یادداشت‌های یک مشاور(۲۶)‏ / کف منحنی رکود؟

0
۳۹۱ بازدید

غلامرضا رحیمی – مشاور امور مدیریت
Iraninsme@gmail.com‎
دوستی که رئیس هیأت مدیره یک شرکت خصوصی فعال در زمینه فناوری اطلاعات است، مرا به مراسم بزرگداشت بیستمین سالگرد آن شرکت دعوت کرد. در جریان مراسم متوجه شدم که شرکت با همکاری پنج شریک شروع شده و در حال حاضر بیش از سی نفر سهامدار دارد که همگی در شرکت فعال می‌باشند. دوست من هم یکی از اعضای مؤسس پنجگانه آن شرکت است. همچنین با سخنرانی افراد مختلف متوجه دشواری کارهای آنان و سماجتی که برای بقای آن شرکت از خود نشان داده‌اند، بیشتر آشنا شدم.‏

در لابلای مراسم، دوست میزبان من که سال‌ها است که باهم ارتباط داریم، برای من تعریف کرد که در مقطعی حدود پنج سال پیش، آن‌قدر فشار رکود بر آن‌ها زیاد شده‌بود که تصمیم داشتند شرکت را منحل کنند. گفتم بله هنوز یادم هست، اما چطوری از آن بحران خارج شدید؟ گفت که سه نفر از پنج نفر مؤسس اصرار به انحلال داشتند، من پیشنهاد کردم که سهام‌شان را به جوانترهای فعال در شرکت منتقل کنند، خب بالاخره این ریسک را کردیم و از بین کارشناسان جوان چند نفری را گلچین کردیم و به‌صورت قسطی سهام را منتقل کردیم. گفتم با رکود چه کردید؟ گفت روزهای سختی بود و هست. بعد هم ادامه داد شرکت را کوچک کردیم، بیشتر کارهای مدیریت و سفارشات عادی توسط سهامداران انجام میشه و سفارشات خاص را هم به‌صورت پیمانی با گروه‌های بیرون از شرکت کار می‌کنیم، حتی کارهای پشتیبانی پس از فروش را هم پیمانی کرده‌ایم. گفتم این اقدامات بر روی کیفیت کارها اثر نگذاشته؟ گفت قطعاً، اما چاره چیست؟ بعد هم با آهی گفت باید یک‌جوری تا زمان پایان رکود زنده بمونیم. ادامه داد برگزاری این مراسم هم بیشتر با هدف تقویت روحیه جوان‌ها برای استقامت بیشتر است. تا این جمله‌‏‎اش تمام شد، جوانی را که نزدیک ما بود، صدا کرد مرا به عنوان مشاور خود به او معرفی کرده و او را به عنوان مدیر بازاریابی شرکت به من معرفی کرد، بعد هم به جوان توصیه کرد که دمای بازار را با من بسنجد. ‏
جوان خوش‌صحبت و خنده‌رو کمی بیشتر خود را معرفی کرده و بعد سعی کرد از من بیشتر بداند. پس از این آشنایی مختصر پرسیدم بازار را چطور می‌بیند؟ خیلی کوتاه پاسخ داد پر از بیم و امید. جوان فکر نمی‌کرد گرفتار یک مشاور پرحرف و سمج‌تر از خودش بشه. به همین دلیل زمانی که با سیل پرسش‌های من برای درک تحلیل او از شرایط بازار روبرو شد، گفت من فکر کردم خودم باید خیلی بپرسم. خندیدم و گفتم آدم می‌تونه با پاسخ دادن به پرسش‌ها هم، خوب یاد بگیره. خندید و توضیح داد که بیم او و همکاران‌اش از این است که شرایط رکود ادامه یابد، که در این‌صورت، ممکن است نتیجه‌اش تعطیلی شرکت باشه. پس از توضیحات بیشتر، در مورد امید هم گفت امید داریم چون بسیار وعده به ما داده اند و راستش فکر نمی‌کنیم دیگر سخت‌تر از این هم ممکن باشد؛ و آخر سر خندید و گفت به قول بورسی‌ها دیگر به کف رسیده و باید منتظر تغییر شیب بود. گفتم خب، اگر تعطیل کنید شما جوان‌ها چه خواهیدکرد؟ گفت نمی‌دانم اما حتماً یک تعدادی جذب رقبای دولتی و شبه‌دولتی شده و تعدادی خارج رفته و چند نفری هم کارشون را عوض می‌کنند و می‌روند مشغول شکستن قفل نرم‌افزارهای مشابه خارجی و فروش آن‌ها می‌شوند. گفتم خب در این اوضاع رکود و بحران کاری، شبه‌دولتی‌ها و دولتی‌ها چطوری ادامه می‌دهند؟ گفت ساده است، هم از بودجه می‌خورندف و هم به هم نان قرض می‌دهند. گفتم چطور؟ گفت هرچه شرایط بازار سخت‌تر شد، مشتریان دولتی و شبه‌دولتی بیشتر جذب رقبای دولتی و شبه‌دولتی ما شدند، بعد هم اضافه کرد آیا این اتفاقی است؟

(Visited 1 times, 1 visits today)

لینک کوتاه مطلب : https://jahaneghtesad.com/?p=13041