چند ملیتی ها هر چه کمتر شناخته شوند، مصونیت بیشتری دارند.

0
۹۷۵ بازدید

حامد هدائی ” اقتصاددان رفتاری و سیاسی”

چند ملیتی ها هر چه کمتر شناخته شوند، مصونیت بیشتری دارند.

هنگامی که از شرکت های چند ملیتی صحبت می شود، انواع گوناگونی از آنها که از نظر منشاء ملی، اندازه و پراکندگی سازمانی، الگوی مالکیت و مشارکت ، نوع فعالیت در بخش های مختلف اقتصادی، سیاست های مدیریت و غیره متفاوتند، در نظر مجسم می شوند. اما، با وجود این تفاوت ها،  وجود اشتراک بین این شرکت ها بسیار زیاد است، و از این رو کاربرد یک عنوان عام و همگانی برای آنها قابل توجیه است. برای آنکه شرکتی تحت عنوان یک شرکت چند ملیتی طبقه بندی شود باید از یک سلسله خصوصیات خاص بهره مند باشد: یک: شرکت چند ملیتی معمولا بزرگ است، بیشتر به شکل الیگوپولی عمل می کند. شعب و شرکت های وابسته در کشورهای گوناگون دارند، و فروش سالانه اش از صد ها میلیارد دلار تجاوز می کند. با آنکه اندازه بزرگ و پراکندگی سازمانی، ضابطه بسیار مهمی محسوب می شود، اما بر این قاعده استثناهایی نیز هست.

برخی الیگوپولی ها در سرمایه گذاری بین المللی شرکت نمی کنند و برخی از این شرکت ها نیز بی آنکه خصوصیت الیگوپولی داشته باشند در سرمایه گذاری خارجی شرکت دارند. ضابطه مشترک تمام این شرکت ها، فعالیت در کشورهای دیگر است. این شرکت ها یا از طریق شعبه و یا شرکت تابعه عمل می کنند. شرکت تابعه یا حالت وابسته دارد و یا حالت پیوسته و اغلب این شرکت ها از طریق سرمایه گذاری مستقیم عمل می کنند. علاوه بر سرمایه گذاری های فوق، برخی از شرکت های چند ملیتی به فروش خدمات مدیریت نیز اشتغال دارند و از طریق مشاوره مدیریت، یا اداره مستقیم امور شرکت، خدمات مربوطه را به فروش می رسانند. از نظر الگوهای مالکیت با آنکه اغلب این شرکتها از طریق مالکیت تام و یا مالکیت اکثریت سهام بر شرکت های خارجی خود کنترل مستقیم دارند.

تمایز دیگر شرکت های چند ملیتی، تفاوت در سرمایه گذاری در بخش های گوناگون اقتصادی است. از نظر تاریخی فعالیت این شرکت ها قبل از آنکه در بخش صنایع رشد کند، ابتدا در مواد اولیه و در بخش استخراجی توسعه یافت.

سرمایه گذاری خارجی در بخش های مختلف، بسته به نوع کشور، متفاوت است. علاوه بر این، فعالیت شرکت های چند ملیتی در بخش خدمات از جمله بانکداری، جهانگردی و غیره نیز  بسیار مشهود است. شرکت های چند ملیتی را ، با توجه به تفاوت ها و وجوه تشابه شان، از جهات مختلف طبقه بندی کرده اند. دانینگ بر اساس نوع فعالیت شرکت ها، آنها را به دو دسته اصلی تقسیم کرده است: یکی شرکت های چند ملیتی تولیدی- یعنی شرکت هایی که در بیش از یک کشور مالک تاسیسات تولیدی از جمله کارخانه جات، معادن، پالایشگاه های نفت و غیره هستند، و آنها را بطور موثر تحت کنترل دارند. دیگری شرکت های چند ملیتی تجاری- یعنی شرکت هایی که محصولات تولید شده در داخل کشور خود را به سایر شرکت ها در کشورهای دیگر می فروشند. این دو دسته شرکت، چه از نظر عملکرد و چه از نظر اثراتی که بر کشور میزبان می گذارند با یکدیگر تفاوت اساسی دارند. تفاوت آن ها کمابیش تفاوت اساسی بین عملکرد سرمایه تجاری و سرمایه صنعتی در سطح جهانی است. بطور کلی با در نظر گرفتن تفاوت ها و وجوه تشابه انواع این شرکت ها، شرکت چند ملیتی را می توان چنین تعریف کرد: مجموعه ای یکپارچه و سازمان یافته از وسایل تولید که تحت یک مرکز واحد سیاست گذاری اداره می شود و موسسات تاسیسات مختلفی را که در سرزمین های مختلف پراکنده است کنترل می کند. نکته ای که در مورد عنوان چند ملیتی این شرکت ها باید به آن توجه داشت این است که به طرز گمراه کننده ای برداشت نادرست را می توان القا کند که آنها مربوط به ملیت خاصی نیستند و ملیت های گوناگون در مالکیت و کنترل آنها سهیم اند. این شرکت ها در واقع با فروش بخش کوچکی از سهام خود به تعداد زیادی سهامدار از کشورهای مختلق و یا از طریق استخدام مدیران محلی و پنهان کردن هویت ملی خویش، ظاهری بین المللی و چند ملیتی به خود می گیرند؛ اما در واقع این شرکت ها به سرمایه داران کشور بخصوصی تعلق دارند و سهامداران و مدیران اصلی آنها تابعیت همان کشور بخصوص را دارا هستند. این شرکت ها به منظور جلب کلیت های دیگر، هویت ملی خود را پنهان می سازند. شرکت ها هر چه کمتر با دولت های موطن خود شناخته شوند، مصونیت بیشتری دارند.

instagram.me/hamedhodaei

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=100672