نقطه عطف صنعت قلع اندود ایران

دکتر محسن احمدی مقدم در یادداشتی نوشت: در صنعت فولاد، گاهی بزرگ‌ترین مانع توسعه، نداشتن ظرفیت تولید نیست بلکه نداشتن اطمینان از تأمین پایدار مواد اولیه است. صنعت ورق قلع‌اندود ایران امروز دقیقاً در چنین نقطه‌ای قرار گرفته است؛ جایی که افزایش ظرفیت تولید، بدون تقویت حلقه‌های بالادستی، می‌تواند به فرصت سوزی تبدیل شود.

شناسه خبر: 190957
نقطه عطف صنعت قلع اندود ایران

دکتر محسن احمدی مقدم  در یادداشتی نوشت:

در صنعت فولاد، گاهی بزرگ‌ترین مانع توسعه، نداشتن ظرفیت تولید نیست بلکه نداشتن اطمینان از تأمین پایدار مواد اولیه است. صنعت ورق قلع‌اندود ایران امروز دقیقاً در چنین نقطه‌ای قرار گرفته است؛ جایی که افزایش ظرفیت تولید، بدون تقویت حلقه‌های بالادستی، می‌تواند به فرصت سوزی تبدیل شود.

ورق قلع‌اندود در ظاهر محصولی نهایی برای صنایعی مانند بسته‌بندی، کنسرو، مواد غذایی و دارویی است، اما در واقع نتیجه عملکرد زنجیره‌ای است که از تولید ورق پایه آغاز می‌شود. به همین دلیل، هر بحثی درباره آینده این صنعت باید فراتر از ظرفیت خطوط قلع‌اندود باشد و به منبع تأمین خوراک آن نیز توجه شود.

تجربه بازار جهانی نیز نشان می‌دهد که مزیت تولیدکنندگان بزرگ صرفاً در برخورداری از خطوط پیشرفته خلاصه نمی‌شود. کشورهایی که زنجیره تأمین منسجم‌تری دارند، در زمان نوسان بازار، تغییر قیمت‌ها یا محدودیت‌های تجاری، امکان بیشتری برای حفظ تولید و رقابت دارند. رشد جایگاه چین در بازار جهانی قلع‌اندود را نیز می‌توان نتیجه همین سیاست دانست.

در ایران، ظرفیت تولید قلع‌اندود وجود دارد و سرمایه‌گذاری‌های جدید نیز نشان می‌دهد نگاه به توسعه این محصول همچنان جدی است. اما یک مسئله اساسی همچنان پابرجاست بخشی از ورق پایه مورد نیاز باید از منابع بیرونی تأمین شود. همین وابستگی، تولید را در معرض عواملی قرار می‌دهد که لزوماً در اختیار تولیدکننده قلع‌اندود نیست.اینجاست که موضوع تولید ورق سیاه اهمیت پیدا می‌کند.

ورق سیاه را نباید صرفاً یک محصول جدید در سبد تولید فولاد دانست. در صورت وجود توجیه اقتصادی و فنی، توسعه این حلقه می‌تواند بخشی از یک راهبرد بزرگ ‌تر برای تکمیل زنجیره باشد؛ راهبردی که هدف آن کاهش ریسک تأمین، افزایش قابلیت برنامه‌ریزی و ایجاد ثبات بیشتر برای صنایع پایین‌دست است.

مسئله مهم این است که توسعه ظرفیت قلع‌اندود با سرعت بیشتری از توسعه زیرساخت تأمین خوراک پیش نرود. اگر ظرفیت جدید ایجاد شود اما مواد اولیه کافی، مستمر و رقابتی در دسترس نباشد، فاصله میان «ظرفیت اسمی» و «تولید واقعی» بیشتر خواهد شد.

از این منظر، سرمایه‌گذاری‌های جدید در صنعت قلع‌اندود را باید فرصتی برای بازنگری در کل زنجیره دانست. افزایش ظرفیت زمانی معنا پیدا می‌کند که حلقه‌های قبل و بعد از آن نیز متناسب با این رشد تقویت شوند. در غیر این صورت، ممکن است بخشی از سرمایه‌گذاری‌ها به جای آنکه به افزایش پایدار تولید منجر شود، صرفاً ظرفیت بالقوه‌ای ایجاد کند که بهره‌برداری کامل از آن به تأمین‌کنندگان بیرونی وابسته بماند.

بنابراین شاید سؤال اصلی صنعت قلع‌اندود ایران دیگر این نباشد که «چگونه ظرفیت تولید را افزایش دهیم؟» بلکه این باشد که «چگونه شرایطی ایجاد کنیم که ظرفیت موجود و جدید، امکان تولید پایدار داشته باشد؟»پاسخ به این سؤال، نگاه از یک خط تولید به یک زنجیره تولید است.

اگر هدف، حضور پایدارتر ایران در بازار محصولات فولادی و افزایش عمق ساخت داخل باشد، توسعه قلع‌اندود باید هم‌زمان با تقویت حلقه‌های بالادستی دنبال شود. در چنین چارچوبی، تولید ورق پایه و ورق سیاه می‌تواند یکی از گزینه‌های مهم برای کاهش ریسک و افزایش تاب‌آوری این صنعت باشد.

در نهایت، آینده قلع‌اندود ایران را نباید فقط با تعداد خطوط تولید یا میزان ظرفیت اسمی سنجید؛ معیار مهم‌تر، میزان اطمینانی است که این صنعت نسبت به تأمین خوراک خود دارد. توسعه واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که زنجیره، نه فقط یک حلقه آن، بزرگ‌تر و قدرتمندتر شود و این توسعه اهمیت دوچندانی خواهد داشت وقتی می دانیم که تولید ورق‌های قلع‌اندود ارتباط مستقیمی با صنایع بسته ‌بندی و در نتیجه امنیت غذایی کشور دارند و به همین دلیل، تأمین پایدار آنها اهمیت بسیار زیادی دارد.

برآوردها نشان می‌دهد تقاضای سالانه کشور برای ورق‌های قلع‌اندود حدود ۲۵۰ هزار تن است. حال آنکه میزان تولید ورق سیاه به عنوان مهمترین ماده اولیه صنعت قلع اندود در بهترین حالت بنابراین، اجرای پروژه تولید ورق پایه و توسعه ظرفیت‌های تولید در مجموعه ای مانند توان آور به عنوان بزرگ ترین و منسجم ترین مرکز تولید ورق قلع اندود یک ضرورت برای تکمیل زنجیره داخلی این محصول محسوب می‌شود.

بر این اساس پروژه تولید ورق‌های بلک‌پلیت با ظرفیت ۱۵۰ هزار تن در سال با هدف کاهش وابستگی به واردات، جلوگیری از خروج ارز، تأمین پایدار مواد اولیه صنایع پایین‌دستی و فراهم‌کردن زمینه صادرات به کشورهای منطقه اجرا می‌شود. زمانی که ورق گرم تولید می‌شود، وارد فرآیند نورد شده و ضخامت آن کاهش می‌یابد. این ورق‌ها در ادامه به‌عنوان ورق پایه یا همان بلک‌پلیت مورد استفاده قرار می‌گیرند و مبنای تولید ورق‌های قلع‌اندود هستند.

اهمیت چنین پروژه هایی در آینده صنعت کشور، نه فقط در میزان تولید، بلکه در نقشی است که در اتصال بخش‌های مختلف زنجیره ارزش، کاهش وابستگی به واردات محصولات تخصصی و حرکت به سمت توسعه صنعتی پایدار ایفا می‌کنند. این مهم  می تواند نقطه عطف صنعت قلع اندود ایران باشد.

بنابراین این نکته را نیز نباید فراموش کرد که با توجه به برنامه مجموعه توان اور اسیا مبنی بر اینکه با توسعه ظرفیت تولید، تکمیل زنجیره محصولات، اجرای پروژه تولید ورق پایه و حرکت به سمت تولید TFS، ضمن کاهش وابستگی به واردات و جلوگیری از خروج ارز، امنیت تأمین صنایع پایین‌دستی را ارتقا داده  و در آینده نیز زمینه حضور محصولات ایرانی در بازار کشورهای منطقه را فراهم خواهد کرد تا مسیر توسعه شرکت که بر سه محور «تکمیل زنجیره تولید، حرکت در مرز فناوری و تولید سبز» استوار است به هدف نهایی یعنی تبدیل ظرفیت‌های داخلی به مزیت رقابتی پایدار در بازار ورق‌های تخصصی و بسته‌بندی برسد.

بر این اساس حرکت به سمت صنعت پایدار تنها به نوع محصول محدود نمی‌شود و فرآیند تولید نیز بخش مهمی از این مسیر است. کاهش مصرف انرژی، مدیریت منابع آب، کنترل آلاینده‌ها، بهینه‌سازی فرآیندها و مدیریت پسماند، از جمله موضوعاتی هستند که نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده صنایع بزرگ دارند.

 

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار