فرصتی برای تجارت منطقه ای و فرا – منطقه ای

0
۳۲۳ بازدید

ناصر ذاکری
موقعیت ایران به عنوان دروازه ای طبیعی برای ارتباط و مبادلات تجاری آسیای میانه با اقتصاد جهانی چندین دهه مورد توجه مسؤولان و مقامات ذیربط کشورمان بوده، اما تا کنون این فرصت بزرگ و ارزشمند چندان که باید قدر دانسته نشده است.
در اوایل دهه ۱۳۷۰، با همت مسؤولان وقت ارتباط ریلی ایران با کشورهای آسیای میانه از طریق خط آهن سرخس برقرار شد. حضور روءسای جمهور چندین کشور آسیای میانه در کشورمان برای مراسم افتتاح این مسیر، نشان از اهمیت و اولویتی داشت که این کشورها برای تسهیل ارتباطشان با دریاهای آزاد قائل بودند.
چند سال بعد و به دنبال سقوط طالبان در افغانستان فرصت تجارت با این کشور و ارائه خدمات حمل و نقل ریلی و جاده ای نیز به فرصت های موجودمان اضافه گشته، و به دنبال آن، “فرصت” تجارت با عراق نیز برایمان فراهم شد. با این حال هنوز آثار مثبت این “موقعیت ویژه” در اقتصاد کشورمان و نیز کشورهای مزبور مشاهده نمی شود. به بیان دیگر، برنامه ای جامع و سنجیده برای بهره گیری از این موقعیت خاص و ایجاد رونق در اقتصاد منطقه تدوین و اجرا نشده است.
در طی این سال ها اگر مسؤولان وقت با جدیت به دنبال بهره گیری از این فرصت بودند، اینک منبع عظیمی از درآمد در اختیار کشورمان بود و رونق اقتصادی و اشتغال و افزایش رفاه که علاوه بر شهروندان کشورمان، مردمان آسیای میانه را نیز از خیر و برکت همجواری با ایران به عنوان دروازه ای برای ارتباط سازنده با اقتصاد جهانی بهره مند می ساخت.
اما گویی دلمشغولی سیاسیون و مقامات مسؤول این چند دهه، عرصه دیگری بود و فرصت گسترش تجارت منطقه ای و بهره گیری از “فرصت دروازه تجارت بودن” برای مقابله با “تهدید رکود اقتصادی و گسترش بیکاری” برایشان چندان مهم تلقی نمی شد. وقتی صحبت از دستور یک باره مسؤولان نفتی دولت سابق درباب قطع سواپ نفت مطرح می شود، بیشتر تحلیلگران توجهشان به زیان کوتاه مدت ناشی از این تغییر رویه، و از دست دادن فرصت سودآوری معطوف می شود. در حالی که این اقدام در اصل نشان از بی توجهی کامل به فرصت تجارت با آسیای میانه و ایفای نقشی کلیدی در اقتصاد منطقه بود. به بیان دیگر، هیچ برنامه ای برای استفاده از این “فرصت” مد نظر متولیان امر نبود.
تشویق دولت های منطقه آسیای میانه به همکاری بلندمدت با ایران و استفاده از موقعیت ویژه ایران برای ارتباط با جهان، گسترش و تسهیل ارتباطات و تأمین زیرساخت لازم برای این ارتباط، به تدریج اهمیت خود را از دست داد و دلمشغولی های دیگری جای آن را گرفت.
اینک با راه اندازی خط آهن شرق دریای مازندران و تسهیل ارتباط کشورهای ایران، ترکمستان و قزاقستان، یک بار دیگر اهمیت حیاتی این “فرصت ویژه” مورد توجه قرار گرفته است. آن هم در شرایطی که با تغییر رویکرد دیپلوماتیک کشورمان و اولویت بخشیدن به مذاکرات مربوط به پرونده هسته ای، و نزدیک شدن به توافقی جامع بر مبنای رویکرد برد – برد، موقعیت جدیدی برای رشد اقتصادی نه تنها برای ایران بلکه برای کل منطقه فراهم شده است.
آیا این بار اهمیت این موقعیت ارزشمند جغرافیایی قدر دانسته خواهدشد؟ آیا دولت فعلی و دولت های آینده برنامه ای برای گسترش تجارت با آسیای میانه و تبدیل ایران به دروازه ای برای تعامل با اقتصاد جهانی برای کشورهای منطقه تدوین خواهند کرد؟ اگر چنین برنامه ای نداشته باشیم، این معبر ریلی هم همانند راه آهن سرخس به تدریج تبدیل به یک پروژه معمولی و کم فروغ خواهدشد، و این فرصت هم همانند بسیار فرصت های دیگر که طی چند دهه اخیر برای کشورمان فراهم شده، مورد بی مهری قرار خواهد گرفت.
دویست و سی و هشت سال پیش آدام اسمیت اقتصاددان برجسته اسکاتلندی کتاب خود “ثروت ملل” را با این بحث آغاز کرد که ثروت هر ملت ناشی از کار اوست. شاید علت توجه اسمیت به این نکته، جدیت او در زدودن رسوب تفکر مرکانتلیستی از اذهان سیاستمداران وقت بود که طلا و نقره را تنها شکل قابل قبول ثروت می دانستند و کشوری را ثروتمند و مرفه تلقی می کردند که ذخیره طلا و نقره بیشتری داشته باشد.
اینک این ادعا که باید با کاری مثل آنچه اسمیت کرد، برخی از سیاسیون و مدیران اقتصادی کشورمان را متوجه این نکته بکنیم که ثروت فقط در نفت خلاصه نمی شود و ارزش برخی موقعیت های کشور از کل ذخایر نفتی مان هم بیشتر است، ادعای عجیبی نیست. اگر مسؤولان و مقامات مربوط اهمیت این فرصت های تاریخی را دریابند، هدف ارزشمند “اقتصاد بدون نفت” در حد یک شعار باقی نمی ماند.

ناصر ذاکری
موقعیت ایران به عنوان دروازه ای طبیعی برای ارتباط و مبادلات تجاری آسیای میانه با اقتصاد جهانی چندین دهه مورد توجه مسؤولان و مقامات ذیربط کشورمان بوده، اما تا کنون این فرصت بزرگ و ارزشمند چندان که باید قدر دانسته نشده است.
در اوایل دهه ۱۳۷۰، با همت مسؤولان وقت ارتباط ریلی ایران با کشورهای آسیای میانه از طریق خط آهن سرخس برقرار شد. حضور روءسای جمهور چندین کشور آسیای میانه در کشورمان برای مراسم افتتاح این مسیر، نشان از اهمیت و اولویتی داشت که این کشورها برای تسهیل ارتباطشان با دریاهای آزاد قائل بودند.
چند سال بعد و به دنبال سقوط طالبان در افغانستان فرصت تجارت با این کشور و ارائه خدمات حمل و نقل ریلی و جاده ای نیز به فرصت های موجودمان اضافه گشته، و به دنبال آن، “فرصت” تجارت با عراق نیز برایمان فراهم شد. با این حال هنوز آثار مثبت این “موقعیت ویژه” در اقتصاد کشورمان و نیز کشورهای مزبور مشاهده نمی شود. به بیان دیگر، برنامه ای جامع و سنجیده برای بهره گیری از این موقعیت خاص و ایجاد رونق در اقتصاد منطقه تدوین و اجرا نشده است.
در طی این سال ها اگر مسؤولان وقت با جدیت به دنبال بهره گیری از این فرصت بودند، اینک منبع عظیمی از درآمد در اختیار کشورمان بود و رونق اقتصادی و اشتغال و افزایش رفاه که علاوه بر شهروندان کشورمان، مردمان آسیای میانه را نیز از خیر و برکت همجواری با ایران به عنوان دروازه ای برای ارتباط سازنده با اقتصاد جهانی بهره مند می ساخت.
اما گویی دلمشغولی سیاسیون و مقامات مسؤول این چند دهه، عرصه دیگری بود و فرصت گسترش تجارت منطقه ای و بهره گیری از “فرصت دروازه تجارت بودن” برای مقابله با “تهدید رکود اقتصادی و گسترش بیکاری” برایشان چندان مهم تلقی نمی شد. وقتی صحبت از دستور یک باره مسؤولان نفتی دولت سابق درباب قطع سواپ نفت مطرح می شود، بیشتر تحلیلگران توجهشان به زیان کوتاه مدت ناشی از این تغییر رویه، و از دست دادن فرصت سودآوری معطوف می شود. در حالی که این اقدام در اصل نشان از بی توجهی کامل به فرصت تجارت با آسیای میانه و ایفای نقشی کلیدی در اقتصاد منطقه بود. به بیان دیگر، هیچ برنامه ای برای استفاده از این “فرصت” مد نظر متولیان امر نبود.
تشویق دولت های منطقه آسیای میانه به همکاری بلندمدت با ایران و استفاده از موقعیت ویژه ایران برای ارتباط با جهان، گسترش و تسهیل ارتباطات و تأمین زیرساخت لازم برای این ارتباط، به تدریج اهمیت خود را از دست داد و دلمشغولی های دیگری جای آن را گرفت.
اینک با راه اندازی خط آهن شرق دریای مازندران و تسهیل ارتباط کشورهای ایران، ترکمستان و قزاقستان، یک بار دیگر اهمیت حیاتی این “فرصت ویژه” مورد توجه قرار گرفته است. آن هم در شرایطی که با تغییر رویکرد دیپلوماتیک کشورمان و اولویت بخشیدن به مذاکرات مربوط به پرونده هسته ای، و نزدیک شدن به توافقی جامع بر مبنای رویکرد برد – برد، موقعیت جدیدی برای رشد اقتصادی نه تنها برای ایران بلکه برای کل منطقه فراهم شده است.
آیا این بار اهمیت این موقعیت ارزشمند جغرافیایی قدر دانسته خواهدشد؟ آیا دولت فعلی و دولت های آینده برنامه ای برای گسترش تجارت با آسیای میانه و تبدیل ایران به دروازه ای برای تعامل با اقتصاد جهانی برای کشورهای منطقه تدوین خواهند کرد؟ اگر چنین برنامه ای نداشته باشیم، این معبر ریلی هم همانند راه آهن سرخس به تدریج تبدیل به یک پروژه معمولی و کم فروغ خواهدشد، و این فرصت هم همانند بسیار فرصت های دیگر که طی چند دهه اخیر برای کشورمان فراهم شده، مورد بی مهری قرار خواهد گرفت.
دویست و سی و هشت سال پیش آدام اسمیت اقتصاددان برجسته اسکاتلندی کتاب خود “ثروت ملل” را با این بحث آغاز کرد که ثروت هر ملت ناشی از کار اوست. شاید علت توجه اسمیت به این نکته، جدیت او در زدودن رسوب تفکر مرکانتلیستی از اذهان سیاستمداران وقت بود که طلا و نقره را تنها شکل قابل قبول ثروت می دانستند و کشوری را ثروتمند و مرفه تلقی می کردند که ذخیره طلا و نقره بیشتری داشته باشد.
اینک این ادعا که باید با کاری مثل آنچه اسمیت کرد، برخی از سیاسیون و مدیران اقتصادی کشورمان را متوجه این نکته بکنیم که ثروت فقط در نفت خلاصه نمی شود و ارزش برخی موقعیت های کشور از کل ذخایر نفتی مان هم بیشتر است، ادعای عجیبی نیست. اگر مسؤولان و مقامات مربوط اهمیت این فرصت های تاریخی را دریابند، هدف ارزشمند “اقتصاد بدون نفت” در حد یک شعار باقی نمی ماند.

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=538