رد یک ادعا به روایت علم، اختراعات و اقتصاد
یادداشت سیدحمید جمالالدینی استاد دانشگاه
دادههای استخراجشده از یک پروژه بینالمللی و مطالعات تخصصی در حوزه "ژنتیک رفتاری" در امریکا، بهروشنی نشان میدهند که ادعاهایی نظیر وجود "ژن نفرت" یا صفات اخلاقی منفیِ ذاتی در یک ملیت، فاقد وجاهت علمی است. هویت ژنتیکی ایرانیان در طول تاریخ با شاخصههایی چون صلحجویی و نوعدوستی گره خورده و هیچ دیتای معتبری مبنی بر وجود الگوهای مخرب در ژنتیک این مرز و بوم وجود ندارد.
در حالی که علم مدون ژنتیک و اثبات نقش وراثت دوطرفه (والدینی) از قرن هجدهم میلادی به بعد در کتب کلاسیک فرموله شد، تمدن کهن ایران قرنها پیش از ظهور کتب مدرن، به مبانی اصالت و وراثت آگاهی کامل داشته است. حکیم ابوالقاسم فردوسی صدها سال پیش از دانش امروزی در شاهنامه، با ظرافتی علمی به تأثیر ژنتیکی هر دو والد اشاره کرده و با نگاهی حکیمانه، خاستگاه اصالت انسان را در پیوند وراثت از سوی پدر و مادر دانسته است و میسراید:"نشان دارد از هر دو سو نیکپی / ز افراسیاب و ز کاووسکی". این نشاندهنده آن است که مفهوم "اصالت" و نقش بیولوژیک والدین در شکلگیری شخصیت فرزند، پیش از آنکه در آزمایشگاههای مدرن ثابت شود، در بستر حکمت و هویت ایرانی ریشه داشته و ایرانیان همواره به برتریِ وراثت ناشی از "نجابت" و "پاکی" باور داشتهاند.
ملت ایران در طول تاریخ همواره پیشگام توسعه علم، فناوری، صلح و نوعدوستی بودهاند. در هویت تاریخی ایرانیان هیچ نشانی از چپاول، غارت، استعمار و استثمار وجود ندارد. بر خلاف برخی که سرزمینشان بر پایه خلقوخوی دیگر (مانند استعمار) شکل گرفته، در این زادگاه (ایران) همواره میهنپرستی، نوعدوستی و تربیت صحیح وجود داشته است. در مطالعات حوزه «ژنتیک رفتاری» نیز که در تمام دنیا انجام شده، هیچ سندی دال بر ادعاهای واهی مطرح شده علیه ژنتیک ایرانیان وجود ندارد.
در تحلیل رفتاری، ما با ترکیب اثر "ژن" و "محیط" مواجهیم. مقایسه ایرانیان ساکن در داخل کشور با جامعه مهاجر ایرانی در قارههای مختلف، یک آزمایش طبیعی بزرگ را نشان میدهد. علیرغم تغییرات بنیادین در "عنصر محیط"، خروجی رفتاری ایرانیان در سراسر جهان ثابت مانده است. این موضوع نشاندهنده قدرت، پاکی و یکدستی «ژن ایرانی» است که اثر غالب خود را در برابر تغییرات محیطی حفظ کرده و این حقیقت را نشان میدهد که ژن ایرانی، فارغ از جغرافیا، همواره «آبادگر» بوده نه «ویرانگر».
نگاهی به شناسنامه علوم جهانی نشان میدهد که نوابغ ایرانی همچون ابنسینا، رازی، خیام و سایر دانشمندان ایرانی در رشتههای ریاضی، نجوم، فیزیک، شیمی، پزشکی و ادبیات، پایه گذاران علوم مدرن بودهاند.
نکته تاملبرانگیز اینجاست که حتی در طول تاریخ، کشورهایی که با رویکرد حمله و چپاول به ایران آمدند، کتابهای این دانشمندان را به عنوان گرانبهاترین غنیمت با خود بردند. این آثار برای قرنها در معتبرترین دانشگاههای دنیا به عنوان کتب مرجع تدریس میشد و ترجمان همین دانشِ ربوده شده، پایه تحولات علمی آنان گشت؛ موضوعی که ثابت میکند ژن ایرانی حتی در سختترین شرایط تاریخی، مرجعیت علمی و سازندگی خود را بر مهاجمان و جهان نشان داده است.
در عصر حاضر نیز نخبگان ایرانی در قلب مراکز فناوری جهان همچون ناسا، دره سیلیکون (Silicon Valley) و حوزههای پزشکی و دارویی پیشتازی میکنند. آمار ثبت اختراعات (Patents) و نوآوریهای ثبت شده توسط ایرانیان در سطح بینالمللی، نشان میدهد که این ژنتیک تمدنساز همواره «خدمتساز» برای بشریت بوده است نه «زحمتساز».
ایرانیها به گواه تاریخ همواره«تمدنساز» بودند نه «مخرب تمدن». ایران کشوری صاحب تمدن است و تمدن را نه سنگها، بلکه انسانها میسازند. این "ژن تمدنساز" حتی در پذیرش ادیان نیز چنان هوشمندانه عمل کرده که باعث رشد علمی و شکوفایی اخلاقی آنها در این مرز و بوم شده است.
تمدن ایرانی هزاران سال پیش منشور حقوق بشر را به عنوان الگوی کرامت انسانی به جهان هدیه داد—منشوری که امروز به عنوان سندی کهن در سازمان ملل نگهداری میشود—برخاسته از همین کالبد و ژنتیک صلحجو است.ایرانیها به گواه تاریخ و ژنتیک فارغ از مرزها و جغرافیا، همواره خروجی مثبتی داشتهاند و هرگونه برچسبزنی سیاسی به این پیشینه درخشان، با منطقِ علم ژنتیک و شواهد قطعی تاریخِ تمدن در تضاد است.