پدر سالاری به نام نفت

0
۳۵۳ بازدید

علی شفائی: تداوم روند کاهشی قیمت نفت در بازارهای جهانی نگرانی هایی را در داخل کشور رقم زده و متاسفانه برخی مسولان و کارشناسان با پیش گرفتن رفتاری هیجانی، دغدغه خود را به سطوح دیگر جامعه منتقل کنند.‏
آنچه مسلم است، نفت همچنان نقش پدرسالاری خود در اقتصاد ایران را حفظ کرده و بسیاری از دیگر بخش های اقتصادی به رغم دست یافتن به توانمندی های ارزشمند، از مستقل شدن هراس داشته و حاضر به رها کردن دست این پدر قد خموده نیستند.‏‏
چندین دهه وابستگی دخل، خرج و برج کشور به نفت، موجب شده تا درآمدهای غیرنفتی کوچک شمرده شود و هرچه که اقتصاد نوجوان غیرنفتی برای اثبات خود تلاش می کند، باور نادرست نفت چیز دیگری است، اعتماد به نفس این فرزند توانمند را تخریب می کند.‏
در نگاهی منطقی به نحوه هزینه کرد درآمدهای نفتی طی قریب به چهار دهه اخیر، با واقعیت هایی روبرو می شویم که می تواند مسکنی برای، افرادی باشد که نگران از کاهش درآمدهای نفتی خود را باخته اند.‏
در دهه اول انقلاب آغاز تحریم ها و پس از آن تحمیل هشت سال جنگ نظامی موجب شد تا بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی، برای پشتیبانی از سربازان وطن هزینه شود.‏
پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی همزمان با ورود به دهه دوم انقلاب شرایطی را فراهم آورد تا دولت مجبور شود بخشی از درآمدهای نفتی را برای بازسازی خسارات حاصل از جنگ هزینه کند.‏
موج کاهش قیمت نفت در سال های ابتدایی دهه سوم موجب کاهش درآمدهای این بخش شد، مضاف براینکه فراهم نمودن زیرساخت های لازم برای توسعه اقتصاد غیرنفتی نیز بخشی از درآمد اندک آن دوران را به خود اختصاص داد.‏
دهه چهارم که در سال های پایانی آن به سر می بریم، روندی متفاوت از دوره های قبل داشت، چنانکه قیمت نفت با نوسانات بالایی روبرو شد و در حالیکه در سال های ابتدایی این دهه نفت به کمترین قیمت مبادله می شد، در سال های میانی و با جهشی عجیب نفت به بالاترین قیمت در چند دهه گذشته رسید و درآمدهای سرشاری متوجه کشور شد، اما همچنان کشور نصیبی از این درآمدها نداشت، چراکه بخش اعظمی از این عایدی را فساد بلعید.‏
اما نوسان نفت در دهه چهارم همچنان ادامه یافت و دوران طلایی فروش گران نفت همزمان با آغاز به کار دولت یازدهم پایان یافت و قیمت طلای سیاه مجددا روند نزولی به خود گرفت و همانطور که طی چند ماه و با روند جهشی افزایش یافته بود با شیبی تند کاهش یافت.‏‏
با نگاهی به میزان درآمدهای نفتی و سرنوشت آنها، متوجه می شویم که هیچگاه دولت نتوانسته با اندیشه ای آسوده آنگونه که در ایده آل ها مفروض است درآمد نفتی داشته باشد و آن را هزینه کند.‏‏
فارغ از برخی موضع گیری های سیاسی که دیپلماسی نفتی ضعیف دولت را هدف قرارداده اند، باید پذیرفت بازی در بازاری رقابتی با حضور چند ده بازیگر که هر کدام شرایطی متفاوت داشته و منافع ملی خود را ارجح بر هر رابطه دوستی و دیپلماتیک می دانند، دیپلماسی نمی تواند، تعیین کننده باشد، حتی اگر در اندیشه داخلی از پدرسالار اقتصاد برای خود قهرمانی شکست ناپذیر ساخته باشیم.‏
اما آنچه مسلم است پدر برای فرزندان خود همواره نقش پشتیبان دارد و دل های فرزندان به وجود او گرم است و در شرایط کنونی نیز نفت می تواند همچنان این نقش را در اقتصاد کشور ایفا کند، مشروط بر اینکه متولیان و تصمیم گیران، هنر کارگردانی و گرفتن بازی متفاوت را داشته باشند.‏‏
توقف خام فروشی، گزینه ای است که از بدو ملی شدن صنعت نفت بر روی میز مدیران ارشد بوده و به رغم برخی اقدامات همچنان تا رسیدن به تحقق نهایی فاصله ای زیاد دارد و البته در کوتاه مدت امکان پذیر نیست.‏
اما برای کوتاه مدت و شرایط امروز باید در اندیشه ای دیگر بود و شرایط کنونی را به بهترین نحو ممکن مدیریت کرد، کاهش هزینه انرژی برای صنایع انرژی بری که توان صادراتی دارند و یا تامین مواد اولیه واحدهای تولیدی که از مواد نفتی استفاده کرده و با کاهش هزینه تولید می توانند در بازارهای صادراتی توان رقابتی پیدا کنند، از جمله راهکارهایی هستند که در کوتاه مدت بخشی از کاهش درآمد کشور را جبران می کنند.‏
آنچه مسلم است، اقتصاد ایران باید بپذیرد تا مادامی که وابستگی به درآمدهای نفتی کاهش نیافته، نفت همچنان پدرسالار اقتصاد است، پدری که مدیران ارشد اقتصاد مغز متفکر آن هستند و خرد و اندیشه ایشان می تواند سالاری بسازد که فرزندان خود را در مسیر توسعه تربیت کند و یا نازپروده های تنبلی که همواره چشم به دستان پدر دارند تا لغمه ای نان در سفره ایشان بگذارد.‏‏

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=8786