کد خبر: 4681
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۳۹۳
گروه : فرهنگ

ناصر تقوایی: هنرمندان درقبال اتفاقات سیاسی کشور سکوت نکنند

ناصر تقوایی: هنرمندان درقبال اتفاقات سیاسی کشور سکوت نکنند

چرا در دولت قبلي اهرم فشار از کار افتاده بود و کسي جرات نمي‌کرد وزراي دولت محبوب اين آقايان را دست‌کم در چند سال اول استيضاح کند؟ از استيضاح چه کساني سود مي‌بردند؟/ امروز هنرمند نبايد سکوت کند و نسبت به اتفاقات اجتماعي و سياسي پيرامونش بي‌تفاوت باشد.
ناصر تقوايي مي‌گويد: کساني که وزراي دولت را مي‌زنند؛ به ناحق نام مطبوعات را يدک مي‌کشند. آنها خودشان هيچ جرياني بپا نکرده‌اند فقط دنبال حرف‌هاي بي‌منطق و تخريب‌کننده راه افتاده‌اند.
کارگردان پيشکسوت سينماي ايران که کمتر در مورد مسايل سياسي اظهارنظر مي‌کند؛ خبر استيضاح وزير علوم را نشانه‌ي بدي براي اوضاع سياسي و وضعيت رسانه‌اي کشور مي‌داند و به خبرنگار ايلنا مي‌گويد: مردم بهترين ناظر هستند و به زودي متوجه مي‌شوند که کاري که اين به ظاهر دوستان مي‌کنند صرفا جنبه تخريبي دارد. اما آنها موفق نخواهند شد چون مردم از تندروي‌ها و منفعت‌جويي‌هاي آنها خسته شده‌اند.
تقوايي درباره اتفاقاتي که در مدت کوتاه گذشته ازسوي برخي رسانه‌ها و مطبوعات وابسته به جناح تندرو عليه برخي وزاري دولت جديد رخ داده را قابل پيش‌بيني دانسته و مي‌گويد: نقد در هيچ کجاي دنيا توسط اهل قلمي که منصف باشد؛ مورد تقبيح قرار نگرفته اما نکته اينجاست که نقد بايد با درنظر گرفتن منافع و درک بالاي مردم باشد و صداقت داشته باشد. مردم نقدي را که تخريب‌کننده است و براي تامين منافع مالي برخي احزاب و افراد است؛ به خوبي مي‌شناسند.
او ادامه مي‌دهد: برخي به اسم نقد؛ توهين مي‌کنند؛ افترا مي‌زنند؛ دروغ مي‌گويند. آيا به اينها مي‌شود گفت مطبوعاتي؟ اينها هرگز به حقيقت وفادار نيستند و هرگز طعم عدالت را نچشيده‌اند. آنها آمده‌اند که گروهي را بزنند چون منافع آنها و دوستانشان را تامين نمي‌کنند.
اين فيلمساز با اشاره به اين موضوع که هنوز يکسال از عمر دولت نگذشته پس استيضاح چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؛ چرا وزرا در دولت گذشته آزاد بودند اما حالا براي هر تصميم بايد مورد سوال واقع شوند؛ اين نکته را مورد تاکيد قرار مي‌دهد که: مشخص است که اين دولت محبوبيت بسيار بيشتري از دولت گذشته ميان مردم برخوردار است براي همين اين دوستان که تنها منافع خودشان را مي‌بينند و بس سعي دارند به همه‌ي وزرا و تصميمات دولت لطمه وارد کنند. مشخص است که اينها از خيلي پيش‌تر وزرا را هدف گرفته‌اند. وزير فرهنگ هر کاري مي‌کند بايد به اينها حساب پس بدهد. وزير علوم يا آموزش و پروش هم همينطور.
تقوايي با بيان اين مطلب که: هنوز هم معتقدم همين دولت مي‌توانست در همين مدت هم کارهاي زيادي در حوزه‌هاي مختلف ازجمله سينما و فرهنگ انجام دهد که به هر دليل انجام نشده؛ يادآور مي‌شود: براي من و امثال من جاي اميدواري است که دولت مي‌خواهد کار کند و فضاي فرهنگي و سياسي کشور را بازکند. اگرچه کارهايي که انجام داده؛ هنوز خيلي ناقص است اما وضعيت از سال‌هاي گذشته به مراتب بهتر است. و حالا که دولت محبوبيت هم دارد؛ جاي اميدواري است براي روزهاي آينده.
کارگکردان فيلم "ناخدا خورشيد" به موضوع استيضاح وزير علوم هم اشاره مي‌کند و مي‌گويد: اسم استيضاح براي وزراي دولت ناخوشايند است و ناامني به دنبال دارد. گويا وزاري ديگر هم بايد منتظر باشند که يکي يکي استيضاح شوند. شايد آقايان مي‌گويند اين اهرمي‌ست تا وزيران کارشان را به درستي انجام دهند، در اين صورت چند سئوال پيش مي‌آيد: چرا در اين مملکت نبايد هيچ وزيري بدون اهرم فشار استيضاح کارش را انجام دهد؟ چرا در دولت قبلي اين اهرم فشار از کار افتاده بود و هيچ کسي جرات نمي‌کرد وزراي دولت محبوب اين آقايان را دست‌کم در چند سال اول استيضاح کند؟ از استيضاح چه کساني سود مي‌بردند؟ کفه‌ي سود مردم سنگين‌تر است يا منافع دوستان؟
وي سپس اضافه مي‌کند: متاسفم. اگر فقط اندکي اهل تعمق باشيم؛ نمي‌توانيم از اين مسائل به سادگي بگذريم درحاليکه علاقه‌ي آقايان گذشتن از واقعيت محض است.
کارکردان "کاغذ بي‌خط" ادامه مي‌دهد: من در دولت قبلي کار نکردم و در اين دولت هم تا به امروز هيچ کاري نکرده‌ام؛ پس دوستان نمي‌توانند انگ جانبداري به من بزنند. من فقط مي‌دانم که نبايد درمقابل بي‌عدالتي و فرافکني سکوت کرد.
اين کارگردان معتقد است: هنرمند نبايد سکوت کند و نسبت به اتفات اجتماعي و سياسي پيرامونش بي‌تفاوت باشد. وظيفه‌ي هنرمند اين نيست که تحت هر شرايطي فقط کارش را بکند و سکوت کند. من معتقدم درباره هرچه که مي‌خواهيم حرف بزنيم؛ بايد دانش‌اش را داشته باشيم. اما اتفافات اجتماعي و سياسي در زندگي همه اقشار جامعه تاثير مي‌گذارد، پس هنرمند نمي‌تواند نسبت به آن بي‌تفاوت باشد چون نمي‌تواند کارش را درست انجام دهد همانطور که کيفيت زندگي مردم به مخاطره مي‌افتد.
تقوايي مي‌گويد: اگر همه ما دلمان براي کشور و مشکلاتمان مي‌تپد؛ بايد همدلي بياموزيم. در دولت قبل به روشني با معناي دشمني و جانبداري و تعصب بي‌جا آشنا شديم. امروز براي ما اينکه هدف چيست؛ علامت سئوال بزرگي است.

او ادامه مي‌دهد: اي کاش آنقدر که اين دوستان به اصطلاح منتقد دولت؛ به فکر مدرک تحصيلي وزرا و رئيس‌جمهور يا برخي حواشي بودند؛ به کارايي و دلسوزي خودشان توجه مي‌کردند.
تقوايي مي‌گويد: قطعا کسي که هنرمند است نمي‌تواند نطق سياسي کند احتياجي هم به آن ندارد. من هم سياسي نيستم چون علاقه‌اي به تحصيل در اين زمينه نداشتم پس سوادش را هم ندارم اما به عنوان يک شهروند مي‌بينم که تغيير دولت‌ها و سياست‌ها چه تاثيري مي‌تواند در زندگي روزمره ما داشته باشد؛ پس نمي‌توانم نسبت به آن بي‌تفاوت باشم.