سه واکنش به یک فشار؛ همسایگان ایران در برابر تحریمهای ترانزیتی
اباذر براری - مدرس دانشگاه و معاون بین الملل فدراسیون حمل و نقل و لجستیک ایران
حالا که فشارهای تحریمی آمریکا علیه ایران از بخشهای مالی، انرژی و تجارت گسترده تر شده ، پیش بینی می شود واشنگتن از کشورهای منطقه بخواهد به محدود کردن مسیرهای زمینی مرتبط با ایران اقدام کنند. در این صورت جغرافیای ترانزیتی ایران وارد مرحلهای تازه خواهد شد؛ برهه ای که در آن، تنها شرکتهای حملونقل و صاحبان کالا متاثر نخواهند شد، بلکه دولتهای همسایه نیز ناچار خواهند شد میان ملاحظات سیاسی، منافع اقتصادی و هزینههای همکاری با آمریکا تصمیمگیری کنند.
در چنین موقعیتی، نمیتوان انتظار داشت همه کشورهای همسایه واکنشی یکسان نشان دهند. هر کشوری بر اساس میزان وابستگی به تجارت با ایران، روابط خود با واشنگتن، منافع ترانزیتی، ساختار اقتصادی و ملاحظات امنیتی، رویکرد متفاوتی را انتخاب خواهد کرد. سه رویکرد اصلی در برابر این فشار احتمالی قابل تصور است: تلاش برای دریافت معافیت، همراهی با محدودیتها یا سختگیری بیشتر علیه ناوگان ایرانی.
گروهی از کشورهای همسایه ممکن است بهجای پذیرش کامل محدودیتهای پیشنهادی آمریکا، برای دریافت استثنا یا تعیین ملاحظات ویژه وارد مذاکره شوند. آنها میتوانند استدلال کنند که محدود کردن کامل مبادلات زمینی با ایران، علاوه بر آسیب به تجارت دوجانبه، بر درآمد شرکتهای حملونقل، فعالیت پایانههای مرزی، اشتغال و زنجیره تأمین کالاهای موردنیاز بازارهایشان اثر میگذارد.
برای برخی همسایگان، ایران تنها یک شریک تجاری نیست؛ بلکه بخشی از مسیر دسترسی به بازارهای منطقه و شبکه ارتباطی میان آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و دیگر بازارهای پیرامونی است. در نتیجه، تعطیلی یا محدودیت ظرفیتها ممکن است هزینههایی فراتر از روابط دوجانبه تهران و واشنگتن ایجاد کند.
البته درخواست معافیت الزاما به معنای مخالفت سیاسی با آمریکا نخواهد بود. دولتها ممکن است در عین حفظ تعامل خود با واشنگتن، برای بخشهایی از تجارت مرزی، کالاهای ضروری، حملونقل ترانزیتی یا فعالیتهای اقتصادی مشخص، استثناهای محدود درخواست کنند. میزان موفقیت چنین تلاشهایی نیز به دامنه تحریمها، مبنای حقوقی آنها و اراده سیاسی آمریکا بستگی خواهد داشت.
گروهی دیگر ممکن است تصمیم بگیرند برای جلوگیری از مواجهه با خطر تحریمهای ثانویه، محدودیتهای موردنظر آمریکا را اجرا کنند یا دستکم همکاری اقتصادی خود با ایران را کاهش دهند. تجربه تحریمهای ثانویه نشان داده است که نگرانی از دست دادن دسترسی به نظام مالی، بازارها و خدمات بینالمللی میتواند شرکتها و مؤسسات مالی را به احتیاط گسترده وادار کند.
در این سناریو، ممکن است محدودیتها ابتدا در سطح بانکها، شرکتهای بیمه، مؤسسات مالی و بنگاههای بزرگ حملونقل ظاهر شود و سپس به فعالیتهای عملیاتی در مرزها گسترش پیدا کنند. افزایش بازرسیها، طولانی شدن تشریفات اداری، سختگیری در پذیرش اسناد یا محدود شدن همکاری شرکتهای محلی با ناوگان ایرانی، از جمله پیامدهای قابل تصور خواهد بود.
نکته مهم آن است که همراهی با فشارهای آمریکا لزوما به معنای بسته شدن رسمی مرزها نیست. گاهی محدودیتهای اداری و مالی میتوانند بدون اعلام ممنوعیت عمومی، هزینه و زمان عبور کالا را افزایش دهند و عملاً بخشی از مزیت رقابتی مسیرهای ترانزیتی ایران را کاهش دهند.
در سناریوی سوم، برخی کشورها ممکن است علاوه بر اجرای محدودیتهای رسمی، نظارت و کنترل بیشتری بر فعالیت کامیونهای ایرانی اعمال کنند. در چنین وضعیتی، موضوعاتی مانند مجوزهای تردد، اسناد حمل، تشریفات گمرکی، بیمه، ضوابط فنی و مقررات ورود و خروج میتواند اهمیت بیشتری پیدا کنند. این رویکرد ممکن است در کوتاهمدت به افزایش زمان توقف کامیونها، بالا رفتن هزینه حمل و کاهش قابلیت پیشبینی مسیر منجر شود. برای شرکتهای حملونقل بینالمللی، مسئله فقط عبور از یک مرز نخواهد بود؛ بلکه اطمینان از امکان بازگشت ناوگان، دریافت کرایه، پوشش بیمهای و استمرار قراردادها نیز دغدغهای جدی است.
با این حال، تشدید محدودیتها برای کشورهای میزبان نیز بدون هزینه نیست. شرکتهای حملونقل، پایانههای مرزی و فعالان تجاری آن کشورها ممکن است بخشی از درآمد خود را از دست بدهند. از همین رو، میزان سختگیری هر کشور به این بستگی دارد که هزینه اقتصادی محدود کردن ایران را در مقایسه با هزینه احتمالی نادیده گرفتن خواستههای واشنگتن چگونه ارزیابی کند.
در برابر این سناریوها، نخستین ضرورت، شناسایی دقیق آسیبپذیری مسیرهای زمینی و تهیه نقشهای از وابستگی تجارت ایران به گذرگاهها و کشورهای مختلف است. باید مشخص شود کدام مرزها برای واردات کالاهای ضروری، صادرات غیرنفتی و ترانزیت منطقهای اهمیت بیشتری دارند و اختلال در هرکدام چه پیامدی خواهد داشت.
در گام بعد، گفتوگو با دولتها و تشکلهای حملونقلی کشورهای همسایه باید از سطح روابط عمومی فراتر برود و بر منافع اقتصادی مشترک، استمرار تجارت قانونی، تسهیل تشریفات مرزی و کاهش هزینههای لجستیکی متمرکز شود. تقویت همکاری با اتحادیهها و انجمنهای حملونقل منطقهای نیز میتواند به انتقال نگرانیهای عملیاتی فعالان اقتصادی کمک کند. همزمان، تنوعبخشی به مسیرها، تقویت حملونقل ریلی، توسعه ظرفیت پایانهها و بنادر و افزایش آمادگی شرکتها برای مواجهه با تأخیرهای احتمالی ضروری است.
اگر فشار آمریکا به مسیرهای زمینی ایران گسترش یابد، واکنش همسایگان احتمالاً ترکیبی از مذاکره برای معافیت، همراهی با بخشی از محدودیتها و سختگیریهای اجرایی خواهد بود. در نهایت، مزیت ترانزیتی ایران تنها در موقعیت جغرافیایی آن خلاصه نمیشود؛ قابلیت اعتماد مسیر، سرعت عبور، ثبات مقررات و امکان برنامهریزی برای صاحبان کالا نیز به همان اندازه اهمیت دارند. آینده ترانزیت ایران در چنین شرایطی، به توان ایران در حفظ منافع مشترک اقتصادی، کاهش آسیبپذیری مسیرها و تبدیل موقعیت جغرافیایی خود به یک مزیت عملیاتی پایدار بستگی خواهد داشت.