خلق ثروت یا خرج ثروت؟!

0
۲۷۶ بازدید

نکته اساسی اینجاست که کمبود گاز، برق و آلودگی هوا و هزاران مشکل دیگر همه و همه معلولند و نه علت. رشد اقتصادی منفی بدین معنی است که کمبود برق و گاز امری طبیعی بوده و ملت باید در انتظار کمبود سایر اقلام باشند.

دکتر هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف

قرار بود سر خود و خوانندگان را با ژنرال دوگل و گلوبالیسم گرم کرده و کاری به مملکت نداشته باشیم! اما قلم سرکشی می کند، می تازاند و می برد آنجا که خاطرخواه اوست. مگر می شود بر آتش بود و نجوشید. به قول شاعر:

هزار جهد بکردم که سّرعشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

اوضاع غریبی ست. قرار بود در گرما برق نداشته باشیم و در سرما گاز. انگار تابستان را در زمستان تجربه می کنیم. آلودگی هوا هم که به پاییز اختصاص داشت در زمستان پا به میدان گذاشته و خلاصه همه چیز به هم ریخته و باید در انتظار بهار بود! وقتی وزیر نیرو کمبود برق را به دلیل رعایت کامل محدودیت های ناشی از معاهده پاریس اعلام می کند و رئیس کمیسیون انرژی مجلس هم مطلوبیت سوخت مازوت را به رخ کشیده و از سازمان محیط زیست گلایه می کند که چرا به فکر آلودگی محیط زیست است، جامعه به این نتیجه می رسد که مساله فراتر از گل و بلبل است و به دنبال واژگان دیگری می رود. وقتی یکی در مقابله با کمبود برق پوشیدن لباس بیشتر را پیشنهاد کرده و دیگری لنگ تجویز می کند، مردم در پوشیدن لباس هم دچار سردرگمی می شوند! و در این وانفسا پای ارز مجازی به میدان کشیده شده و کاشف به عمل می آید که چینی ها در کشور مشغول تولید بیت کوین بوده و برای توسعه کشورمان تلاش می کنند. البته تولید بیت کوین الزاماً ایرادی ندارد و به عنوان مثال در کشور ایسلند برق مصرفی برای تولید بیت کوین بیشتر از مصرف برق خانگی است. اما باید پرسید چرا چینی ها؟ بعید است مطلوبیت خاک، آب و یا هوا آنها را به اینجا کشانده باشد.

نکته اساسی اینجاست که کمبود گاز، برق و آلودگی هوا و هزاران مشکل دیگر همه و همه معلولند و نه علت. رشد اقتصادی منفی بدین معنی است که کمبود برق و گاز امری طبیعی بوده و ملت باید در انتظار کمبود سایر اقلام باشند.

واقعیت این است که پرداختن به معلول دردی را دوا نکرده و باید به دنبال علت بود. چند دهه است که دوگانه دولت – ملت را به سه گانه نظام- دولت- ملت تبدیل کرده و ملت را نیز به اقلیتی خودی و اکثریتی غیر خودی، شاید هم بیخودی و نخودی، تقسیم کرده ایم. نظام و دولت هم که پیوسته در تقابل پیدا و پنهانند و خلاصه سیستمی ساخته ایم که در هیچ جای دنیا یافت نمی شود. در این گیرودار صورت مساله پاک شده، منافع ملی کنار نهاده شده و عزیزانمان در صحنه سیاسی و اقتصادی کشور بر خر مراد می تازانند.

در جستجو به دنبال یافتن علت عدم توفیق دولت در چند دهه اخیر، گسترش فقر و از دست رفتن جایگاه کشور به این نتیجه می رسیم که دولتها را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد. دسته اول آنهایی هستند که متکی بر خلق ثروتند. چنین دولتهایی مالکیت و مدیریت را به بخش خصوصی واگذارده و خود تنها  بر امور نظارت می کنند. درآمد دولت نیز وابسته به فعالیت های اقتصادی بوده و لذا هدف اصلی دولت ایجاد فضای کسب و کار مناسب و در نهایت رشد اقتصادی است. از آنجا که در این حالت درآمد دولت از مالیات و توسط مردم تامین می شود، چنین دولتهایی به مردم پاسخگو بوده و شیفتگی خدمت محلی از اعراب ندارد. اما نوع دوم دولتهایی هستند که تنها هنرشان خرج ثروت است و اثری از خلق آن نیست. درآمد چنین دولت هایی متکی بر ذخایر کشور است. در این حالت دولتها عموماً برای حفظ درآمد مالکیت، مدیریت و نظارت را در انحصار خود گرفته و در رقابتی نابرابر بخش خصوصی را به حاشیه می رانند. لذا در چنین شرایطی رشد اقتصادی در اولویت قرار نگرفته و دولتها با استفاده از ثروت باد آورده به تقسیم غنایم بین مردم می پردازند. چنین دولتهایی در جایگاه ارباب نشسته و به خیرات بین رعیت که همان مردم هستند می پردازند. چگونه می توان از چنین دولتهایی انتظار پاسخگویی داشت؟ البته در کشور ما بخشی هم تحت عنوان شبه دولتی متولد شده و برای خود سهمی از غنایم دست و پا کرده است. در شرایطی که در صحنه انرژی کشور مالکیت، مدیریت و نظارت به طور کامل در اختیار بخش دولتی و شبه دولتی است، چگونه می توان انتظار داشت که با کمبود برق و گاز مواجه نشده و دکل نفتی گم نشود؟ چنانچه همه تقصیرات بر گردن تحریم های ظالمانه نظام سلطه، تولید بیت کوین که کمتر از یک درصد برق مصرفی را به خود اختصاص داده و یا سردی هوا انداخته نشود جای تعجب دارد.

بله دوستان، چنانچه معلول ها را رها کرده و به دنبال علتها باشیم از هر مسیر که برویم به نقطه مشترکی می رسیم و آن نظام مدیریتی کشور است که منافع ملی، اولویت های اقتصادی و رفاه مردم را کنار نهاده و با ادغام مالکیت، مدیریت ونظارت، در اوج شیفتگی خدمت کشور را هر روز به پرتگاه نزدیکتر می کند.

مخلص کلام اینکه چنانچه به دنبال آنیم که پای ملت را به بهشت اقتصادی و رفاه باز کنیم باید قبول کنیم مسیری که در این چند دهه پیموده ایم ما را به سر منزل مقصود نرسانده ونخواهد رساند. به قول صائب تبریزی،

عمر زاهد به سر آمد به تمنای بهشت

او ندانست که در ترک تمناست بهشت

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=130053

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا کامنت خود را ثبت نمایید .
لطفا نام خود را وارد کنید