آیا نمایندگی مجلس "شغل مردانه" است؟
عیار توهین و بیاعتنایی به عفت کلام در سخنان چندروز پیش نادر قاضیپور که کلیپ آن در فضای مجازی منتشر شد، به حدی بالا بود که کمتر کسی به لایههای دیگر سخنان او توجه کرد. به نظر من نگاهی به کلام او، با صرفنظر از ابعاد توهینآمیز آن، میتواند به ترسیم تصویری واقعگرایانه از مدیریت امروز کشورمان و نارساییهای آن کمک کند. قاضیپور در بخشی از سخنان خود متعرض حضور بانوان در مجلس شده، و تعابیر توهینآمیزی به کار بردهبود، که واکنش اعتراضی بانوان فرهیخته کشور را به دنبال داشت. از جنبه توهینآمیز بودن این سرفصل از سخنان وی که بگذریم، آنچه در پس ذهن این فرد و همفکران او میگذرد، این است که منصب نمایندگی مجلس یک "شغل مردانه" است. به بیان دیگر، اگر او میتوانست حرفش را در قالبی مؤدبانه و بدون توهین و ناسزا بیان کند، احتمالاً به این نکته اشاره میکرد که این منصب مناسب بانوان نیست، همانگونه که برخی مناصب دیگر هم ممکن است مناسب بانوان نباشد. اما بهراستی، منصب نمایندگی مجلس چه ویژگیهایی دارد که از دید این افراد، مناسب بانوان نیست؟ پاسخ روشن است. در نگاه این افراد، نمایندهای موفق است که در صورت لزوم بتواند با حمله به تریبون و مضروب کردن سخنران، مانع ادامه سخنان وی که عضو حزب مقابل است، بشود؛ یا زمانی که پشت تریبون قرار گرفته و در حین سخنرانی، موردحمله قرار میگیرد و نماینده مخالف میخواهد بهزور متن سخنرانی او را از دستش گرفته، و پاره کند، بتواند مقاومت کند. طبعاً این نوع کارها نیاز به زور بازو و تجربه کافی در عرصه ورزشهای رزمی دارد. همچنین وقتی نماینده مجلس بناست با فریاد و بهاصطلاح "دو دو کردن" بخواهد مانع سخنرانی طرف مقابل شود، لازم است مجهز به صدایی قوی و بلند باشد تا بتواند با فریاد خود نظم جلسه و تمرکز سخنران را برهم بزند. براساس این تصویر از فعالیتهای نمایندگی، میتوان پذیرفت که این منصب کاملاً مردانه است و مناسب نیست بانوان در این عرصه وارد شوند، و نتوانند از حق موکلانشان دفاع کنند. علاوهبراین، نماینده مجلس در عرصه ارتباطات بیرونی و مذاکراتی که با وزرا و مدیران و مقامات سازمانها انجام میدهد، باید از ابهت کافی برخودار باشد و چنان هیبتی داشتهباشد که وقتی به سازمانی مراجعه میکند، مقامات سازمان دچار ترس و لرز شوند و از خود بپرسند: امروز چه کسی بناست کتک بخورد؟! ملاحظه میکنید با چنین نگاهی به منصب نمایندگی مجلس، این منصب و مقام چندان تناسبی با بانوان فرهیخته کشورمان ندارد. اما بهراستی نمایندگی مجلس را باید چنین تعریف کرد؟ آیا در صحن مجلس و کمیسیونهای آن باید زور بازو حاکم باشد؟ آیا هرکه نترستر و بیپرواتر و در بهکارگیری تعابیر دور از عفت کلام دلیرتر باشد، در این میدان موفقتر است؟ آیا مجلس محل بحث و مناظره علمی و تقابل افکار و سلیقههای سیاسی در فضایی معطر به شمیم فرهیختگی است، یا میدان جروبحثهای چالهمیدانی و کتککاری احتمالی؟ وقتی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران مجلس را عصاره فضائل ملت میخواند، براین نکته توجه دارد که مجلس میدان فرهیختگی است. در این میدان دلایل باید قوی و معنوی باشد، و گردن ستبر و صدای بلند به کار نمیآید. نماینده مجلس باید با بهرهگیری از توان کارشناسی خود و مشاورانش، از تریبون مجلس سخنانی بلیغ و حکیمانه بسراید و از حقوق ملت با منطق و استدلال دفاع کند، در چنین مجلسی، نیاز به برخورد فیزیکی، گردن ستبر، بازوان کلفت و صدای رعدآسا نیست. آنچه موردنیاز است، حکمت و منطق و استدلال و هشیاری است. همچنین در میدان تعامل با سازمانها و وزارتخانهها و کلاً در ارتباطات بیرون مجلس، نماینده بناست با اتکا به توان کارشناسی خود، و درکی که از اسناد بالادستی توسعه کشور و سند چشمانداز دارد، در درجه اول از منافع ملی و اهداف بلندمدت کشور دفاع کند، و در مرتبهای نازلتر مدافع خواستهای حوزه انتخابیه خود باشد. در این میدان نیز، در یک فضای سالم و مبتنی بر تعامل خردمندانه، آنچه به کار خواهدآمد، زبان منطق و استدلال و جدیت و پایمردی در راه رسیدن به اهداف است. بنا نیست جناب نماینده با دادوبیداد و دست به یقه شدن و تهدید به برخورد فیزیکی کار خود را پیش ببرد، و در انجام وظایف نمایندگی موفق شود. بهطوریکه ملاحظه میشود، میدان نمایندگی مجلس میدان جدال احسن و مبارزه منطقی بین سلیقهها و دیدگاههای مخالف است؛ دیدگاههایی که هرکدام از جانب گروه کثیری از مردمان این سرزمین تأیید و برگزیدهشدهاند. کسی که نمایندگی مجلس را یک "حرفه مردانه" میداند، دراصل صحن مجلس را با میدان نبرد تن به تن اشتباه گرفتهاست. حال یکبار دیگر به سخنان قاضیپور مراجعه کنید و سعی کنید با نشنیدن توهینها و تعابیر زشت، به پس ذهن گوینده دستبیابید. با تحلیل محتوای متن پاک نویس شده گفتار او که با حذف تعابیر زشت فراهم شدهاست، به این نتیجه خواهید رسید که چون نماینده موفق باید بازویی ستبر، عضلاتی نیرومند و سری نترس داشتهباشد، و در صورت لزوم از برخورد فیزیکی، توهین کلامی به طرف مقابل و دادوفریاد ابایی نداشتهباشد، این منصب "حرفه مردانه" تلقی میشود. بهراستی خسارت چنین طرز تفکری تا چه حد عمیق است؟ حاکمیت این طرز تفکر علاوه بر اینکه موجبات وهن مجلس را فراهم میسازد، این نتیجه را درپی خواهدداشت که جمعی قابلتوجه از بانوان خردمند و فرهیخته کشور از اصحاب سلیقههای سیاسی مختلف را فقط به دلیل جنسیت کنار بگذاریم، و در عوض دلیرمردانی رستمصولت و قدرقدرت را به وکالت برگزینیم که درصورت لزوم از دست به یقه شدن و خط انداختن بر صورت حریف دلهرهای نداشتهباشند. در این صورت، آیا میتوان چنین مجلسی را "در رأس امور" دانست؟