کج راهه حمایت از برنج ایرانی با استناد به ادعای دلالان

0
۴۲۲ بازدید

علی شفائی: مرکز پژوهش‌های مجلس با انتشار گزارشی در حالی واردات برنج را بیش از نیاز مصرف داخل اعلام کرده است، که مستندات عینی نه تحقیقاتی مبین این واقعیت است که گزارش مذکور با نادیده گرفتن برخی واقعیت ها منتشر شده است.

به گزارش خبرنگار جهان اقتصاد، طی یکی دو سال گذشته موج انتقادات علیه واردات برنج وارد مسیر جدیدی شد و مسائل و مباحثی مطرح شد که با واقعیت فاصله بعیدی دارد.‏
در گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی مصرف سرانه برنج ۴۰ کیلوگرم و میزان تولید داخل قریب به ۲ و نیم میلیون تن اعلام شده است که، اتفاقات سال ۱۳۹۱ که به افزایش نزدیک به صد در صدی قیمت ها و ایجاد صف های طویل منتهی شد، حاصل کنترل واردات با استناد به این آمار بوده است.‏
در این گزارش در حالی سرانه مصرف ۴۰ کیلوگرم اعلام شده که فعالان بازار برنج بر سر حداقل ۴۵ و حداکثر ۵۵ کیلوگرم اختلاف نظر دارند و در سال هایی که رقم ۴۰ یا ۴۵ کیلوگرم مبنی قرارگرفته و میزان تولید داخلی ۲ و نیم میلیون تن در نظرگرفته شده و بر این اساس اجازه واردات داده شده، بازار با کمبود عرضه و افزایش قیمت روبرو شده است.
آنچه مسلم است به دلیل عدم فعالیت یک تشکل ملی و خلاء بانک اطلاعاتی، سند مستند و قابل اعتناء که میزان واقعی تولید و نیاز بازار کشور به برنج را اعلام کند وجود ندارد.‏
از سویی برخی مدعی هستند که واردات بی رویه منجر به نابودی شالیزارها و ویلا سازی شده است، که در این خصوص نیز باید به این موضوع اشاره کرد که اگر واردات بی رویه برنج موجب ویلاسلزی در شالیزارها شده است، علت نابودی جنگل های شما کشور و ویلاسازی در این مناطق چیست؟
بی شک یکی از بزرگترین مشکلات برنج کاران در کشور نداشتن تشکل است، تشکلی که می تواند واقعیت ها را مطرح، از حقوق تولیدکننده حمایت و به تنظیم بازار کمک کند.
این خلا موجب شد تا برخی افراد با داعیه حمایت از تولید و با عملکرد دلالی در خصوص بازار برنج مطالب بی ریشه و غیر واقعی را مطرح کنند، مطالبی که متاسفانه به عنوان سند مرجع مورد استفاده برخی مراجع قانونی قرارگرفته و با استناد به این مباحث غیرواقعی اعلام نظر می کنند.
نگاهی به وضعیت بازار برنج می تواند به خوبی بازگو کننده واقعیت ها باشد، در شرایطی که برخی مدعی از دست رفتن بازار برنج داخلی به دلیل واردات بی رویه هستند، اما تا کنون هیچ یک از شالیکاران و واحدهای شالیکوبی به فروش نرفتن برنج های خود در بازار اعتراض نکرده اند، چراکه تا کنون چنین اتفاقی نیفتاده و برنج ایرانی به دلیل مرغوبیت و کیفیتی که دارد حتی اگر فاصله قیمیت قابل توجهی با نمونه های وارداتی داشته باشد، بازهم در بازار کشور عرضه و به فروش می رود.‏
اگر چنین نبود قطعا شالیکاران همانند برخی دیگر کشاورزان و باغداران مانند چایکاران و مرکبات کاران که در زمان بروز مشکل اعتراضت خود را رسانه ای کرده اند، این اتفاق در این بخش هم تکرار می شد.‏
اما واقعیت ماجرا چیست و چرا برخی تلاش می کنند بازار برنج کشور را با شایعه سازی برهم بزنند؟ واقعیت این ماجرا منفعتی است که دلالان دراین بازار دارند، بازاری که حضور برنج های وارداتی آنرا تعدیل کرده و راه سوءاستفاده دلالان را می بندد.‏
در چنین شرایطی شاید نقش آفرینی دستگاه های مسؤل دولتی و تصمیم گیری منطقی برای برنج مانند آزاد شدن صادرات برنج ایرانی که بازار بسیاری از کشورها برای چنین اتفاقی فرصت شماری می کند. همچنین حمایت از تشکل ملی برنج که تولیدکنندگان، صادرکنندگان و واردکنندگان در کنار هم قرارگرفته و با نگاهی ملی و فرابخشی فعالیت کرده و برای تصمم گیری منطقی ترین پیشنهادات را در اختیار نهادهای تصمیم گیری قراردهند، می تواند اقداماتی برای پایان دادن به نابسامانی های بازار برنج باشند.‏
درغیراینصورت همچنان باید شاهد نابودی شالیزارهایی باشیم که شالیکاران به دلیل نداشتن سرمایه و تکنولوژی روز آنها را از دست می دهند، اتفاقی که در آینده ای نه چندان دور به طور کامل برنج ایرانی را نابود کرده و دیگر تولیدی باقی نخواهند ماند که بتوان از آن حمایت کرد.‏
گزیده ای از گزارش دفتر مطالعات زیربنایی مرکز پژوهش های مجلس به شرح زیر است: ایران با واردات بیش از یک میلیون تن برنج در سال‌های اخیر، پس از کشورهای فیلیپین، نیجریه و عربستان سعودی در رده چهارم واردات برنج جهان قرار گرفته، این در حالی است که عملکرد تولید برنج ایران به تقریب با متوسط عملکرد جهان برابری می کند و میزان واردات کشور حدودا ۲ برابر میزان نیاز مصرف کشور است.‏
بررسی آمار واردات برنج طی سال های ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۱ حاکی از آن است که طی این دوره میزان واردات این محصول از ۶۹۹ هزار تن در سال ۱۳۸۰ با سیر صعودی به ۱۲۸۹ هزار تن در سال ۱۳۹۱ رسیده که نشان دهنده افزایش ۴۵ درصدی در این دوره است.‏
لازم به ذکر است به طور کلی اگر مصرف سرانه برنج برای هر ایرانی ۴۰ کیلوگرم در نظر گرفته شود، سالیانه سه میلیون تن برنج مورد نیاز است که با احتساب تولید ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تن در داخل، نیاز به واردات ۶۰۰ هزار تن برنج است و اگر ۲۰۰ هزار تن هم به منظور ذخیره سازی این محصول در نظر گرفته شود سالیانه نهایتا باید ۸۰۰ هزار تن برنج خارجی وارد شود تا هم تامین کننده بازار مصرف باشد و هم به دسترنج کشاورزان لطمه نزند، ولی هم اکنون با واردات یک میلیون و ۲۸۹ هزار تن برنج ۴۸۹ هزار تن بیش از آنچه مورد نیاز است به کشور وارد می شود که این مقدار مازاد، تولیدکنندگان داخلی را با مشکلات بیشتری مواجه می سازد.‏
آمار و ارقام موجود نشانگر آن است که با گذشت زمان، درصد خوداتکایی کاهش پیدا کرده به طوری که از ۶۱ درصد در سال ۱۳۸۰ به ۴۴ درصد در سال ۱۳۹۱ رسیده است. مسئله فوق نشان دهنده این واقعیت است که در مورد خودکفایی برنج، به برنامه تولید برنج توجهی نشده است و دولت باید برای حفظ سرمایه های داخلی و جلوگیری از خروج ارز از کشور، حامی برنجکاران باشد.‏
واردات بی رویه، نبود نظارت دقیق و کافی بر واردات و تنظیم بازار برنج، همواره کشاورزان را برای فروش محصولات خود با مشکلات زیادی مواجه ساخته است. همچنین بررسی های نشان می دهند که واردات برنج متاثر از دو عامل تولید داخل و نرخ تعرفه تعیین شده بر برنج وارداتی است.‏
سیاست‌های تعرفه ای کنونی در مورد برنج در کوتاه مدت باعث ضرر کشاورزان و کاهش درآمد آنان است و در میان مدت با تغییر ذائقه به تغییر الگوی مصرف و در بلندمدت الگوی کشت را متاثر کرده و تولید محصول استراتژیکی مانند برنج را به مخاطره خواهد انداخت و تولیدکنندگان سنتی داخلی را با حاشیه سود پایین در مقابل دنیای مکانیزه کشاورزی در بازار جهانی قرار خواهد داد با مشکلات و اخلال های فوق الذکر آثار فراوانی را بر تولید، مصرف و واردات برنج داشته اند به طوری که در حال حاضر یکی از مهم ترین نقاط ضعف اساسی بازار برنج، اطلاعات تنظیم بازار آن است. تا زمانی که شبکه دقیقی از مولفه های بازار شکل نگیرد، دولت نمی تواند در تنظیم بازار آن با موفقیت عمل کند.‏
عدم برآورد دقیق میزان تولید همواره دولت را در تعیین میزان دقیق واردات با مشکل مواجه ساخته است. متاسفانه دولت تاکنون علی رغم مداخلات فراوان در بازار برای این مهم چاره ای نیاندیشیده است و اغلب مبادلات بازار ، چه از بعد نرم افزاری و چه از بعد سخت افزاری در فضایی سنتی صورت می گیرند.‏
واضح است که با توجه به رشد و توسعه بازار مصرف و تولید این محصول، روش های سنتی، دیگر پاسخگوی نیازهای بازارهای جدید و گسترده نیستند.‏

علی شفائی: مرکز پژوهش‌های مجلس با انتشار گزارشی در حالی واردات برنج را بیش از نیاز مصرف داخل اعلام کرده است، که مستندات عینی نه تحقیقاتی مبین این واقعیت است که گزارش مذکور با نادیده گرفتن برخی واقعیت ها منتشر شده است.

به گزارش خبرنگار جهان اقتصاد، طی یکی دو سال گذشته موج انتقادات علیه واردات برنج وارد مسیر جدیدی شد و مسائل و مباحثی مطرح شد که با واقعیت فاصله بعیدی دارد.‏
در گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی مصرف سرانه برنج ۴۰ کیلوگرم و میزان تولید داخل قریب به ۲ و نیم میلیون تن اعلام شده است که، اتفاقات سال ۱۳۹۱ که به افزایش نزدیک به صد در صدی قیمت ها و ایجاد صف های طویل منتهی شد، حاصل کنترل واردات با استناد به این آمار بوده است.‏
در این گزارش در حالی سرانه مصرف ۴۰ کیلوگرم اعلام شده که فعالان بازار برنج بر سر حداقل ۴۵ و حداکثر ۵۵ کیلوگرم اختلاف نظر دارند و در سال هایی که رقم ۴۰ یا ۴۵ کیلوگرم مبنی قرارگرفته و میزان تولید داخلی ۲ و نیم میلیون تن در نظرگرفته شده و بر این اساس اجازه واردات داده شده، بازار با کمبود عرضه و افزایش قیمت روبرو شده است.
آنچه مسلم است به دلیل عدم فعالیت یک تشکل ملی و خلاء بانک اطلاعاتی، سند مستند و قابل اعتناء که میزان واقعی تولید و نیاز بازار کشور به برنج را اعلام کند وجود ندارد.‏
از سویی برخی مدعی هستند که واردات بی رویه منجر به نابودی شالیزارها و ویلا سازی شده است، که در این خصوص نیز باید به این موضوع اشاره کرد که اگر واردات بی رویه برنج موجب ویلاسلزی در شالیزارها شده است، علت نابودی جنگل های شما کشور و ویلاسازی در این مناطق چیست؟
بی شک یکی از بزرگترین مشکلات برنج کاران در کشور نداشتن تشکل است، تشکلی که می تواند واقعیت ها را مطرح، از حقوق تولیدکننده حمایت و به تنظیم بازار کمک کند.
این خلا موجب شد تا برخی افراد با داعیه حمایت از تولید و با عملکرد دلالی در خصوص بازار برنج مطالب بی ریشه و غیر واقعی را مطرح کنند، مطالبی که متاسفانه به عنوان سند مرجع مورد استفاده برخی مراجع قانونی قرارگرفته و با استناد به این مباحث غیرواقعی اعلام نظر می کنند.
نگاهی به وضعیت بازار برنج می تواند به خوبی بازگو کننده واقعیت ها باشد، در شرایطی که برخی مدعی از دست رفتن بازار برنج داخلی به دلیل واردات بی رویه هستند، اما تا کنون هیچ یک از شالیکاران و واحدهای شالیکوبی به فروش نرفتن برنج های خود در بازار اعتراض نکرده اند، چراکه تا کنون چنین اتفاقی نیفتاده و برنج ایرانی به دلیل مرغوبیت و کیفیتی که دارد حتی اگر فاصله قیمیت قابل توجهی با نمونه های وارداتی داشته باشد، بازهم در بازار کشور عرضه و به فروش می رود.‏
اگر چنین نبود قطعا شالیکاران همانند برخی دیگر کشاورزان و باغداران مانند چایکاران و مرکبات کاران که در زمان بروز مشکل اعتراضت خود را رسانه ای کرده اند، این اتفاق در این بخش هم تکرار می شد.‏
اما واقعیت ماجرا چیست و چرا برخی تلاش می کنند بازار برنج کشور را با شایعه سازی برهم بزنند؟ واقعیت این ماجرا منفعتی است که دلالان دراین بازار دارند، بازاری که حضور برنج های وارداتی آنرا تعدیل کرده و راه سوءاستفاده دلالان را می بندد.‏
در چنین شرایطی شاید نقش آفرینی دستگاه های مسؤل دولتی و تصمیم گیری منطقی برای برنج مانند آزاد شدن صادرات برنج ایرانی که بازار بسیاری از کشورها برای چنین اتفاقی فرصت شماری می کند. همچنین حمایت از تشکل ملی برنج که تولیدکنندگان، صادرکنندگان و واردکنندگان در کنار هم قرارگرفته و با نگاهی ملی و فرابخشی فعالیت کرده و برای تصمم گیری منطقی ترین پیشنهادات را در اختیار نهادهای تصمیم گیری قراردهند، می تواند اقداماتی برای پایان دادن به نابسامانی های بازار برنج باشند.‏
درغیراینصورت همچنان باید شاهد نابودی شالیزارهایی باشیم که شالیکاران به دلیل نداشتن سرمایه و تکنولوژی روز آنها را از دست می دهند، اتفاقی که در آینده ای نه چندان دور به طور کامل برنج ایرانی را نابود کرده و دیگر تولیدی باقی نخواهند ماند که بتوان از آن حمایت کرد.‏
گزیده ای از گزارش دفتر مطالعات زیربنایی مرکز پژوهش های مجلس به شرح زیر است: ایران با واردات بیش از یک میلیون تن برنج در سال‌های اخیر، پس از کشورهای فیلیپین، نیجریه و عربستان سعودی در رده چهارم واردات برنج جهان قرار گرفته، این در حالی است که عملکرد تولید برنج ایران به تقریب با متوسط عملکرد جهان برابری می کند و میزان واردات کشور حدودا ۲ برابر میزان نیاز مصرف کشور است.‏
بررسی آمار واردات برنج طی سال های ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۱ حاکی از آن است که طی این دوره میزان واردات این محصول از ۶۹۹ هزار تن در سال ۱۳۸۰ با سیر صعودی به ۱۲۸۹ هزار تن در سال ۱۳۹۱ رسیده که نشان دهنده افزایش ۴۵ درصدی در این دوره است.‏
لازم به ذکر است به طور کلی اگر مصرف سرانه برنج برای هر ایرانی ۴۰ کیلوگرم در نظر گرفته شود، سالیانه سه میلیون تن برنج مورد نیاز است که با احتساب تولید ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تن در داخل، نیاز به واردات ۶۰۰ هزار تن برنج است و اگر ۲۰۰ هزار تن هم به منظور ذخیره سازی این محصول در نظر گرفته شود سالیانه نهایتا باید ۸۰۰ هزار تن برنج خارجی وارد شود تا هم تامین کننده بازار مصرف باشد و هم به دسترنج کشاورزان لطمه نزند، ولی هم اکنون با واردات یک میلیون و ۲۸۹ هزار تن برنج ۴۸۹ هزار تن بیش از آنچه مورد نیاز است به کشور وارد می شود که این مقدار مازاد، تولیدکنندگان داخلی را با مشکلات بیشتری مواجه می سازد.‏
آمار و ارقام موجود نشانگر آن است که با گذشت زمان، درصد خوداتکایی کاهش پیدا کرده به طوری که از ۶۱ درصد در سال ۱۳۸۰ به ۴۴ درصد در سال ۱۳۹۱ رسیده است. مسئله فوق نشان دهنده این واقعیت است که در مورد خودکفایی برنج، به برنامه تولید برنج توجهی نشده است و دولت باید برای حفظ سرمایه های داخلی و جلوگیری از خروج ارز از کشور، حامی برنجکاران باشد.‏
واردات بی رویه، نبود نظارت دقیق و کافی بر واردات و تنظیم بازار برنج، همواره کشاورزان را برای فروش محصولات خود با مشکلات زیادی مواجه ساخته است. همچنین بررسی های نشان می دهند که واردات برنج متاثر از دو عامل تولید داخل و نرخ تعرفه تعیین شده بر برنج وارداتی است.‏
سیاست‌های تعرفه ای کنونی در مورد برنج در کوتاه مدت باعث ضرر کشاورزان و کاهش درآمد آنان است و در میان مدت با تغییر ذائقه به تغییر الگوی مصرف و در بلندمدت الگوی کشت را متاثر کرده و تولید محصول استراتژیکی مانند برنج را به مخاطره خواهد انداخت و تولیدکنندگان سنتی داخلی را با حاشیه سود پایین در مقابل دنیای مکانیزه کشاورزی در بازار جهانی قرار خواهد داد با مشکلات و اخلال های فوق الذکر آثار فراوانی را بر تولید، مصرف و واردات برنج داشته اند به طوری که در حال حاضر یکی از مهم ترین نقاط ضعف اساسی بازار برنج، اطلاعات تنظیم بازار آن است. تا زمانی که شبکه دقیقی از مولفه های بازار شکل نگیرد، دولت نمی تواند در تنظیم بازار آن با موفقیت عمل کند.‏
عدم برآورد دقیق میزان تولید همواره دولت را در تعیین میزان دقیق واردات با مشکل مواجه ساخته است. متاسفانه دولت تاکنون علی رغم مداخلات فراوان در بازار برای این مهم چاره ای نیاندیشیده است و اغلب مبادلات بازار ، چه از بعد نرم افزاری و چه از بعد سخت افزاری در فضایی سنتی صورت می گیرند.‏
واضح است که با توجه به رشد و توسعه بازار مصرف و تولید این محصول، روش های سنتی، دیگر پاسخگوی نیازهای بازارهای جدید و گسترده نیستند.‏

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=3797