تغییر الگوی مصرف بنزین؛ از اقدامات کوتاه‌مدت تا تنظیم سند راهبردی مدیریت مصرف

 

محمد ابراهیمی- کارشناس حوزه انرژی

شیب تند مصرف بنزین در کشور که در برخی فصول تناسبی با میزان تولیدات این فرآورده‌ نفتی ندارد محلی است برای طرح اشکال از سوی منتقدانی که معتقدند دولت می‌بایست به‌طور فعالانه‌ در ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضای این کالای ضروری و استراتژیک دخالت کند.

دیدگاه این دسته عمدتاٌ بر استفاده از سیاست‌های آزموده شده پیشین استوار است و بر این باورند که استفاده از بستر سامانه هوشمند سوخت و ابزاری مثل کارت‌های سوخت شخصی می‌تواند به‌تنهایی روند فزاینده مصرف را متوقف کند.

رجوع به آمار رسمی منتشر شده اخیر وزارت نفت کمک به‌سزایی به بررسی ابعاد بیشتری از مصرف بنزین در کشور می‌نماید. جایی که میانگین مصرف روزانه بنزین در تابستان امسال معادل ۹۰ میلیون لیتر اعلام  شده است. این در حالی است که اطلاعات مصرف سال گذشته؛ میزان مصرف بنزین در کل سال ۱۳۹۶ را حدود ۸۱ میلیون لیتر در روز گزارش کرده است.

مقایسه متوسط مصرف روزانه شش ماهه امسال با متوسط مصرف ۱۲ ماهه سال قبل نشان می‌دهد که مصرف بنزین در سال جاری حدود ۱۱درصد نسبت به کل سال قبل افزایش داشته است و پیش‌بینی می‌شود با اتمام موسم سفرهای جاده‌ای و شروع فصل سرما نمودار مصرف بنزین مطابق رویه سنوات گذشته روندی نزولی گرفته و مقداری از این رشد مصرف، تعدیل گردد.

با این حال این پیش‌بینی برای تعدیل میزان مصرف در نیمه دوم سال مانع از آن نخواهد بود که چاره‌ای اساسی برای موضوع یافت شود. برای یافتن راه‌حل مسئله افزایش مصرف بنزین در کشور لازم است علاوه‌بر تدقیق و تحلیل آمارهای رسمی منتشره شده؛ ریشه‌های این تغییر رفتاری مصرف‌کنندگان مورد بررسی قرار گرفته و عزمی ملی برای مدیریت مصرف انرژی و به‌طور خاص بنزین ایجاد شود.

بسیاری از کارشناسان بر این قول متفق‌اند که افزایش تعداد خودروها، جهش جمعیت شهری، افزایش تعداد خودروهای تولیدی با میانگین مصرف سوخت نسبتاٌ بالا، وجود تعداد قابل توجهی خودروی فرسوده با نواقص فنی، بالا رقتن مدت انتظار در ترافیک‌های شهری، کمبود وسائل حمل و نقل عمومی و عدم توسعه متوازن این شبکه، عدم بهره‌گیری از فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات به منظور ایجاد دولت الکترونیک جهت کاهش سفرهای درون شهری، تثبیت چند ساله قیمت، گرایش مردم به مسافرت‌های زمینی به‌دلیل هزینه‌های هنگفت سفر به طرق دیگر، عدم رعایت استانداردهای مصرف در بخشی از خودروهای تولیدی داخل کشور و عدم متنوع‌سازی سبد سوخت مصرفی خودروها از طریق به‌کارگیری سوخت‌های جایگزین مثل CNG و انرژی برق از دلایل اصلی و عمده افزایش بی‌رویه مصرف بنزین است.

بررسی اجمالی لیست عوامل افزاینده مصرف بنزین به‌خوبی نشان می‌دهد که علاج درد مزمن مصرف بنزین (که البته ذیل مصرف بی‌رویه انرژی در کشور ما جای می‌گیرد) جز با نگاهی استراتژیک به مقوله مصرف؛ درمان نخواهد شد.

اما آن‌طور که شواهد نشان می‌دهند در شرایط فعلی اقدام موثر، فرابخشی و همه‌جانبه‌ای برای رفع مسئله رشد مصرف بنزین انجام نشده و شاید همین بی‌توجهی موجب شده که وزارت نفت ناگزیر شود بار مسئولیت مدیریت بر مصرف بنزین را با برخی سیاست‌های موقتی و میان‌مدت به دوش بکشد. سیاست‌هایی که به‌ گفته وزیر نفت احیای نظام سهمیه‌بندی احتمالاً یک از آن‌ها است.

به‌هر حال مادامی که سوء مصرف انرژی در کشور به اشکالی ساختاری در همه حوزه‌ها (از آب و برق گرفته تا بنزین و گاز و…) تبدیل شده و اصلاح اساسی این الگوی نامناسب مصرف در تصمیم‌گیری‌های کلان مغفول است؛ عقب‌گرد و بهره‌گیری از ابزارهایی نظیر سهمیه‌بندی و ایجاد تعدد نرخ برای بنزین علی‌رغم دشواری‌های عملیاتی برای وزارت نفت، سهل‌الوصول‌ترین راه‌حل دولت برای مقابله با روند افزایشی مصرف این فرآورده قلمداد می‌گردد.

با همه این‌ها به‌نظر می‌رسد علاج مشکل مصرف بنزین را نباید با پاک کردن صورت مسئله (که عمدتاٌ در عوامل اصلی پیش‌گفته است) به تعویق انداخت؛ که باید با تنظیم «سند راهبردی مدیریت مصرف» در کشور فکری اساسی به حال عوامل موثر بر مصرف کرد. چرا که نه سهمیه‌بندی به تنهایی کافی بوده، نه حد قیمتی بنزین لایتناهی است. لذا اصلح است تغییرات در الگوی مصرف را با فرهنگ‌سازی، توجه به تولیدات صنعت خودروسازی داخل، ایجاد و توسعه سیستم حمل و نقل عمومی مناسب، ارائه تسهیلات سفر و گردشگری از طریق ناوگان حمل غیر جاده‌ای، اجرای قوانین معطل مربوط به از رده خارج کردن خودروها، تنوع‌بخشی به سبد سوخت مصرفی خودروها و سایر اقدامات فرابخشی در سند راهبردی مدیریت مصرف انرژی پیش‌بینی کرد.

 

 

نظرات شما