قنات؛ شاهکار ایران باستان
قنات ابداع حیرتانگیز ایران باستان در مقابله با مشکل کمآبی در آن ایام بود. محققان برای قنات سابقهای در حدود ۲۸۰۰سال ذکر میکنند. ایرانیان با شناختی دقیق از طبیعت و قوانین حاکم بر آن شروع به کندن قناتها در مناطق مناسب کردند. اولین نکتهای که در مطالعه این ابداع و تاریخ آن، جلبتوجه میکند، سازگاری آن با طبیعت و فرایندهای طبیعی است. آبادانیهای آن ایام طبعاً باید در کنار رودخانهها و جویبارها و منابع آب شکل میگرفت. ایرانیان در جستجوی شیوههایی بودند تا در سرزمینهایی که از نعمت وجود جویبارهای طبیعی بیبهره هستند، نیز بتوانند سکونت کنند و برای بنا نهادن شهرهایشان محدود به کناره رودخانهها نباشند. آنها شیوهای را ابداع کردند که در نهایت سازگاری با طبیعت، محدودیت منابع آبی را کاهش میداد. کندن قنات امکان جاری شدن آب از زیرزمین به سطح را فراهم میساخت، و درعینحال هرگز تهدیدی برای منابع آب زیرزمینی نبود. بهاینترتیب آنها میتوانستند قنات را به عنوان چشمهساری ساخته دست بشر ایجاد کرده، و از آن بهره ببرند. این شیوه سفره آب زیرزمینی را در حدی مورد بهرهبرداری قرار میداد که اصل آن تهدید نشود، و امکان بازسازی و تجدید منابع وجود داشتهباشد. برخلاف شیوههای امروزی که به سرعت آثار تخریبی خود را بر چهره طبیعت نمایان میسازند. نکته دوم عظمت ابعاد کار است. به گفته محققان در طی قرنهای طولانی حدود ۸۰۰۰۰رشته قنات در فلات ایران کندهشده، که بسیاری از آنها یا متروک و فراموش شده و یا با گذشت زمان ازبین رفته و تخریب شدهاند. اما در حدود ۳۲۰۰۰قنات شناخته شدهاند، که طول چاههای آنها نزدیک به فاصله کره ماه از زمین است، یعنی در حدود ۷٫۷برابر محیط کره زمین! به عبارت دیگر اجدادمان در جستجوی آب و تسلط بر منابع آبی زیرزمین آنهم به صورتی که منتهی به تخریب طبیعت نگردد، چنین مسیر طولانی را کنده و خاکبرداری کردهاند! طولانیترین قنات شناختهشده، در منطقه زارچ استان یزد حدود ۱۰۰کیلومتر طول دارد. عمیقترین مادرچاه هم متعلق به قنات قصبه گناباد است که بیش از ۳۰۰متر عمق دارد! آیا بهراستی نباید به احترام این همت والا و پشتکار شگرف سر تعظیم فرود آورد؟ با یک حساب سرانگشتی میتوان ادعا کرد حجم خاکبرداری برای این ۳۲۰۰۰قنات در حدود یک میلیارد مترمکعب بودهاست! با فرض اینکه این کار در طول ۲۸۰۰سال انجام گرفتهباشد، متوسط خاکبرداری سالانه ۳۵۷۰۰۰ مترمکعب بودهاست، یعنی روزانه نزدیک به ۱۰۰۰ مترمکعب! فکرش را بکنید. با چند ابزار ساده مانند بیل و کلنگ و پاتیل و چرخ چاه، هر روز ۷۰۰۰۰ پاتیل خاک از اعماق ۱۰۰، ۲۰۰ و حتی ۳۰۰ متری سطح زمین به بیرون حمل شدهاست! اما نکته سوم که جلبتوجه میکند، روابط اجتماعی پیچیده و فرهنگ غنی جامعه ایرانی است. کندن قنات ماهیتاً یک کار زمانبر و سرمایهگذاری بلندمدت محسوب میشده، و بنا نبود در زمان کوتاه به ثمر برسد. ساکنان یک منطقه همهساله بعد از برداشت محصولاتشان، سراغ قنات میرفتند و شروع به کندن دل زمین میکردند، تا زمان کشت بعدی برسد. این کار سالها و نسلها ادامه مییافت و هیچکس به خود نمیگفت ما که قسمت نیست نتیجه کار را ببینیم. همه باورشان این بود که نسلهای گذشته قناتهایی کنده و برای آنها به ارث گذاشتهاند. و اینک نسل حاضر باید برای نسلهای بعدی فداکاری بکند. داستان معروف کشاورز پیری که درخت گردو میکاشت، حاصل چنین تفکری است : گفت کسری به پیرمرد حریص که: "چرا حرص میزنی چندین؟ پایهای تو بر لب گور است تو کنون جوز میکنی به زمین؟" مرد دهقان به شاه کسری گفت: "مردم از کاشتن زیان نبرند دگران کاشتند و ما خوردیم ما بکاریم و دیگران بخورند" فرهنگ غنی ایرانی در طول سالیانسال انسانهای منفرد را در خود ذوب کرده، و با محصور ساختن فردیت و نفعطلبی فردی آنها، روح جمعی به آنان بخشیدهبود. اما اینک انگار شرایط خیلی فرق کردهاست. سختیهای روزگار امانمان را بریده، و ما را به بنبستی راندهاست که روح جمعی را فراموش کنیم و فقط به امروز خودمان بیندیشیم. بهراحتی منابع طبیعی و ذخایرمان را چپاول میکنیم، و به پایینترین قیمت میفروشیم، تازه اگر بخرند! داستان نفعطلبیهای فردیمان همچنان ادامه دارد و چو فردا شود، فکر فردا کنیم! ای کاش با تاریخ گذشتهمان بیشتر آشنا شویم و از آن درس بگیریم.