزاب برنامه شان فقط و فقط پیاده کردن مردم از کشتی انقلاب بود با این امید که درصدی هر چند کوچک از آن ها سوار قایق های زواردررفته گروه های آن زمان بشوند. چون می دانستند در یک انتخابات آزاد و مردمی، هرگز شانسی برای پیروزی ندارند.
شگفتا که روزنامه دار منتقد که سودای خام برنده شدن می پزد، اشاره ای به همه پرسی و “شنیدن از مردم” به عنوان شاه بیت سخنان رئیس جمهور نمی کند. شاید هم البته جای شگفتی نباشد! چون این دلاور می داند اگر اصل بر چنین پرسشی باشد، او و امثال او باید به فکر تغییر شغل و حرفه برآیند و اموال حجره خود را به علت تغییر شغل به حراج بگذارند!
اما این همه ماجرا نیست!
اگر این منتقدان با پول خود و همفکرانشان روزنامه ای راه می انداختند، چندان حرجی بر آنان نبود و فقط از این نظر که روش غیر منصفانه ای در نقد دولت برگزیده و پا جای پای احزاب و گروه های معلوم الحال اوایل انقلاب گذاشته اند، از آنان گله می کردم. حتی اگر به لطایف الحیل رسانه ای شبه خصوصی راه می انداختند و با استفاده از رانت دسترسی به اموال عمومی آن را “تقویت” می کردند، بازهم خیلی برآشفته نمی شدم. هرچند که تازه جزو رسانه هایی می شد که همانگونه که مورد توجه دبیر شورایعالی امنیت ملی نیز قرار گرفته است، بودجه می گیرند تا تخریب کنند!
اما روزنامه ای که متعلق به مردم شهر تهران است، چرا باید در خدمت یک تفکر سیاسی آنچنانی باشد؟ آیا می توان روزنامه متعلق به “مردم” را برای اهداف جناحی مصادره کرد؟ شاید روزنامه دار پاسخ بدهد که هدف ما انعکاس اخبار و وقایع است و بنا نیست ثناگوی دولت باشیم! درست است، باشد! اما اگر هدف انعکاس بیطرفانه اخبار و دیدگاه هاست، می توانید بگویید آخرین باری که دیدگاهی مخالف تفکر روزنامه دار را منتشر کرده اید، کی بوده؟ آیا این درست است که خط مشی و رویه اطلاع رسانی روزنامه متعلق به مردم تهران تابعی از سلیقه و گرایش سیاسی کسی باشد که به عنوان شهردار بر صندلی ریاست می نشیند؟ آیا باید روزنامه مردم تهران در خدمت “حزب” و گروهی باشد که آقای مدیر مصلحتش را در اظهار وابستگی به آن می بیند؟
بی مناسبت نیست در پایان به خاطره ای اشاره کنم: بهار سال ۱۳۷۶ که تنور تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری و مبارزه رسانه ای کاندیداها در حال داغ شدن بود، رهنمودی خردمندانه، حکیمانه و دوراندیشانه رسید: روزنامه هایی که با پول بیت المال اداره می شوند، کاری به تبلیغ کاندیداها نداشته باشند! هرچند این رهنمود به درستی درک و اجرا نشد، اما هنوز هم گویی نیازمند چنین رهنمودهایی هستیم.

ناصر ذاکری
هورا ! رئیس جمهور در کنفرانس اقتصاد ایران چند جمله درباب موانع بر سر راه حذف خانوارهای مرفه از سیاهه دریافت کنندگان یارانه گفته، که می شود از آن ها یک عبارت “نمی توانیم …” بیرون کشید! تیتر صفحه اولمان تأمین شد! می توان حدس زد این جملات یا مشابه آن عصر یکشنبه گذشته بین دست اندرکاران یک روزنامه پرتیراژ ردوبدل شده باشد!
قصد طنزپردازی و بذله گویی ندارم. اما گاه و بیگاه که در فضای رقابت سیاسی امروز جامعه مان دقیق می شوم و رفتار “تازه به دوران رسیده” های عرصه سیاست را مطالعه می کنم، به این نتیجه می رسم که در نبود احزاب قدرتمند و ریشه دار و دارای شناسنامه، فعالیت سیاسی این سیاست پیشگان تا سطح یک طنز تلخ و گزنده تنزل کرده است.
سخنان رئیس جمهور در کنفرانس مزبور از جهات متعدد قابل تأمل و بررسی بود: دعوت از اهل علم و اساتید علم اقتصاد به ارائه رهنمود، آمادگی دولت برای “شنیدن” از کارشناسان و اهل فن، ایستادگی دولت پای میثاق دروغ نگفتن به مردم، ضرورت “شنیدن” از مردم در قالب همه پرسی، تأکید بر اجرای اصول فراموش شده قانون اساسی، خودداری از اقدامات نسنجیده و کارشناسی نشده، تشویق نخبگان به ارائه راهکارهای اصیل ترجمه نشده، و … .
به راستی اگر یک تیم حرفه ای در سخنان او جستجو می کرد تا تیتر مناسبی برای صفحه اول روزنامه اش انتخاب کند، بی اغراق قدری با مشکل روبرو می شد، زیرا بسیاری از نکات مورد نظر او در حد و اندازه “تیتر شدن” بودند.
اما روزنامه ای که هدفش نه انعکاس درست و منصفانه واقعیت ها و کمک به رشد سیاسی و فرهنگی جامعه امروز، و نه دمیدن روح امید در جامعه است، به اصطلاح از بین ۱۲۴۰۰۰ پیامبر جرجیس را انتخاب می کند! تمام تلاش این تیم رسانه ای این است که عدم کارآمدی دولت را به مردم بنمایاند و بین دولت با مردمی که به امید تدبیر و امیدش به آن رأی داده اند، فاصله ایجاد کند.
رئیس جمهور در قالب درددلی صادقانه با کارشناسان برجسته حوزه اقتصاد از دشواری های شناسایی افراد پردرآمد و حذف آن ها از لیست گیرندگان یارانه سخن می گوید؛ کار به این آسانی نیست، اگر بدون اطلاعات کافی افرادی را خط بزنیم، مشکلاتی پیش می آید و … . و سپس از آنان کمک می خواهد زیرا روش هایی که تا حالا مطرح شده، رئیس دولت را قانع نکرده است. او نمی خواهد بدون کار کارشناسی قابل اتکاء حرکتی بکند و به اصطلاح گز نکرده پاره کند.
اما “روزنامه دار” منتقد دولت کاری به این کارها ندارد. او وظیفه دارد فقط ناتوانی دولت را به رخ بکشد و به مطامع سیاسی خود برسد. رفتار چنین روزنامه داری بسیار شبیه رفتار احزاب مخالف جمهوری اسلامی در سال اول عمر خود است. آن احزاب برنامه شان فقط و فقط پیاده کردن مردم از کشتی انقلاب بود با این امید که درصدی هر چند کوچک از آن ها سوار قایق های زواردررفته گروه های آن زمان بشوند. چون می دانستند در یک انتخابات آزاد و مردمی، هرگز شانسی برای پیروزی ندارند.
شگفتا که روزنامه دار منتقد که سودای خام برنده شدن می پزد، اشاره ای به همه پرسی و “شنیدن از مردم” به عنوان شاه بیت سخنان رئیس جمهور نمی کند. شاید هم البته جای شگفتی نباشد! چون این دلاور می داند اگر اصل بر چنین پرسشی باشد، او و امثال او باید به فکر تغییر شغل و حرفه برآیند و اموال حجره خود را به علت تغییر شغل به حراج بگذارند!
اما این همه ماجرا نیست!
اگر این منتقدان با پول خود و همفکرانشان روزنامه ای راه می انداختند، چندان حرجی بر آنان نبود و فقط از این نظر که روش غیر منصفانه ای در نقد دولت برگزیده و پا جای پای احزاب و گروه های معلوم الحال اوایل انقلاب گذاشته اند، از آنان گله می کردم. حتی اگر به لطایف الحیل رسانه ای شبه خصوصی راه می انداختند و با استفاده از رانت دسترسی به اموال عمومی آن را “تقویت” می کردند، بازهم خیلی برآشفته نمی شدم. هرچند که تازه جزو رسانه هایی می شد که همانگونه که مورد توجه دبیر شورایعالی امنیت ملی نیز قرار گرفته است، بودجه می گیرند تا تخریب کنند!
اما روزنامه ای که متعلق به مردم شهر تهران است، چرا باید در خدمت یک تفکر سیاسی آنچنانی باشد؟ آیا می توان روزنامه متعلق به “مردم” را برای اهداف جناحی مصادره کرد؟ شاید روزنامه دار پاسخ بدهد که هدف ما انعکاس اخبار و وقایع است و بنا نیست ثناگوی دولت باشیم! درست است، باشد! اما اگر هدف انعکاس بیطرفانه اخبار و دیدگاه هاست، می توانید بگویید آخرین باری که دیدگاهی مخالف تفکر روزنامه دار را منتشر کرده اید، کی بوده؟ آیا این درست است که خط مشی و رویه اطلاع رسانی روزنامه متعلق به مردم تهران تابعی از سلیقه و گرایش سیاسی کسی باشد که به عنوان شهردار بر صندلی ریاست می نشیند؟ آیا باید روزنامه مردم تهران در خدمت “حزب” و گروهی باشد که آقای مدیر مصلحتش را در اظهار وابستگی به آن می بیند؟
بی مناسبت نیست در پایان به خاطره ای اشاره کنم: بهار سال ۱۳۷۶ که تنور تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری و مبارزه رسانه ای کاندیداها در حال داغ شدن بود، رهنمودی خردمندانه، حکیمانه و دوراندیشانه رسید: روزنامه هایی که با پول بیت المال اداره می شوند، کاری به تبلیغ کاندیداها نداشته باشند! هرچند این رهنمود به درستی درک و اجرا نشد، اما هنوز هم گویی نیازمند چنین رهنمودهایی هستیم.

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=550