صنعت کنسرو در محاصره نوسان؛ ثبات مواد اولیه شرط تداوم تولید
مسعود بختیاری - رئیس هیئتمدیره سندیکای صنایع کنسرو ایران
تداوم فعالیت صنایع غذایی بیش از هر چیز به ثبات در تأمین مواد اولیه وابسته است. در صنعتی مانند کنسروسازی که بخشی از نیاز خود را از واردات و بخشی دیگر را از محصولات کشاورزی داخلی تأمین میکند، هر اختلال در مسیرهای تجاری یا تغییر در الگوی عرضه مواد اولیه میتواند هزینه تولید را افزایش دهد و برنامهریزی بنگاهها را با مشکل مواجه کند. در چنین شرایطی، مسئله اصلی فقط تأمین کالا نیست؛ بلکه اطمینان از دسترسی مستمر، قیمت قابل پیشبینی و امکان ادامه تولید در بلندمدت است.
تغییر شرایط منطقهای و محدودیت در مسیرهای تجاری پیشین، ضرورت متنوعسازی راههای واردات را برجسته کرده است. جایگزین کردن مسیرهای حملونقل، بهویژه برای موادی مانند ماهی که در تولید بخشی از محصولات کنسروی کاربرد دارند، به هماهنگی میان واردکنندگان، شرکتهای حملونقل، گمرک و دستگاههای مرتبط نیاز دارد. این جابهجایی معمولاً در کوتاهمدت انجام نمیشود و میتواند هزینه و زمان تأمین را افزایش دهد. بنابراین، مدیریت شرایط جدید باید بهگونهای باشد که وقفه در واردات به کاهش ظرفیت تولید یا افزایش ناگهانی قیمت محصولات منجر نشود.
در بخش دیگر زنجیره تأمین، صنایع تبدیلی با چالش دسترسی به محصولات کشاورزی داخلی روبهرو هستند. کاهش سطح زیرکشت گوجهفرنگی و جذابیت بیشتر صادرات در مقاطعی از سال میتواند عرضه مورد نیاز کارخانهها را تحت تأثیر قرار دهد. این مسئله نشان میدهد که سیاستهای کشاورزی و تجاری را نمیتوان جدا از نیاز صنایع پاییندستی تنظیم کرد. اگر صادرات یک محصول بدون ارزیابی میزان عرضه داخلی و نیاز واحدهای فرآوری مدیریت شود، ممکن است کارخانهها برای تأمین مواد اولیه با محدودیت مواجه شوند؛ در مقابل، محدودیتهای غیرکارشناسی صادرات نیز میتواند بازار کشاورزان را مختل کند.
راهکار، ایجاد توازن میان منافع کشاورزان، صادرکنندگان و صنایع تبدیلی است. برآورد دقیق نیاز داخلی، پیشبینی میزان تولید فصلی، اطلاعرسانی شفاف و مشارکت تشکلهای تخصصی در تصمیمگیری میتواند از شکلگیری کمبودهای ناگهانی جلوگیری کند. همچنین، قراردادهای بلندمدت و توافقهای روشن میان تولیدکنندگان محصولات کشاورزی و کارخانهها میتواند بخشی از نااطمینانی در تأمین مواد اولیه را کاهش دهد.
با این حال، ثبات در زنجیره تأمین زمانی نتیجهبخش خواهد بود که در فرآیند تعیین قیمت محصول نهایی نیز هزینههای واقعی تولید در نظر گرفته شود. افزایش بهای مواد اولیه، حملونقل، انرژی و سایر نهادهها، هزینه تمامشده را تغییر میدهد. اگر این تغییرات در سازوکار قیمتگذاری منعکس نشود، فشار بر حاشیه سود تولیدکننده افزایش مییابد؛ اما انتقال کامل و ناگهانی هزینهها به مصرفکننده نیز میتواند قدرت خرید خانوارها را تضعیف کند.
ازاینرو، استمرار تولید در صنعت کنسرو به مجموعهای هماهنگ از سیاستها نیاز دارد: تنوعبخشی به مسیرهای وارداتی، مدیریت عرضه مواد اولیه داخلی، ثبات مقررات تجاری و تعیین قیمت با توجه به هزینههای واقعی و توان خرید مردم. تصمیمگیری هماهنگ میان دستگاههای مسئول و بخش خصوصی میتواند از تبدیل نوسانات مقطعی به بحرانهای پایدار در تولید جلوگیری کند.