پیشروی در پرتو ائتلاف گسترده

0
۴۴۸ بازدید

علیرضا خوشبخت
Khoshbakht.a@gmail.com
به سرانجام رسیدن مذاکرات هسته ای بی گمان یکی از مهم ترین رویدادهای چند دهه اخیر در سپهر سیاسی ایران است. گستردگی و فراوانی متغیرها و بازیگران موثر بر سرنوشت این پرونده که بسیاری از نیروهای عرصه سیاست داخلی و خارجی را در بر می گرفت از سویی و تاثیرات گسترده آن بر سرنوشت تقریبا تمامی مردم ایران از سوی دیگر، از دلایل اهمیت فراوان این پرونده به شمار می رفت و می رود.
به گمان نگارنده این سطور بازکاوی دلایل موفقیت دولت حسن روحانی در مدیریت این پرونده پیچیده می تواند به شناخت سپهر سیاسی ایران و قواعد حاکم بر آن کمکی به سزا برساند. دست یابی به این شناخت و صیقل دادن مداوم آن در پرتو نقدهای نظری و تجربه های عملی ضرورتی مهم برای نیروهای سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه در جامعه ایران است. به خصوص آن که به نظر می رسد کمبود و ضعف چنین شناختی یکی از دلایل ضعف این نیروها در طراحی و پیش برد راهبردهایشان بوده است.
مقصود این یاداشت مرور تمامی دلایل و علل توفیق حسن روحانی و دولت تدبیر و امید در مدیریت این پرونده پیچیده نیست. غرض از نگارش این یادداشت تمرکز بر یکی از دلایل این موفقیت است که به گمان نگارنده نه تنها نقش مهمی در این توفیق داشته است بلکه فقدان آن در بسیاری از کوشش های اصلاح طلبانه سالیان اخیر یکی از دلایل ناکامی این کوشش ها بوده است.
به گمان نگارنده این سطور این دلیل «ایجاد و حفظ یک ائتلاف گسترده در میان نیروهای سیاسی بلوک قدرت» است. پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ حاصل یک ائتلاف گسترده میان نیروهای سیاسی اعتدال گرا و اصلاح طلب بود. عملکرد مدبرانه و جوانمردانه دکتر محمد رضا عارف در کناره گرفتن از انتخابات ریاست جمهوری مهم ترین نماد این ائتلاف بود. علاوه بر این نیروها، بخشی از نیروهای اصولگرای میانه رو نیز در این پیروزی نقشی غیر مستقیم اما تعیین کننده و حساس داشتند.
حسن روحانی در جریان و بعد از تشکیل دولت یازدهم نیز کوشید تا این ائتلاف گسترده را حفظ کند. دولت او دولتی ائتلافی است که نیروهایی از میان اصلاح طلبان، اعتدال گرایان و اصولگرایان را در خود جای داده است. البته این اصرار روحانی برای حفظ ائتلاف با نیروهای سیاسی مختلف در دو سال گذشته دشواری های مهمی نیز برای او به ارمغان آورد. از سویی اصولگرایان که بر مجلس تسلط کامل داشتند به دلیل نارضایتی از حضور رقیبان اصلاح طلب در برخی از سمت های کابینه فشارهای شدیدی به دولت وارد کردند. کارت های زرد پیاپی، تهدید به استیضاح وزرا که در مواردی مانند استیضاح دکتر رضا فرجی دانا به برکناری وزیر مربوطه منجر شد، ندادن رای اعتماد به وزرای پیشنهادی و نطق های آتشین پیش از دستور از جمله روش های مجلس برای اعمال فشار بر دولت بود. و از سوی دیگر بسیاری از نیروهای اصلاح طلب و به خصوص بدنه جوان تر این نیروها از اقدامات دولت به خصوص در عرصه های سیاسی و فرهنگی ابراز نارضایتی و ناامیدی می کردند. کندی دولت در عمل به وعده های سیاسی انتخاباتی خود به خصوص در مورد گشایش فضای سیاسی، تعلل دولت در تغییر بسیاری از مدیران میانی در دستگاه های مختلف و عقب نشینی های گاه و بی گاه دولت در عرصه های فرهنگی در مقابل فشار اصولگرایان زمینه ساز این نارضایتی ها بود.
علی رغم این فشارهای دو جانبه که هم خصلت ائتلاف های گسترده سیاسی است و هم به دلیل مختصات فرهنگ سیاسی ایران در مواردی هم تشدید می شود، شخص حسن روحانی و همکاران او در دولت یازدهم کوشیدند تا با رویکردی میانه روانه و مدارا جویانه رضایت جریان ها و اشخاص مهمی از هر دو جناح و حمایت کلی آن ها را در مورد برنامه های مهم دولت و در راس آن ها حل مسالمت آمیز پرونده هسته ای جلب نمایند.
بسیاری از ناظران و تحلیلگران سیاسی همراهی ارکان کلی نظام در مورد پرونده هسته ای با دولت را به تصمیم کلی نظام وحمایت مقامات عالی آن نسبت می دهند که با حمایت های آشکار و پنهان خود مانع از کارشکنی های گسترده در روند حل مسالمت آمیز پرونده هسته ای شدند. این استدلال البته در جای خود درست است و به عبارت بهتر بهره مهمی از حقیقت دارد، اما تناقضی با استدلال کلی این یادداشت در اهمیت حفظ همراهی نیروهای سیاسی مختلف ندارد، بلکه موید آن نیز هست. بر مبنای این استدلال شکل دادن و حفظ یک ائتلاف سیاسی گسترده با نیروهایی از جناح های مختلف سیاسی از عوامل موثر تبدیل شدن تصمیم برای حل مسالمت آمیز پرونده هسته ای به تصمیم کلی نظام بوده است و البته این تبدیل به تحکیم این ائتلاف به خصوص در میان دولت و نیروهای سیاسی اصولگرا یاری بسیار رسانده است.
تاثیرات چنین ائتلافی به خصوص در مقاطع حساسی چون تصویب طرح هسته ای مجلس شورای اسلامی و کوشش رییس مجلس برای باز گذاشتن دست تیم مذاکره کننده و اعتماد به دولت به خوبی هویدا شد. این لحظه مهمی بود که به خوبی نشان می داد که در صورت فقدان این ائتلاف گسترده روند حل مسالمت امیز پرونده هسته ای چگونه می توانست توسط نیروهای تندرو با چالش مواجه شود.
پرونده هسته ای ایران با همه فراز و نشیب های خود به پایانی خوش نزدیک می شود و اگر اتفاق غیر مترقبه ای در روند اجرای «برجام» روی ندهد، می توان از پایان یافتن این بحران سخن گفت. این سرانجام نیکو البته نخستین و مهم ترین وعده حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری بوده است. با حل این مسئله به احتمال زیاد فشار مطالبات نیروهای سیاسی اصلاح طلب به نمایندگی از بدنه اجتماعی حامی دولت، برای گشایش فضای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و عمل رییس جمهور به سایر وعده های انتخاباتی خود بالا خواهد گرفت. اما آن چه باید به جد مد نظر این نیروها و البته دولت حسن روحانی قرار گیرد، تجربه ای است که در فرآیند طولانی و طاقت فرسای حل مسالمت آمیز بحران هسته ای به دست آمده است. بر مبنای این تجربه پیش برد مطالبات بر اساس یک ائتلاف گسترده و با لحاظ کردن منافع و خواسته های گروه های بیشتری از بلوک قدرت ممکن است کندتر بوده و با نتایج حداقلی همراه باشد، اما کم ریسک تر و پایدارتر خواهد بود. به عبارت دیگر اگرچه پیروزی هایی که با این مشی به دست می آید کوچک تر است، اما شکست های احتمالی نیز کمتر فاجعه بار خواهد بود.
اگرچه ایجاد ائتلاف میان نیروهای سیاسی و اجتماعی با پیشینه، ارزش ها، مبانی نظری و روش های مختلف، کاری به غایت پیچیده است، اما فراموش نکنیم که سیاست ورزی هنر سامان دادن دشواری ها و تدبیر کردن بن بست هاست.

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=14290