پدر سالاری به نام نفت

0
۳۴۷ بازدید

علی شفائی  
تداوم روند کاهشی قیمت نفت در بازارهای جهانی نگرانی هایی را در داخل کشور رقم زده و متاسفانه برخی مسولان و کارشناسان با پیش گرفتن رفتاری هیجانی، دغدغه خود را به سطوح دیگر جامعه منتقل کنند.
آنچهه مسلم نفت همچنان نقش پدرسالاری خود در اقتصاد ایران را حفظ کرده و بسیاری از دیگر بخش های اقتصادی به رغم دست یافتن به توانمندی های ارزشمند، از مستقل شدن هراس داشته و حاضر به رها کردن دست این پدر قد خموده نیستند.‏
چندین دهه وابستگی دخل، خرج و برج کشور به نفت، موجب شده تا درآمدهای غیرنفتی کوچک شمرده شود و هرچه که اقتصاد نوجوان غیرنفتی برای اثبات خود تلاش می کند، باور نادرست نفت چیز دیگری است، اعتماد به نفس این فرزند توانمند را تخریب می کند.
در نگاهی منطقی به نحوه هزینه کرد درآمدهای نفتی طی قریب به چهار دهه اخیر، با واقعیت هایی روبرو می شویم که می تواند مسکنی برای، افرادی باشد که نگران از کاهش درآمدهای نفتی خود را باخته اند.
در دهه اول انقلاب آغاز تحریم ها و پس از آن تحمیل هشت سال جنگ نظامی موجب شد تا ناخواسته بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی، برای پشتیبانی از سربازان وطن هزینه شود.
پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی همزمان با ورود به دهه دوم انقلاب نیز موجب شد تا همچنان دولت مجبور شود بخشی از درآمدهای نفتی را برای بازسازی خسارات حاصل از جنگ هزینه کند.
موج کاهش قیمت نفت سال های از دهه سوم موجب کاهش درآمدهای این بخش شد، مضاف براینکه فراهم نمودن زیرساخت های توسعه اقتصاد غیرنفتی نیز بخشی از درآمد اندک آن دوران را به خود اختصاص داد.
دهه چهارم که در سال های پایانی آن به سر می بریم، روندی متفاوت از دوره های قبل داشت، چنانکه قیمت نفت با نوسانات بالایی روبرو شد و در حالیکه در سال های ابتدایی این دهه نفت به کمترین قیمت مبادله می شد، در سال های میانی و با جهشی عجیب نفت به بالاترین قیمت در یک قرن گذشته رسید و درآمدهای سرشاری متوجه کشور شد، اما همچنان کشور نصیبی از این درآمدها نداشت، چراکه بخش عظمی از این عایدی را فساد بلعید.
اما نوسان نفت در ده چهارم همچنان ادامه یافت و دوران طلایی فروش گران نفت همزمان با آغاز به کار دولت دهم، مجدد روند نزولی به خود گرفت و همانطور که طی چند ماه و با روند جهشی افزایش یافته بود با شیبی تند کاهش یافت.‏
با نگاهی بر میزان درآمدهی نفتی و سرنوشت آنها، نکته قابل توجه این است که هیچگاه دولت نتوانسته با اندیشه ای آسوده آنگونه که در ایده آل ها مفروض است درآمد نفتی داشته باشد و آن را هزینه کند.‏
فارغ از برخی موضع گیری های سیاسی که دیپلماسی نفتی ضعیف دولت را هدف قرارداده اند، باید پذیرفت بازی در بازاری رقابتی با حضور چند ده بازیگر که هر کدام شرایطی متفاوت داشته و منافع ملی خود را ارجح بر هر روابط دوستی و دیپلماتیک می داند، دیپلماسی نمی تواند، تعیین کننده باشد، حتی اگر در اندیشه داخلی از پدرسالار اقتصاد برای خود قهرمانی شکست ناپذیر ساخته باشیم.
اما آنچه مسلم است پدر برای فرزندان خود همواره نقش پشتیبان دارد و دل های فرزندان به وجود او گرم است و در شرایط کنونی نیز نفت می تواند همچنان این نقش را در اقتصاد کشور ایفا کند، مشروط بر اینکه متولیان و تصمیم گیران، هنر کاگردانی و گرفتن بازی متفاوت را داشته باشند.‏
توقف خام فروشی، گزیه ای است که از بدو ملی شدن صنعت نفت بر روی میز مدیران ارشد بوده و به رغم برخی اقدامات همچنان تا رسیدن به تحقق نهایی فاصله ای زیاد دارد و البته در کوتاه مدت امکان پذیر نیست.
اما برای کوتاه مدت و شرایط امروز باید در اندیشه ای دگر بود و شرایط کنونی را به بهترین نحو ممکن مدیریت کرد، کاهش هزینه انرژی برای صنایعی انرژی بری که توان صادراتی دارند و یا تامین مواد اولیه واحدهای تولیدی که از مواد نفتی استفاده کرده و با کاهش هزینه تولید می توانند در بازارهای صادراتی توان رقابتی پیدا کند، می توانند از جمله راهکارهایی باشند که در کوتاه مدت بخشی از کاهش درآمد کشور را جبران کنند.
آنچه مسلم است، اقتصاد ایران باید بپذیرد تا مادامی که وابستگی به درآمدهای نفتی کاهش نیافته، نفت همچنان پدرسالار اقتصاد است، پدری که مدیران ارشد اقتصاد کشور مغز متفکر آن هستند و خرد و اندیشه ایشان می تواند سالاری بسازد که فرزندان خود را در مسیر توسعه تربیت کند و یا نازپروده های تنبلی که همواره چشم به دستان پدر دارند تا لغمه ای نان در سفره ایشان بگذارد.‏

علی شفائی  
تداوم روند کاهشی قیمت نفت در بازارهای جهانی نگرانی هایی را در داخل کشور رقم زده و متاسفانه برخی مسولان و کارشناسان با پیش گرفتن رفتاری هیجانی، دغدغه خود را به سطوح دیگر جامعه منتقل کنند.
آنچهه مسلم نفت همچنان نقش پدرسالاری خود در اقتصاد ایران را حفظ کرده و بسیاری از دیگر بخش های اقتصادی به رغم دست یافتن به توانمندی های ارزشمند، از مستقل شدن هراس داشته و حاضر به رها کردن دست این پدر قد خموده نیستند.‏
چندین دهه وابستگی دخل، خرج و برج کشور به نفت، موجب شده تا درآمدهای غیرنفتی کوچک شمرده شود و هرچه که اقتصاد نوجوان غیرنفتی برای اثبات خود تلاش می کند، باور نادرست نفت چیز دیگری است، اعتماد به نفس این فرزند توانمند را تخریب می کند.
در نگاهی منطقی به نحوه هزینه کرد درآمدهای نفتی طی قریب به چهار دهه اخیر، با واقعیت هایی روبرو می شویم که می تواند مسکنی برای، افرادی باشد که نگران از کاهش درآمدهای نفتی خود را باخته اند.
در دهه اول انقلاب آغاز تحریم ها و پس از آن تحمیل هشت سال جنگ نظامی موجب شد تا ناخواسته بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی، برای پشتیبانی از سربازان وطن هزینه شود.
پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی همزمان با ورود به دهه دوم انقلاب نیز موجب شد تا همچنان دولت مجبور شود بخشی از درآمدهای نفتی را برای بازسازی خسارات حاصل از جنگ هزینه کند.
موج کاهش قیمت نفت سال های از دهه سوم موجب کاهش درآمدهای این بخش شد، مضاف براینکه فراهم نمودن زیرساخت های توسعه اقتصاد غیرنفتی نیز بخشی از درآمد اندک آن دوران را به خود اختصاص داد.
دهه چهارم که در سال های پایانی آن به سر می بریم، روندی متفاوت از دوره های قبل داشت، چنانکه قیمت نفت با نوسانات بالایی روبرو شد و در حالیکه در سال های ابتدایی این دهه نفت به کمترین قیمت مبادله می شد، در سال های میانی و با جهشی عجیب نفت به بالاترین قیمت در یک قرن گذشته رسید و درآمدهای سرشاری متوجه کشور شد، اما همچنان کشور نصیبی از این درآمدها نداشت، چراکه بخش عظمی از این عایدی را فساد بلعید.
اما نوسان نفت در ده چهارم همچنان ادامه یافت و دوران طلایی فروش گران نفت همزمان با آغاز به کار دولت دهم، مجدد روند نزولی به خود گرفت و همانطور که طی چند ماه و با روند جهشی افزایش یافته بود با شیبی تند کاهش یافت.‏
با نگاهی بر میزان درآمدهی نفتی و سرنوشت آنها، نکته قابل توجه این است که هیچگاه دولت نتوانسته با اندیشه ای آسوده آنگونه که در ایده آل ها مفروض است درآمد نفتی داشته باشد و آن را هزینه کند.‏
فارغ از برخی موضع گیری های سیاسی که دیپلماسی نفتی ضعیف دولت را هدف قرارداده اند، باید پذیرفت بازی در بازاری رقابتی با حضور چند ده بازیگر که هر کدام شرایطی متفاوت داشته و منافع ملی خود را ارجح بر هر روابط دوستی و دیپلماتیک می داند، دیپلماسی نمی تواند، تعیین کننده باشد، حتی اگر در اندیشه داخلی از پدرسالار اقتصاد برای خود قهرمانی شکست ناپذیر ساخته باشیم.
اما آنچه مسلم است پدر برای فرزندان خود همواره نقش پشتیبان دارد و دل های فرزندان به وجود او گرم است و در شرایط کنونی نیز نفت می تواند همچنان این نقش را در اقتصاد کشور ایفا کند، مشروط بر اینکه متولیان و تصمیم گیران، هنر کاگردانی و گرفتن بازی متفاوت را داشته باشند.‏
توقف خام فروشی، گزیه ای است که از بدو ملی شدن صنعت نفت بر روی میز مدیران ارشد بوده و به رغم برخی اقدامات همچنان تا رسیدن به تحقق نهایی فاصله ای زیاد دارد و البته در کوتاه مدت امکان پذیر نیست.
اما برای کوتاه مدت و شرایط امروز باید در اندیشه ای دگر بود و شرایط کنونی را به بهترین نحو ممکن مدیریت کرد، کاهش هزینه انرژی برای صنایعی انرژی بری که توان صادراتی دارند و یا تامین مواد اولیه واحدهای تولیدی که از مواد نفتی استفاده کرده و با کاهش هزینه تولید می توانند در بازارهای صادراتی توان رقابتی پیدا کند، می توانند از جمله راهکارهایی باشند که در کوتاه مدت بخشی از کاهش درآمد کشور را جبران کنند.
آنچه مسلم است، اقتصاد ایران باید بپذیرد تا مادامی که وابستگی به درآمدهای نفتی کاهش نیافته، نفت همچنان پدرسالار اقتصاد است، پدری که مدیران ارشد اقتصاد کشور مغز متفکر آن هستند و خرد و اندیشه ایشان می تواند سالاری بسازد که فرزندان خود را در مسیر توسعه تربیت کند و یا نازپروده های تنبلی که همواره چشم به دستان پدر دارند تا لغمه ای نان در سفره ایشان بگذارد.‏

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=552