نفت دویست دلاری ؛ رویایی که تعبیر نشد

0
۶۲۶ بازدید

ناصر ذاکری

دیروز به لطف فضای مجازی دوباره مصاحبه آخرین وزیر نفت دولت دهم را خواندم که ایشان در تابستان سال ۱۳۹۰پیش بینی کرده بود: “در صورت تحریم نفت ایران، قیمت نفت از دویست دلار هم فراتر خواهد رفت”. یکبار دیگر خاطرات ناخوش آن روزها پیش چشمم زنده شد.

قصد به اصطلاح متلک گویی و عیب جویی و … ندارم. هر کارشناس و تحلیلگر برجسته جهانی، فهرستی از پیش بینی های نادرست و غلط در کارنامه گذشته خود دارد و این چندان عجیب نیست. در واقع، وقتی یک پیش بینی کارشناسانه محقق نمی شود، ناظران به این نکته توجه می کنند که در آن پیش بینی چه عامل یا عواملی از قلم افتاده و مورد بررسی قرار نگرفته اند؟ نقش کدام عامل تأثیرگذار کم رنگ تر از میزان واقعی یا پررنگ تر دیده شده است؟ کدام اتفاق غیرمنتظره افتاده که در زمان ارائه پیش بینی، کارشناس مورد نظر اشرافی به آن نداشته است؟ و سؤالاتی از این قبیل.

اما هر حدس و اعلام نظر نسبت به آینده را نمی توان پیش بینی کارشناسانه و دارای ارزش بحث و بررسی دانست، حتی اگر درست هم از آب دربیاید! باید دید کارشناس و تحلیلگر دانشمندمان به چه اطلاعاتی استناد کرده و چگونه محاسباتش را انجام داده است.

اگر شما در همان سال ۱۳۹۰ از یک جوانک تازه دانشجوی رشته اقتصاد می پرسیدید که: “اگر نفت ایران تحریم شود، چه بر سر قیمت نفت خواهدآمد؟” ، احتمالاً آن جوان در پاسخ به سؤال شما به واقعیات زیر توجه می کرد:

۱ – تقاضای جهانی نفت در چه سطحی است؟

۲ – سهم اوپک و به ویژه ایران در تأمین تقاضای جهانی نفت چقدر است؟

۳ – کیفیت نفت ایران با سایر محصولات عرضه شده به بازار تا چه میزان متمایز است؟

۴ – ظرفیت تولید بیکار سایر تولیدکنندگان نفت برای این که جای خالی نفت ایران را در بازار پر کنند، چقدر است؟

۵ – مصرف کنندگان عمده نفت در سطح جهان چقدر نفت ذخیره دارند (ذخایر استراتژیک)؟

۶ – کشش قیمتی تقاضای جهانی نفت چقدر است؟

و … .

احتمالاً نکته ای که آن جوانک دانشجو از آن غافل می شد، البته به دلیل سرد و گرم روزگار نکشیدن!، تفاوت مصرف انرژی در فصل های سرد و گرم و تأثیر بالقوه آن روی تقاضای نفت خام بود. صد البته ناگفته پیداست منظور من از جوانک دانشجو کسی است که در فضایی رقابتی درس خوانده، امتحان داده، نمره خوب گرفته، و وارد دانشگاه شده است، نه کسی که می تواند با لطایف الحیل هرگونه کنکور و آزمونی را دور بزند، و بورس اعزام به خارج هم بگیرد! و نه آن دانشجوی مستعد و بخت برگشته ای که بنا بود در سال های بعد پای درس چنین استاد فرزانه ای بنشیند و از چشمه جوشان علم و دانش او بهره مند شود!

حال برگردیم به ماجرای پیش بینی وزیر محترم وقت. به راستی ایشان که لابد به دلیل تجربه و توان کارشناسی و شم بالای اقتصادی و سیاسی برای منصب وزارت نفت آن هم در دوره ای پرآشوب مناسب تشخیص داده شده است، با استناد به چه عدد و رقمی و چه محاسباتی فکر می کند با تحریم نفتی ایران و کاهش حضور ایران در بازار جهانی نفت، قیمت نفت دوبرابر خواهد شد؟ توضیحاً در آن زمان قیمت نفت قدری بالاتر از یکصد دلار بود. همچنین باید به این نکته توجه کنیم که طبعاً وزیر محترم وقت به تیم مشاورانی متشکل از بهترین و مجرب ترین کارشناسان کشور در عرصه تجارت نفت دسترسی داشته و با بهره گیری از رهنمود کارشناسی آنان لب به سخن گشوده اند.

طبعاً این رقم دویست دلار که وزیر وقت می گوید، حاصل یک مطالعه و محاسبه ای است. یعنی اعدادی در هم ضرب و به عددی دیگر تقسیم شده اند و حاصل این محاسبه رقم دویست دلار شده است. آیا این محاسبات و این اطلاعات پایه قابل ارائه است؟

همان گونه که گفتم، حتی اگر چنین پیش بینی فاقد پایه علمی و محاسباتی، اتفاقاً درست هم از آب دربیاید، نمی تواند ارائه دهنده اش را از تیغ تیز نقد نجات دهد. اصل “از کجا آورده ای؟” حتی اگر در عرصه امور مالی و دارایی افراد (حداقل فعلاً) قابلیت اجرا نداشته باشد، درباب نقد و بررسی چنین پیش بینی ها و تحلیل هایی قابل طرح است!

ممکن است وزیر محترم وقت در دفاع از این پیش بینی عجیب خود، به تحلیل چند ماه پیش آدام اسلاتر پژوهشگر اقتصادی مؤسسه آکسفورد اکونومیکز استناد کند که او هم پیش بینی افزایش قیمت نفت به سطح دویست دلار را در صورت تحریم روسیه مطرح کرده است! اما باید دانست استناد به پیش بینی آقای اسلاتر کمکی به وزیر محترم وقت نمی کند. اسلاتر بر اساس اطلاعات و آمار و ارقام و با توجه به سهم روسیه در بازار نفت و گاز اروپا، تحلیل کرده است و تحلیلش به عنوان یک مطالعه کارشناسانه قابل نقد و بررسی است. از این رو می توان گفت، بین پیش بینی دویست دلاری آقای اسلاتر در تابستان سال ۹۳ با پیش بینی و در اصل تخیلات دویست دلاری وزیر محترم وقت در تابستان ۹۰ فاصله زمانی فقط سه سال است، اما فاصله متدی، از خیال بافی است تا تحلیل کارشناسانه. هر دو دویست دلاری هستند اما این کجا و آن کجا.

حال قدری از بحث قیمت نفت فراتر برویم. فکرش را بکنید مجموعه سیاست هایی به عنوان دیدگاه یک حزب و گروه سیاسی برای اداره کشور، تدوین شده و به اجرا هم گذاشته می شود. اما هیچکدام از اصول مورد نظر پایه علمی و کارشناسی قابل قبول ندارد، زیرا بر پایه چنین پیش بینی ها و تحلیل های عجیبی استوارند. از ماجرای تغییر ساعت رسمی کشور گرفته، تا انتقال سازمان های دولتی به شهرهای دیگر، طرح دورکاری، واگذاری زمین به همه برای کاشت و برداشت تره بار، واگذاری زمین بدون امکانات زیربنایی برای ساخت مجتمع های مسکونی ارزان قیمت، افزایش وسعت کشور آن هم به میزان نزدیک به بیست درصد با استفاده از دستگاه های جدیدی که اخیراً خریداری شده!، انتقال آب دریا از فلان جا به فلان جای دیگر، دور زدن تحریم ها و تبدیل تهدیدها به فرصت ها و ساختن ظرفیت های جدید، کاغذپاره بودن قطعنامه های شورای امنیت، بی اهمیت بودن ثبت جهانی میراث فرهنگی و تاریخی کشور و ده ها دیدگاه و سیاست عجیب و غریب دیگر، همه و همه براساس چنین تصورات و حدسیاتی که هیچکدام قابلیت دفاع در یک ارزیابی کارشناسانه ندارند، ساخته و پرداخته شده اند.

البته وزیر محترم وقت در مصاحبه اش به موارد دیگری هم اشاره کرده که تحلیل و ارزیابی آن ها فرصتی بیشتر طلب می کند. فقط لازم می دانم در باب پیش بینی عجیب و محقق نشده ایشان به داستانی تاریخی اشاره کنم:

انوری شاعر معروف که با حفظ سمت، منجم نیز بوده است پیشگویی کرده بود که در روزی خاص بادهای سخت و توفان‌های سهمگین وزیده و شهر را ویران می کند؛ آن روز هوا چنان آرام بود که حتی شمعی هم خاموش نشد. شاعری دو بیت زیر را درباره پیشگویی انوری جهت ثبت در تاریخ سرود: گفت انوری که در اثر بادهای سخت

ویران شود سراچه و ملک سکندری

در روز حکم او نوزیدست هیچ باد

یا «مرسل الریاح» تو دانی و انوری!

ناصر ذاکری

دیروز به لطف فضای مجازی دوباره مصاحبه آخرین وزیر نفت دولت دهم را خواندم که ایشان در تابستان سال ۱۳۹۰پیش بینی کرده بود: “در صورت تحریم نفت ایران، قیمت نفت از دویست دلار هم فراتر خواهد رفت”. یکبار دیگر خاطرات ناخوش آن روزها پیش چشمم زنده شد.

قصد به اصطلاح متلک گویی و عیب جویی و … ندارم. هر کارشناس و تحلیلگر برجسته جهانی، فهرستی از پیش بینی های نادرست و غلط در کارنامه گذشته خود دارد و این چندان عجیب نیست. در واقع، وقتی یک پیش بینی کارشناسانه محقق نمی شود، ناظران به این نکته توجه می کنند که در آن پیش بینی چه عامل یا عواملی از قلم افتاده و مورد بررسی قرار نگرفته اند؟ نقش کدام عامل تأثیرگذار کم رنگ تر از میزان واقعی یا پررنگ تر دیده شده است؟ کدام اتفاق غیرمنتظره افتاده که در زمان ارائه پیش بینی، کارشناس مورد نظر اشرافی به آن نداشته است؟ و سؤالاتی از این قبیل.

اما هر حدس و اعلام نظر نسبت به آینده را نمی توان پیش بینی کارشناسانه و دارای ارزش بحث و بررسی دانست، حتی اگر درست هم از آب دربیاید! باید دید کارشناس و تحلیلگر دانشمندمان به چه اطلاعاتی استناد کرده و چگونه محاسباتش را انجام داده است.

اگر شما در همان سال ۱۳۹۰ از یک جوانک تازه دانشجوی رشته اقتصاد می پرسیدید که: “اگر نفت ایران تحریم شود، چه بر سر قیمت نفت خواهدآمد؟” ، احتمالاً آن جوان در پاسخ به سؤال شما به واقعیات زیر توجه می کرد:

۱ – تقاضای جهانی نفت در چه سطحی است؟

۲ – سهم اوپک و به ویژه ایران در تأمین تقاضای جهانی نفت چقدر است؟

۳ – کیفیت نفت ایران با سایر محصولات عرضه شده به بازار تا چه میزان متمایز است؟

۴ – ظرفیت تولید بیکار سایر تولیدکنندگان نفت برای این که جای خالی نفت ایران را در بازار پر کنند، چقدر است؟

۵ – مصرف کنندگان عمده نفت در سطح جهان چقدر نفت ذخیره دارند (ذخایر استراتژیک)؟

۶ – کشش قیمتی تقاضای جهانی نفت چقدر است؟

و … .

احتمالاً نکته ای که آن جوانک دانشجو از آن غافل می شد، البته به دلیل سرد و گرم روزگار نکشیدن!، تفاوت مصرف انرژی در فصل های سرد و گرم و تأثیر بالقوه آن روی تقاضای نفت خام بود. صد البته ناگفته پیداست منظور من از جوانک دانشجو کسی است که در فضایی رقابتی درس خوانده، امتحان داده، نمره خوب گرفته، و وارد دانشگاه شده است، نه کسی که می تواند با لطایف الحیل هرگونه کنکور و آزمونی را دور بزند، و بورس اعزام به خارج هم بگیرد! و نه آن دانشجوی مستعد و بخت برگشته ای که بنا بود در سال های بعد پای درس چنین استاد فرزانه ای بنشیند و از چشمه جوشان علم و دانش او بهره مند شود!

حال برگردیم به ماجرای پیش بینی وزیر محترم وقت. به راستی ایشان که لابد به دلیل تجربه و توان کارشناسی و شم بالای اقتصادی و سیاسی برای منصب وزارت نفت آن هم در دوره ای پرآشوب مناسب تشخیص داده شده است، با استناد به چه عدد و رقمی و چه محاسباتی فکر می کند با تحریم نفتی ایران و کاهش حضور ایران در بازار جهانی نفت، قیمت نفت دوبرابر خواهد شد؟ توضیحاً در آن زمان قیمت نفت قدری بالاتر از یکصد دلار بود. همچنین باید به این نکته توجه کنیم که طبعاً وزیر محترم وقت به تیم مشاورانی متشکل از بهترین و مجرب ترین کارشناسان کشور در عرصه تجارت نفت دسترسی داشته و با بهره گیری از رهنمود کارشناسی آنان لب به سخن گشوده اند.

طبعاً این رقم دویست دلار که وزیر وقت می گوید، حاصل یک مطالعه و محاسبه ای است. یعنی اعدادی در هم ضرب و به عددی دیگر تقسیم شده اند و حاصل این محاسبه رقم دویست دلار شده است. آیا این محاسبات و این اطلاعات پایه قابل ارائه است؟

همان گونه که گفتم، حتی اگر چنین پیش بینی فاقد پایه علمی و محاسباتی، اتفاقاً درست هم از آب دربیاید، نمی تواند ارائه دهنده اش را از تیغ تیز نقد نجات دهد. اصل “از کجا آورده ای؟” حتی اگر در عرصه امور مالی و دارایی افراد (حداقل فعلاً) قابلیت اجرا نداشته باشد، درباب نقد و بررسی چنین پیش بینی ها و تحلیل هایی قابل طرح است!

ممکن است وزیر محترم وقت در دفاع از این پیش بینی عجیب خود، به تحلیل چند ماه پیش آدام اسلاتر پژوهشگر اقتصادی مؤسسه آکسفورد اکونومیکز استناد کند که او هم پیش بینی افزایش قیمت نفت به سطح دویست دلار را در صورت تحریم روسیه مطرح کرده است! اما باید دانست استناد به پیش بینی آقای اسلاتر کمکی به وزیر محترم وقت نمی کند. اسلاتر بر اساس اطلاعات و آمار و ارقام و با توجه به سهم روسیه در بازار نفت و گاز اروپا، تحلیل کرده است و تحلیلش به عنوان یک مطالعه کارشناسانه قابل نقد و بررسی است. از این رو می توان گفت، بین پیش بینی دویست دلاری آقای اسلاتر در تابستان سال ۹۳ با پیش بینی و در اصل تخیلات دویست دلاری وزیر محترم وقت در تابستان ۹۰ فاصله زمانی فقط سه سال است، اما فاصله متدی، از خیال بافی است تا تحلیل کارشناسانه. هر دو دویست دلاری هستند اما این کجا و آن کجا.

حال قدری از بحث قیمت نفت فراتر برویم. فکرش را بکنید مجموعه سیاست هایی به عنوان دیدگاه یک حزب و گروه سیاسی برای اداره کشور، تدوین شده و به اجرا هم گذاشته می شود. اما هیچکدام از اصول مورد نظر پایه علمی و کارشناسی قابل قبول ندارد، زیرا بر پایه چنین پیش بینی ها و تحلیل های عجیبی استوارند. از ماجرای تغییر ساعت رسمی کشور گرفته، تا انتقال سازمان های دولتی به شهرهای دیگر، طرح دورکاری، واگذاری زمین به همه برای کاشت و برداشت تره بار، واگذاری زمین بدون امکانات زیربنایی برای ساخت مجتمع های مسکونی ارزان قیمت، افزایش وسعت کشور آن هم به میزان نزدیک به بیست درصد با استفاده از دستگاه های جدیدی که اخیراً خریداری شده!، انتقال آب دریا از فلان جا به فلان جای دیگر، دور زدن تحریم ها و تبدیل تهدیدها به فرصت ها و ساختن ظرفیت های جدید، کاغذپاره بودن قطعنامه های شورای امنیت، بی اهمیت بودن ثبت جهانی میراث فرهنگی و تاریخی کشور و ده ها دیدگاه و سیاست عجیب و غریب دیگر، همه و همه براساس چنین تصورات و حدسیاتی که هیچکدام قابلیت دفاع در یک ارزیابی کارشناسانه ندارند، ساخته و پرداخته شده اند.

البته وزیر محترم وقت در مصاحبه اش به موارد دیگری هم اشاره کرده که تحلیل و ارزیابی آن ها فرصتی بیشتر طلب می کند. فقط لازم می دانم در باب پیش بینی عجیب و محقق نشده ایشان به داستانی تاریخی اشاره کنم:

انوری شاعر معروف که با حفظ سمت، منجم نیز بوده است پیشگویی کرده بود که در روزی خاص بادهای سخت و توفان‌های سهمگین وزیده و شهر را ویران می کند؛ آن روز هوا چنان آرام بود که حتی شمعی هم خاموش نشد. شاعری دو بیت زیر را درباره پیشگویی انوری جهت ثبت در تاریخ سرود: گفت انوری که در اثر بادهای سخت

ویران شود سراچه و ملک سکندری

در روز حکم او نوزیدست هیچ باد

یا «مرسل الریاح» تو دانی و انوری!

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=529