کد خبر: 94737
تاریخ انتشار: ۰۹ بهمن ۱۳۹۷

چگونه ارابه مرگ آفریدیم!؟

چگونه ارابه مرگ آفریدیم!؟ کیارش احمدپور، کارشناس اقتصادی در عید امسال خبری را می خواندم که پراید را ارابه مرگ نامیده بود. حال می خواهم در خصوص ارابه مرگ موضوع را از دیدگاه دیگر بررسی کنم. همین خبر باعث شد که کمی در اینترنت در خصوص آمار تصادفات منجر به مرگ جستجو کنم و در این جستجو به اطلاعات جالبی برخوردم؛ در یکی از این گزارشات جدولی ارائه شده بود از تصادفاتی که مقصر و غیر مقصر در آن بر حسب جدولی و به تفکیک خودرو ارائه شده بود که بسیار قابل تامل بود. در جدول یادشده که به دو بخش مقصر و غیر مقصر  درتصادفات پرداخته بود، پراید، وانت، عابر و موتورسیکلت مورد برررسی قرار گرفتند که پراید رتبه دوم را در بخش «وسیله های مقصر» و رتبه سوم را در «وسیله های غیر مقصر» کسب کرده بود؛ این در حالی است که عابر و موتورسیکلت در رتبه اول وسایل مقصر  و غیر مقصر قرار گرفته بودند. حال نقش ارابه مرگ چیست؟ یکبار این موضوع را می خواهیم از دیدگاه توسعه و مقایسه با کشور آلمان انجام دهیم که شاید دیدگاهها کمی تغییر یابد. در حال حاضر می توان گفت ارزانترین خودرو در بازار ایران پراید است. معادل این خودرو در اروپا خودرو اسمارت است که از لحاظ ابعادی بسیار کوچکتر از پراید بوده به نحوی که موتور آن زیر اتاقک نصب شده و فاصله راننده با خودرو جلو و عقب یک شیشه است.آیا خودرو اسمارت هم ارابه مرگ است؟ آیا در آمار تصادفات رتبه اول را دارد؟ درخصوص اینکه خودرو پراید نواقص دارد و باید برطرف شود بحثی ندارم و بیشتر روی این موضوع بحث خواهم کرد که چرا پراید و اسمارت این همه نقششان در مرگ و میر جاده ای متفاوت باشد؟ چرا اسمارت آنقدر در خواست داشته و دارد که روزانه در حال به روز رسانی و سرمایه گذاری است و بازار بسیار مطلوبی دارد؟چرا اسمارت محصول کارخانه بنز با ساعت سواچ به اندازه پراید سانحه آفرین نیست؟ جواب سوال در یک کلام فرهنگ آموزش است؛ این نکته نشان می دهد پراید را نباید ارابه مرگ نامید، بلکه شیوه آموزش های رانندگی و نوع جرایم و برخورد با متخلفین را باید عامل مرگ دانست. حال موضوع را از جنبه دیگری بررسی می کنیم؛  هر شخصی بخواهد مسافتی را طی کند ابتدا به صورت پیاده و یک مرحله پیشرفته تر با موتور سیکلت و در نهایت با خودرو خواهد بود. مورد اول و دوم که کاملا مشخص است، قوانین را نمی دانیم؛ که کجا حق با عابر و کجا حق با وسیله نقلیه است، در مورد پراید با توجه به قیمت آن می شود گفت انتخاب اول خیلی از خانوارهای ایرانی و قشر جوان جامعه است. حال باید دید این مسئله را چگونه می توان حل کرد؟ در کشور آلمان اگر شخص بخواهد گواهی نامه بگیرد در حالت عادی نزدیک به ۶ ماه زمان می برد، دلیلش چیست؟ اول اینکه هفتگی باید در کلاسهای تئوری شرکت کند که در آن از کوچکترین مسائل رانندگی و فرهنگ رانندگی مطرح می شود تا... به عنوان مثال یکی از سوالات سر کلاس درس این است که اگر راننده دیگر مسن بود به چه چیزهایی باید توجه کرد؟جواب سوال هم این است به اینکه ممکن است گوش ایشان خوب نشنود،چشم ایشان دیدی به اندازه یک فرد جوان ندارد و عکس العمل افراد مسن سریع نیست پس با دانستن اینها باید صبر کرد،سوال خیلی ساده است و به نظر مضحک اما یک بار مطرح می شود که بگویند همه چیز را در کلاس گفتیم و یادآوری کردیم! ویا سوال دیگر اگر روزی از درب خانه خارج شدید دیدید که ماشین جلوی پارکینگ پارک کرده چه باید کرد؟ با چه کسی باید تماس گرفت؟ اگر خودرو را جابجا کردند مسئول پرداخت هزینه کیست؟جواب سوال این موضوع در ایران ساده است خیلی ساده،اول از همه یک لگد به گلکیر ماشین و بعد صدای آژیر و بعد پیاده شدن راننده و گفت و گوی زیبای فی مابین که ذکر آن در این مقال نمی گنجد... در آنجا جواب این است که با شماره ای تماس می گیرید و آنها می آیند ماشین را بر می دارند و هزینه را راننده خاطی خواهد داد. ۱۲سرفصل درس دادند در این کلاس ها. یکی از این سرفصل ها متعلق به علائم راهنمایی و رانندگی است که برای هر جا قانون تعریف شده و هیچ جا بلاتکلیف نیستند مانند جاده هراز که در نقاطی خط ممتد جدا کننده خودرو های خلاف جهت وجود ندارد. و یک قاعده کلی که می گوید شما در هر مرحله هرجایی باشید اول به پلیس اگر نبود به چراغ اگر نبود به قاعده حق تقدم باید توجه کنید.علائم بسیاری وجود دارد که همه متناسب با شهر و جاده هستند. در آلمان در پیاده رو ها قسمتی با موزاییک قرمز وجود دارد که مخصوص تردد دوچرخه است و عابر پیاده اگر در آن باشد تصادفی بین دوچرخه و عابر صورت پذیرد مقصر عابر پیاده است و اگر دوچرخه در خط قرمز نباشد و اتفاقی برای عابر بیافتد مقصر دوچرخه است.یکبار برای همیشه آمده اند قانون را تعریف کرده اند بدون استثنا و وقت گذاشته اند و آن را آموزش داده اند و هیچ وقت در تصادف شما نمی بینید که شخصی بگوید من از کجا بدانم که به عنوان مثال اینجا حق تقدم با کیست یا .... چرا در آلمانی که اکثر اتوبانها محدودیت سرعت وجود ندارد و تردد های بین المللی وجود دارد و نوشیدن الکل هم ممنوع نیست اولا ارابه مرگ وجود ندارد،ثانیا آمار تصادف کمتر است؟ آیا می دانید اگر به عنوان مثال راننده ای الکل مصرف کرده باشد و پلیس آنرا بگیرد چه می شود؟ ۱۹۶ ساعت کلاس اجباری دارد و دو سال حق رانندگی ندارد و در ضمن به کلاس هایی فرستاده می شود که هوش ایشان سنجش شود که آیا از روی عمد این کار را کرده و یا مشکل ذهنی دارند که نفهمیده نباید این کار را می کرده؟! کافی است که حوادث را دنبال کنیم و ببینیم سالی چند کشته در رانندگی توسط رانندگان مست ویا مواد مخدر استفاده کرده با خودروهای لوکسشان داریم. خدارا شکر که در ایران ما خط عبور دوچرخه نداریم و گرنه تعداد تصادفاتمان چندین برابر بود. راه حل این است که یک بار وقت بگذاریم قوانین و علائم را درست تعریف کنیم و بعد در سطح شهر پیاده کنیم و بعد هم آموزش کامل دهیم و البته با چنین رویکردی آنچه در «انتها» باید انجام داد کنترل سختگیرانه است.

  درخصوص اینکه خودرو پراید نواقص دارد و باید برطرف شود بحثی ندارم و بیشتر روی این موضوع بحث خواهم کرد که چرا پراید و اسمارت این همه نقششان در مرگ و میر جاده ای متفاوت باشد؟ چرا اسمارت آنقدر در خواست داشته و دارد که روزانه در حال به روز رسانی و سرمایه گذاری است و بازار بسیار مطلوبی دارد؟چرا اسمارت محصول کارخانه بنز با ساعت سواچ به اندازه پراید سانحه آفرین نیست؟