کد خبر: 195656
تاریخ انتشار: ۲۶ شهریور ۱۴۰۱

شانس آخر

شانس آخر

دکتر هاشم اورعی - استاد دانشگاه صنعتی شریف- در اوایل ماه جاری میلادی شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان سعودی اعلام کرد که اوپک پلاس برای اولین بار در دو سال اخیر از ماه آینده روزانه 100 هزار بشکه صادرات نفت به بازارهای جهانی را کاهش خواهد داد. این اقدام عربستان سعودی حائز اهمیت زیادی است. از یک طرف علیرغم اینکه هدف اصلی پرزیدنت بایدن از سفر به این کشور جلب موافقت مقامات سعودی برای افزایش عرضه نفت بود، این پیام را به آمریکا می‌دهد که دوران دیکته کردن سیاست‌های نفتی عربستان از سوی ایالات متحده گذشته و با افزایش نفوذ چین و روسیه در منطقه دوران میدان‌داری آمریکا به سر آمده است.

اما نکته مهم دیگر این است که این اقدام مقامات سعودی در واقع سیگنال مثبت به ایران است که چنانچه مذاکرات برجام را با موفقیت به سرانجام برساند این کشور حاضر است با کاهش عرضه سهمی را برای ورود نفت ایران به بازارهای جهانی در نظر گیرد.

حال نگاهی به شرایط اقتصادی برخی کشورهای منطقه می‌اندازیم. در شرایطی که جنگ روسیه با اوکراین و بحران انرژی ناشی از آن بیشتر اقتصادهای بزرگ جهان را با چالش‌های جدی اقتصادی مواجه کرده است، طبق اعلام صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی می‌شود در سال جاری میلادی اقتصاد عربستان به رشد اقتصادی 7.6درصد دست یافته و مقام نخست را در میان 20 اقتصاد بزرگ جهان به خود اختصاص دهد. بخشی از این موفقیت اقتصادی حاصل سود خالص آرامکو، غول نفتی عربستان است که در سه ماهه دوم سال میلادی جاری به بیش از 25 میلیارد دلار رسیده است. در امارات نیز تجارت خارجی در 6 ماه اول سال به 272 میلیارد دلار رسیده است. عراق هم موفق شده است در 14 سال اخیر با استفاده از سرمایه‌گذاری خارجی و توسعه میادین مشترک تولید نفت خود را از 1.9میلیون بشکه در روز به 4.5میلیون بشکه رسانده و 2.3 برابر افزایش دهد.

ایران دارای حداقل 28 میدان مشترک نفت و گاز با همسایگان خود است. در لایه نفتی پارس جنوبی، قطر تاکنون 2میلیارد بشکه استخراج کرده در حالیکه میزان استخراج ایران فقط 40 میلیون بشکه است یعنی قطر 50 برابر ایران از میادین مشترک پارس جنوبی برداشت کرده است. بدین ترتیب باید این واقعیت را قبول کنیم که در اغلب میادین مشترک از رقبا عقب مانده‌ایم. نکته مهم دیگری که سیاست‌گذاران اقتصاد کشور باید توجه کنند این است که دیگر نمی‌توانیم دلمان را خوش کنیم که منابع عظیم نفت و گاز خود را در اعماق زمین باقی گذاشته تا آیندگان از آن بهره ببرند. قطعاً در میادین مشترک طرف مقابل در انتظار ننشسته و با توسعه ظرفیت استخراج خود چیزی برای نسل‌های بعد ما باقی نخواهد گذاشت.

در حال حاضر سر شاخ شدن روسیه با غرب فرصت طلایی برای برخی کشورها از جمله ایران که از ذخایر عظیم انرژی فسیلی برخوردارند فراهم آورده است. قیمت هر بشکه نفت به حدود 100دلار افزایش یافته و قیمت گاز در اروپا چندین برابر شده است. کشورهای منطقه از این فرصت استفاده کرده و با سرعت هرچه تمام در حال افزایش ظرفیت صادراتی خود هستند و از این طریق درآمدهای نجومی را در توسعه زیرساخت‌ها، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر و افزایش رفاه عمومی صرف می‌کنند. حتی در ترکیه که با چالش‌های اقتصادی جدی از جمله نرخ تورم بسیار بالا دست به گریبان است اخیراً اسماعیل اوغلو وزیر ارتباطات و زیرساخت‌ها اعلام کرد که فرودگاه جدید استانبول که چندی پیش با سرمایه‌گذاری بیش از 10 میلیارد دلاری آن هم تماماً توسط بخش غیردولتی افتتاح شد، تاکنون 117 میلیارد یورو به اقتصاد این کشور کمک کرده است و این در حالی است که تقریباً تمام فرودگاه‌های ما زیان‌ده بوده و از جیب ملت ارتزاق می‌کنند.

ساده‌لوحانه است اگر فکر کنیم قیمت‌های بالای نفت و گاز در بازارهای بین‌المللی همیشگی بوده و به این امید بنشینیم که گاز پروم روسیه میادین ما را توسعه دهد همانطور که نیروگاه اتمی بوشهر را در کوتاهترین زمان تکمیل کرد! قطعاً حضور روسیه در توسعه میادین نفت و گاز ایران نه برای توسعه بلکه برای جلوگیری از آن است چون حضور مجدد ایران در بازار جهانی انرژی در تعارض با منافع ملی این کشور است. برنامه‌ریزان سیاسی و اقتصادی کشور باید قبول کنند که زمستان پیش‌رو هر قدر هم که برای اروپا سرد باشد خواهد گذشت و از هم اکنون شاهد عزم غرب برای کاهش وابستگی به انرژی روسیه از طریق توسعه ظرفیت انرژی تجدیدپذیر هستیم. هفته گذشته صدراعظم آلمان اعلام کرد که این کشور طبق برنامه در پایان سال میلادی جاری انرژی روسیه را کنار خواهد گذاشت. لذا با اطمینان می‌شود پیش‌بینی کرد که در آینده نه چندان دور شاهد کاهش تقاضای جهانی و در پی آن قیمت انرژی خواهیم بود. خلاصه اینکه حمله روسیه به اوکراین فرصتی بی‌نظیر برای صادر کنندگان نفت و گاز فراهم آورده است که پایدار نخواهد بود و فقط ما هستیم که از غافله عقب مانده‌ایم. علیرغم برخورداری از دومین ذخایر گاز و سومین ذخایر نفت جهان، در تابستان صنایع کشور به‌دلیل نبود برق و در زمستان کمبود گاز به تعطیلی کشانده می‌شوند و برای تامین روند صعودی مصرف بنزین و گازوئیل کم‌کم به فکر واردات این فرآورده‌ها افتاده و پای  سوآپ و صادرات مجدد را به میان می‌کشیم. چنانچه با نگاهی کارشناسانه و وطن پرستانه شرایط ژئوپلیتیک جهان را مدنظر قرار داده و توسعه اقتصادی و در پی آن رفاه ملت را مقدم بر همه چیز بدانیم به این نتیجه خواهیم رسید که نشستن به انتظار زمستان و فصل‌های پس از آن برای ادامه مذاکرات برجام راه به جایی نخواهد برد و تنها نتیجه آن ادامه کوچک شدن اقتصاد کشور و فقر و فلاکت ملت خواهد بود. نگاهی به اندازه کیک اقتصاد کشور و سهم هر ایرانی و مقایسه آن با کشورهای منطقه این واقعیت را به وضوح آشکار می‌سازد که راهکار این است که هر چه زودتر به جهان بپیوندیم. به قول دکتر ذاکریان، استاد حقوق و روابط بین‌الملل، اینکه سفره مردم هر روز کوچکتر می‌شود دلیلی جز نگاه غلط به سیاست خارجی ندارد. غفلت از این بدتر نمی‌شود که عده‌ای نشسته‌اند و از نیاز مبرم اروپا به گاز ایران صحبت می‌کنند و فکر می‌کنند به همین دلیل دست بالا را در مذاکرات دارند. باید قبول کنیم که در جهان امروز ملاک و معیار قدرت اقتصاد است. نمی‌توان و نباید اقتصاد را رها کرده و به توپ و تانک دل بست. مسیر فعلی قطعاً ما را به بهشت وعده داده شده نخواهد رساند و با این فرمان از کره شمالی سر در خواهیم آورد! نکند شانس آخر را از دست بدهیم و به دنبال شام آخر بدویم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.