آب ، نفت و توسعه
به نظر من یکی از مهمترین معیارهای توسعهیافتگی یک جامعه نحوه برخورد و رفتار آن با منابع و ثروتهای طبیعی خود است. اگر کشوری از این منابع درست بهرهبرداری کند، حرکتش به سمت توسعه سریعتر میشود. از سوی دیگر اگر جامعهای در مسیر توسعه شروع به حرکت کند، با تغییر طرزتلقیها نسبت به منابع و نیز حاکمیت رفتار عقلایی اقتصادی، برای یافتن بهترین شیوهها در استفاده از منابع تلاش میکند. با توجه به موقعیت ویژه جغرافیایی ایران، دو مایع آب و نفت در جریان توسعه اقتصادی و سرنوشت آینده جامعه ما به شدت تأثیرگذار هستند. از یک سو به دلیل قرار گرفتن در منطقه خشک و کمآب، منابع آبیمان به شدت محدود است و این امر میتواند در بلندمدت به عنوان مانعی بر سر راه توسعه کشور قرار گیرد. از سوی دیگر، ثروت عظیم نفت در اختیار ما است که میتوانسته و میتواند به عنوان سرمایهای ارزشمند در جریان توسعه کشور مورداستفاده قرار گیرد. حال سؤال این است که با این دو مایع مهم و پرارزش چه کردهایم. در طول سالیان سال که درآمدهای نفتی به اقتصادمان وارد شده، تا چه میزان از آن برای دستیابی به اهداف توسعه کشور استفاده کرده و به چه دستاوردهایی رسیدهایم؟ اگر بخواهیم در این باب به قضاوت منصفانهای برسیم، باید خودمان را با کشورهایی که از داشتن درآمدهای نفتی محروم بودهاند، مقایسه کنیم. به بیان دیگر جامعه ما با داشتن چنین منبع درآمدی باید سریعتر از سایر جوامع در مسیر توسعه پیش میتاخت. در واقع درآمدهای نفتی اقتصاد ما را دچار بیماری هلندی کردهاست. این درآمد بیشتر از این که محرک توسعه و تولید باشد، محرک مصرف بودهاست. به برکت این درآمدها، جامعه ما توانسته در حوزه مصرف عملکردی بسیار قویتر از حوزه تولید داشتهباشد! به بیان دیگر، این درآمدها یار شاطر نشده و فقط بار خاطر شدهاست. بسیاری از حوزههای فعالیت اقتصادی کشور وابسته به درآمدهای نفتی شدهاست. همه ساله در ایام تصویب لایحه بودجه در مجلس، توجه همگان به مهمترین شاخص یعنی برآورد قیمت نفت برای سال آینده جلب میشود. ظاهراً این شاخص در اقتصاد ما سال به سال به جای کاهش درجه اهمیت و کمرنگ شدن، پراهمیتتر و پررنگتر میشود. در حوزه آب هم عملکردمان چندان مطلوب نیست. با وجود این که همه به کمآبی کشورمان واقف هستیم، اما مصرف سرانه آبمان بالاتر از مصرف سرانه آب کشورهای توسعهیافته و پرآب است! میزان اتلاف آب از شبکههای آبرسانی برای کل جهان در دامنه ۹ تا ۱۲درصد است. این رقم در ایران در حدود ۲۸ تا ۳۰درصد برآورد شدهاست! شاخص جالبی که در حوزه آب میتواند موردتوجه قرار بگیرد، سهم بخش صنعت در مصرف آب است. سهم بخش صنعت در کشور ما از کل مصرف سالانه آب فقط ۲درصد است. درحالیکه در کشورهای توسعهیافته بخش اعظم آب در صنعت مورداستفاده قرار میگیرد. به عنوان مثال سهم صنعت در آلمان برابر با ۶۰درصد و در بلژیک ۸۵درصد است. اگر قدر منابع محدود آبمان را میدانستیم، در طول سالیان سال برای جلوگیری از هدر رفتن آب کاری میکردیم، برای بازیافت آب و بازگرداندن فاضلابهای شهری به چرخه مصرف سرمایهگذاری میکردیم، برای گسترش سهم شیوههای مدرن آبیاری در کشاورزی که بهتر از شیوه سنتی غرقابی باشند، کاری میکردیم. و … البته بیتردید در همه حوزهها کار شدهاست. اما حجم کار انجامشده در مقایسه با آنچه که باید انجام میشد، بسیار کم است. نتیجه این که اینک جامعه ما یکی از اسرافکارترین جوامع در عرصه مصرف آب و آلوده ساختن منابع آب زیرزمینی است.